امريکايي‌ها نه خود را فريب بدهند نه مارا

عبدالحميد مبارز رييس اتحاديه ملي ژورناليستان افغانستان
چند سال است که رهبران سياسي و نظامي امريکا از يک راه حل سياسي جنگ افغانستان حرف مي زنند، در حالي که خود شان خوب مي دانند که مسأله افغانستان حل سياسي ندارد، براي رسيدن به يک راه حل سياسي، حامدکرزي رييس جمهور قبلي، بيست ويک مسافرت به پاکستان کرد و حتا گفت که اگر امريکا به پاکستان حمله کند، کرزي در کنار پاکستان مي ايستد. اين گونه امتياز دهي که اعتماد در امريکا را نسبت به دولت افغانستان متزلزل ساخت باز هم نتيجه نداد. تا حال امريکايي ها واضح نه ساخته اند که راه حل سياسي باکي؟ باطالبان يا با پاکستان، اگر مقصد طالبان با شد، طالبان يک قدرت سياسي نيستند که خودشان تصميم بگيرند، تصميم طالبان به دست آي.اس.آي پاکستان است. با مشوره با فضل الرحمن رهبر جمعيت العلماي پاکستان مي گيرد. ملا فضل الرحمن کسي است که چند بار جهاد را در افغانستان مجاز دانسته و در پاکستان حرام! بناءً طالبان قدرت و توان صلح را ندارند، آنها وسيله‌يي در دست پاکستان اند، پس بايد راه حل سياسي مستقيماً با پاکستان جستجو شود. اين راه را کرزي جستجو کرد، ناکام شد. اين راه را محمداشرف غني در اولين سفرش بعد از احراز مقام رياست جمهوري، به پاکستان و آخرين سفر به هند، اعلام برخي توافقنامه هاي استخباراتي و دادن امتياز هايي که موردانتقاد شديد جامعه مدني، رسانه‌هاي آزاد و شخصيت هاي سياسي گرديد، مگر پاکستان وعده هاي که به محمد اشرف غني رييس جمهور جديد افغانستان در مسافرت اولش داد، وفا نکرد و محمد اشرف غني با آن که در تقويت روابط با هند اقدام کرد، براي نجات از فشار هاي اقتصادي پاکستان روابط خود را با کشور هاي آ سياي ميانه تقويت کرد و راه هاي بديل راه تجارتي پاکستان را براي افغانستان جستجو نمود که امروز نماينده گان اتاق هاي تجارت افغانستان از بندر چابهار، شاهراه لاجورد، احياي راه ابريشم و ارتباط افغانستان با قطارهاي آهن از طريق ايران وترکمنستان و ديگر کشور هاي آسياي ميانه به اروپا، حال گفته مي شود که اموال تجارتي افغانستان مي شود در ظرف هفت روز به بازارهاي اروپا برسد. افغانستان ديگر از اين راه هاست که فشار پاکستان را بر تجارت افغانستان خنثي مي سازد، اين خود پاکستان است که راه تجارتي خودر ا ضعيف مي گرداند؛ زيرا کشور هاي آسياي ميانه مثل افغانستان از راه هاي جديد تجارت شان را با جهان ادامه خواهند داد، اين راه هاي جديد چون وابسته گي کشور هاي آسياي ميانه را با فدراسيون روسيه نيز حفظ مي کند که رضايت آن کشور را نيز با خود دارد، در حالي که تجارت کشورهاي آسياي ميانه از طريق افغانستان بسته گي کشورهاي آسياي ميانه را با فدراسيون روسيه کاهش مي داد، بناءً اين موضع‌گيري هاي پاکستان هم به ضرر پاکستان تمام شده، هم به ضرر امريکا که بار ديگر کشورهاي آسياي ميانه خواسته يا ناخواسته تحت نفوذ سياسي فدراسيون روسيه باقي مي مانند.
به هر صورت مي آييم به اين که آيا راه حل سياسي جنگ افغانستان وجود دارد، چون اين گونه راه حل با طالبان ممکن نيست؛ زيرا گفتيم که طالبان يک وسيله اند که صرف بايد جنگ نمايند بناءً حال مي بينيم که اين راه حل سياسي با پاکستان امکان دارد؟ من فکر مي کنم که ندارد، چرا؟ براي اين که خواست هاي پاکستان کاملاً روشن مي باشد و آن اينست که:
1- پاکستان تلاش دارد تا خود را به کنار درياي کنر برساند و مستقيماً در آب درياي کنر شريک شود و در کنترول آن دست داشته باشد.
2- قنسولگري ‌هاي هند در افغانستان مسدود گردد و روابط افغانستان و هند کمرنگ شود.
3- افغانستان در سياست خارجي خود با پاکستان مشوره نمايد يعني همان طوري که امير عبدالرحمن خان وامير حبيب الله خان در قرن نزدهم از انگلستان در باره سياست خارجي خود مشوره مي گرفتند، يعني همان امتيازي را که انگليس در قرن نزدهم در افغانستان داشت و افغانستان آن امتياز را براي انگلستان تحت فشار پيشروي روسيه به سوي سرحدات شمالي افغانستان و مناقشاتي که افغانستان در پامير روسيه داشت قبول کرده بود، پاکستان آن گونه امتياز را در قرن بيستم تحت فشار جنگ چريکي طالبان و تروريست هاي بين المللي، از افغانستان مي خواهد.
4- در افغانستان يک حکومت ضعيف وتحت اداره پاکستان وجودداشته باشد.
5- افغانستان داراي صنايع و توليد داخلي نگردد و استملاک کننده اموال پاکستاني بماند.
6- راه ارتباطي پاکستان با آسياي ميانه بدون تکس وغيره براي پاکستان باز باشد.
7- پاکستان در استخراج معادن افغانستان به صورت انحصاري وامتيازي قبول گردد.
به اين ترتيب پاکستان مي خواهد به افغانستان تسلط کامل داشته باشد و استقلال و حاکميت ملي پاکستان به نفع پاکستان متأثر مي گردد، اين خواست را حکومت امروز و حکومت هاي آينده افغانستان قبول کرده نمي توانند؛ زيرا اين اسارت افغانستان مي باشد و حکومت افغانستان اگر قبول کند، به قيام مردم افغانستان مواجه مي گردد.
حال اگر اين دلايل و توضيحاتي که من ارايه کردم درست نباشد، امريکايي‌ها خود خواست هاي پاکستان را نشر نمايند که چه مي باشد، پاکستان از افغانستان چه مي خواهد که حکومت افغانستان آن را رد مي نمايد و جنگ و انفجار هاي انتحاري را پاکستان ادامه مي دهد، حال اگر سياستمداران امريکا راه حل سياسي دارند آن را روشن بسازند تا مردم افغانستان خود شان تصميم بگيرند، در غير آن وقتي امريکايي ها خوب مي دانند که پاکستان يک طرفه عمل مي کند و مي گويد تا مسأله کشمير حل نه شده، جنگ در افغانستان ادامه مي داشته باشد، امريکايي ها بفرمايند که موضوع کشمير حل گرديده که راه براي حل سياسي جنگ وتجاوز غير مستقيم پاکستان به افغانستان امکان پذير گرديده است.
بناءً واضح است که پاکستان سياست خود را نسبت به افغانستان تغيير نداده و حل سياسي امکان ندارد، فلهذا اگر امريکا مي خواهد که پاکستان مجبور به حل سياسي شود بايد:
1- پاکستان را تحت تحريم هاي اقتصادي و نظامي قرار بدهد.
2- امداد پولي و نظامي را به پاکستان قطع نمايد که اين دو، چون پاکستان با چين روابط بسيار دوستانه تر نسبت به امريکا دارد نيز نتيجه نمي دهد. بناءً آن هايي که راه حل سياسي را جستجو مي نمايند بايد بدانند که وقت را به نفع پاکستان مي کشند، چه پاکستان قرار گفتة سرتاج عزيز، جنگ افغانستان را طولاني تر مي سازد تا امريکا و افغانستان هر دو را به مشکلات بيشتر مواجه بگرداند.
بناءً بايد افغانستان خود را با يک حل نظامي و در پايان آن به صلح عادلانه با پاکستان آماده سازد، در غير، اگر امريکا يا اروپا يا هرکشور و شخصيت سياسي که از راه حل سياسي در افغانستان حرف مي زند، هم خود را فريب مي دهد و هم ما افغان ها را.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید