شکست داعشيان در عراق؛ ميزباني آن‌ها در پاکستان!؟

محمد علي مهرزاد
زماني که پاکستان افتخار ميزباني بن لادن را به عهده داشت، توانست مورد عنايت کشورهاي حامي وي قرار داشته باشد، البته بعد ازگسست بن لادن از غرب و ايجاد اختلاف در بين سران عياش و شيخ هاي ميليارد عرب توسط شبکه استخباراتي پاکستان و در رأس آن شبکه جاسوسي موساد اسرائيل؛ اين نقل قول را از بن لادن، پيروان آن به زبان مي آورد ند که گفته بود: ((مرگ را دوست داريم؛ همان طوري که شما غربيان زنده‌گي را دوست داريد))!؟
برويت اين شعارمرگ تروريست ها حادثه اي دوراز انتظار نبايد ماية شگفتي شود. همين تمايلات به اصطلاح شعوري ويا غيرشعوري ويا پلان شده را مي‌توان نهايتاً در وجود داعش، اين مولود ساخته‌گي شبکه هاي استخباراتي صهيونيزم و دستياران غربي شان دربين جوانان اروپايي که به مرحله ((نهيليست)) يا پوچيزم، سقوط کرده اند پيوند خورده ؛ تمام مرزهاي ملي کشورهارادرنورديده و به مبارزه طلبيده است.
حوادث اخير انتحاري درکابل وعملکرد داعش به همکاري سازمان استخبارات پاکستان ما، را به ياد خاطرات جنبش هاي آنارشيزم نيمة قرن نوزدهم ميلادي در اروپا مي اندازد که اکنون ما شاهد ترکيب وشکل تکامل يافته ترجنايات هولناک اين ائتلاف مرگبار تروريستان به ميزباني درپاکستان هستيم.
تروريست هاي امروزي بنام داعش وامثال آن ها ادعا دارند که ما آگاهانه مرگ را بر زنده‌گي برگزيده‌ايم!؟ اما آنچه تازه‌گي دارد که عاملان تروريستي بنام داعش درحا ل سنت شکني اند ، مي خواهند مفهوم اسلامي ((جهاد)) را با اعمال تروريستي خود پيوند بزنند وازين طريق، در پي کم بهادادن مفاهيم انسا ني ومورد سوال قراردادن ارزش‌هاي اصيل اسلامي اند. در حالي که در اسلام، مفهوم شهيد شدن درميدان نبرد حق وبا طل که يک سنت اسلامي، ارج و قدرفراواني قايل است. اما به هيچ عنوان مرگ افرادي که خودشان رابه تهلکه مي اندازند، نه تنها جواز نداده ، بلکه اين عمل را خلاف قول صريح خداوند مي دانند ، اين امرمسلم وغير قا بل انکار است. سوال اين جاست که چرادرين اواخراين گروه هاي تروريست درفکرايجاد «دولت اسلامي شام» شده‌اند و از جانب ديگر، اين گونه در پي مرگ هستند؟ آيا اين تمايل به مرگ چه دلايلي دربا ره راديکاليزم اسلامي معاصر دارد؟ آيا اين را مي توان از آدرس اين نوع اشخاص واعمال خلاف دستورات قرآن به نام احياي مجدد اسلام دانست؟ با يد تا ديرنشده جهان اسلام براي اين نوع اعمال تعريفي داشته باشند ؛ به اين معني که فحواي آن رابراي جا معه اسلامي امروزي که در صد د هويت اسلامي وملي خود اند، چه بايد باشد؟ وازکشورپاکستان که ميزباني اين تروريستان را به دوش مي کشد پاسخ اين معمارا مطالبه کنند؛ چنين تنفر وخشونت غيرانسا ني واسلامي درنسل موجودة غرب وشرق درپاکستان پاگرفته ؛ بدون شک درقدم اول مظاهرنوعي سنت شکني فرهنگي به سوي ماجراجويي چه دروجود آنا رشيستان جديد که پيرو مکتب پوچيزم غربي اند؛ چه دروجود گروه هاي بنيادگراي افراطي مذهبي وامثال آن که در پاکستان به راه افتيده مشاهده کرد اصلاً مي خواهند همه چيزرا يکسره از نوبنياد بگذارند و اين همه ارزش‌هاي تمدن اصيل اسلامي وغربي را درتقا بل وبه ويراني بکشند. جالب تراينست که ازقول يکي از جهادي هاي بريتانيا وعضو داعش نقل قول شده وچنين گفته است: ((وقتي در خيابان هاي لندن ، پاريس و واشنگتن همچون مصيبت برسرتان نازل شويم… نه تنها خون تان را درخيابان ها جاري مي کنيم ؛ بلکه تنديس ها وشمايل تان را درهم مي شکنيم ؛تاريخ را يکسره پاک مي کنيم وازهمه درد آورتراين که کودکان شما را تغيير مي دهيم تا پاسدار خاطرة ما باشند واجداد شان را لعنت کنند.)) تاجايي که روند انقلابات که درطي قرون به وقوع پيوسته توأم با شور و تعصب جوانان صورت گرفته ؛ اما دراين ميان تعدادي اندکي درفکر نابودي کامل گذشتة خود عمل کرده اند ،طورمثال اگرانقلاب بلشويکي شوروي را درنظر بگيريم، هيچگاه دست به ويراني داشته هاي تاريخي خود نه شدند، بلکه درعوض همه آثار تاريخي دوره تزاررا به حيث يادگار درموزه ها نگهداشتند و همچنان انقلاب ايران آثار باستاني تخت جمشيد را تخريب نکردند؛ اما طالبان که ازکشورميزبان خود پاکستان دستورگرفته بودند، تنديس هاي باميان که جزء فرهنگ قبل از اسلام اين کشور بود را منفجر ساختند، تفاوت از کجا تا بکجا؟تا جايي که عملکرد به اصطلاح «دولت اسلامي شام» وگروه هاي طالب والقاعده گويا است ؛ ادعاي احياي خلافت اسلامي و بازگشت طالبان با آن عملکرد غيرمعمول، به وضع سابق يک تصورخام وبي محتواست. چراکه برخي ها قبل از اين که خودشان را وقف منا فع مسلمانان کشورخودو منطقه تحت اشغال کنند ؛ درعوض به استقبال مرگ مي روند ومسلمانان را خلاف دستورات قرآن، سر مي برند! تجاوز جنسي، به زور ازدواج کردن، به حيث کنيز و غلام گرفتن چون دوران ماقبل التاريخ دراستخدام خود مي کشانند.هيچ نوع چشم اندازسيا سي وجود ندارد و هيچ آيندة روشن حتي هيچ مکان امني براي عبادت وجود نداشته ، با اين حال گرچه مفهوم خلافت بخشي ازتخيل مذهبي داعشيان است، ولي درمقابل طلب مرگ به اين مفکوره نه تنها کاملاً درتضاد با دستورات واحکام قرآن است، بلکه از منظر نظامي هم کاربرد آنچنا ني ندارد.درست است که تروريست مي تواند آسيب هاي قا بل توجه به دشمنان پرقدرت خود وارد کند ؛ اما تروريسم انتحاري منطقاً ومطلقاً غيرعقلاني است ؛ چرا تروريست انتحاري به يکبار مصرف مي ماند که به هيچ منطق وعقلي سازگارنيست ويک هد ف پوچ است. اگرتروريستان انتحاري به اين فکرباشند که توسط اين عمل خود از غرب انتقام ويا آن ها را به زانو درآورد، بازهم غير منطقي ويک روش غيرعقلاني است. برعکس داعشيان با اين عمل خود نه تنها واکنش طرف مقابل را بر مي انگيزاند، بلکه ارزش هاي اسلامي را در اذهان عامه بي ارزش وانمود مي سازند.با اين عمل خود داعشيان به عوض اين که به دشمن صدمه بزنند، مردم بيگناه را درکشورهاي اسلامي قرباني مي کنند. اکثرکارشناسان به اين عقيده اند که يگانه رابطه با مرگ از طريق انتحاري يکي از راه ها براي فهم راديکال مذهبي امروزي پنداشته مي شود، چرا انديشة شورش محورراديکاليزم معاصر درمفهوم (( نهيليزم)) غربي قا بل تعريف است ونهايتاً مي توان به يقين گفت که براي داعشيان خشونت وسيله نيست ، خود هدف است. ازجمله دلايلي که پايان وتمام داستان نخواهد بود ؛ کاملاً احتمال دارد که صورت تروريسم بازهم تغيير شکل داده از نو به چهره وعنوان ديگرظهورکند، بعيد نيست تروريست داعشي چون پديده هاي ديگر نيز زود گذ رومحو شود تا بد يل ديگر جانشين آن شود. در ظاهر همان طوري که دليل ظهورعمده داعش را بدون ترديد بايد درارتباط با سياست خاورميانه جست؛از بين بردن داعش بازهم به اوضاع پرتشنج خاورميانه که قبلاً در برنامه پنتاگون به نام ((خاورميانه بزرگ)) طراحي شده بازهم وضع را به همين منوال ادامه مي دهندتا کشورهاي نفت خيزوکشورهاي مسلمان را توسط اقليت هاي قومي ومذهبي تجزيه وکوچک سازند تا بهتر بتوانند به کنترول خود بر آن ها تسلط زياد تر داشته وکاملاً وابسته به خود سازند.
ازين واقعيت نبايد انکار کرد که اگربه تاريخ استعمارو استثمارنگاه عميق شود ، عملکردداعش امروزمشتي است از خروارکه پيش ازين نيز به شکل وحشيانه تر وجود داشته است. تحليلگران و مورخين به اين عقيده اند که نبوغ داعش، اين وحشيان قرن 21در اين است که توانسته اند براي جوانان محروم ودر ظاهرداوطلب(( مرگ)) را به حيث چارچوب فراهم کنند که آنان بتوانند درون اين چارچوب مرگ به تصورپوچ خودشان به خواست و آرزوهاي شان دست يابند. البته تا جايي که به مشاهده مي‌رسد ازروز فعاليت هاي تروريستي بنام داعش اين موضوع روشن شده که برا ي داعشيان اهميتي ندارد که افرادش که داوطلب مرگ مي شوند ، ازطبقات محروم کشورباشند ويا جواناني که از بيکاري رنج مي برند ويا انسان‌هايي که در زنده‌گي هدف مشخصي ندارند و يا شورشياني که هيچ آرمان معين ندارند؛ حتا عضو به اصطلاح اين جنبش نباشند ، مهم اينست که آماده باشند بيعت خودرا اعلام کنند، تا عمليات انتحاري شان تبديل به بخشي از روايت جها ني داعش شود.
تهاجم شوروي به افغا نستان باعث شد تا ميانة نود ميلادي، اکثر جهادي هاي بين المللي ازخاورميانه به افغانستان بيايند در واقع ، پيش از سقوط رژيم کمونيستي درسال 1992 ميلادي در افغانستان جنگيده بودند. آن‌ها سپس به کشورهاي خودشان بازگشتند تا جهاد را ادامه دهند ويا اهداف شان را تبليغ کنند ؛ همين گروه ها آغاز گرموج اول حملات جهاني بودند ، از جمله ( نخستين حمله به مرکزتجارت جهاني ، بمب گذاري در سفارتخانه هاي امريکا در افريقاي شرقي درسال 1998 ، حمله به کشتي يواس اس کول، امريکا درسال 2000 ) .نخستين نسل از جهاد ي ها را افرادي مانند اسامه بن لادن، رمزي يوسف، وخالد شيخ محمد درپاکستان به بهانة جهاد مقابل شوروي هسته ي تروريستي بنياد و پرورش دادند.اما از سال 1995 نسل جديد از جهادي ها پديد آمدند که در غرب به ((تروريست هاي بومي)) مشهور شدند.
درپهلوي تروريستان بومي درغرب ، هستند از مهاجران کشورهاي مسلمان که ساخته شدند، آن‌ها مسلماناني هستند که پس از تجربه گونة زنده‌گي به شدت دنيوي- گذراندن عمرشان درکلوپ ها، نوشيدن شراب ، ارتکاب جرايم پيش پا افتاده- ناگهان ايمان شان به شعاير ديني از نو تجد يد شد، چه به صورت انفرادي وچه دردرون گروه هاي کوچکتر، همواره همين گروه ها، پيش ازين در زنده‌گي شان نشانه هايي از راديکاليزم مذهبي را از خود بروز داده بودند.
شعارجديدي که تروريستان بنياد گرا در خطابه هاي تبليغ مي کنند به اين عبارت: (( اسلام پدران شما ، يادگاراستعمار گران است، اسلام خم وراست شدن واطاعت کردن ، اما اسلام ما اسلام مبارزه است، اسلام خون ومقاومت)).
يقيناً داعش، هم چون القاعده ، تصويري که درآن داعش غرب را شکست داده ومغلوب کند ؛ اين تصور، همچون تمام ديگرصور ايد ئولوژي هاي هزاره گرايانه تصويري موهوم وخيالي است. گاهي به اين خيال وسوسه مي شوند که اسلام را مسؤول ايدئولوژي راديکال بدانند که توده ها ي عظيمي از مردم را درسرتاسر جهان اسلام بسيج کرده است ، اما واقعيت اين است که ادعاي داعش براي تأسيس خلافت جهاني خيال خام است وبه همين دليل است که تنها براي نوجوانان خشونت طلب دلفريب است که جزهذيان بزرگ پنداري بيش نيست، ودرنهايت وسيلة ابزاري استعمارجديد قرارگرفته
اند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید