سرمقاله: «سرش را مي زنيم و سنگرش را مي گيريم»

پس از چالش ها و قلدر گري هاي طالبان که در روند گفت‌وگو هاي صلح راه اندازي کردند، همه به اين باور رسيدند که طالبان تنها زبان زور را مي‌دانند و بايد با آنان با همين زبان گفت‌وگو کرد. آنان در مذاکرات امارات متحده عربي حاضر به گفت‌وگو با نماينده گان اعزامي دولت افغانستان نشدند و تنها با نماينده گان امريکا، پاکستان و عربستان سعودي و کشور ميزبان در اين مورد گفت‌وگو کردند.
پيشنهادات اوليه آنان نيز حيرت آور بود:” خروج نيرو هاي خارجي از افغانستان و واگذاري رهبري حکومت موقت در کشور به نماينده طالبان” اين کار به معناي وسيع کلمه به تسليمي بلاقيد وشرط دولت افغانستان مي انجاميد که هيچ عقل سليمي آن را قبول نمي کرد.
پس از آن بود که زعامت کشور يک باره به اين نتيجه رسيد که بايد راهکار تازه يي در پيش گيرد که بر بنياد آن فشار بر طالبان بيشتر گردد تا آنان درک کنند حکومت افغانستان در شرايط کنوني حرف اول را براي گفتن دارد و بايد اين کار را بکند.
رييس جمهوري پس از آن تصميم گرفت چند چهره ضد طالباني و ضد پاکستاني را در رأس وزارت هاي حساس داخله و دفاع تعيين کند. گزينش وزيران جديد به اين معني است که دولت مصمم است از راه نظامي نيز تا حدي که مقدور است، در راه سرکوب طالبان به پيش برود و اين نکته ايست که کاش در پنج سال پيش روي دست گرفته مي شد.
حالا هردو وزير تازه به کار هاي خويش آغاز کرده اند. شعار وزارت دفاع ديگر سرمي دهيم سنگر نمي‌دهيم نيست بلکه سرش مي زنيم و سنگرش را مي گيريم مي باشد.
وزارت داخله نيز در همين حول و هوش حرکت جديد را آغاز کرده است و روند آوردن اصلاحات را در اين راستا در پيش گرفته است.
ما باور داشتيم که طالبان مهره هاي بيگانه اند و به دستور کشور هاي بيگانه دست به کار ويراني مملکت و کشتار مردم خود مي زنند. اين گروه بايد يا با زور حاضر به مذاکره براي برقراري صلح شوند و يا هم در ميدان هاي جنگ نابود شوند و روند مبارزه جدي با اين گروه متوقف نشود.
يکي از اشتباهات عمده حکومت ها در شش-هفت سال اخير کشانيدن پاي بد امني و جنگ به شمال کشور بود. اين تيوري در ارگ هواداراني داشته وآغاز گر آن کرزي رييس جمهور قبلي بود.
اگر نهاد هاي دفاعي و امنيتي کشور در راستاي سرکوب دشمنان تروريست و داعشي از اول به درستي مديريت مي شد، حالا وضعيتي به مراتب بهتر از امروز مي‌داشتيم و نيازي به اين همه گردن پتي در برابر طالبان نمي داشتيم چون طالبان حالا احساس مي کنند که در مرتبه و جايگاه بلندي در کشور قرار دارند.
حالا بايد فرصت هاي جديد را از دست ندهيم. ما ضمن اين که سعي بايد بکنيم در راستاي به نتيجه رسيدن گفت‌وگو هاي صلح در سايه مالکيت حکومت افغانستان کار کنيم، به قوت تمام در زمينه هاي دفاعي و امنيتي نيز قوي و نيرومندانه به پيش برويم و ابتکار عمل را در ميدان هاي جنگ براي سرکوب دشمن در دست داشته باشيم.
وزارت ها و سکتور هاي امنيتي به گونه جدي به اصلاحاتي نياز دارند که بتوانند در هردو مسير زعامت و رهبري کشور را حمايت و ياري رسانند. اين نيرو هاي دلير با تمام قوت بايد ثابت کنند که فرزندان راستين اين کشور هستند و حاضر نيستند سنگر هاي خويش را به تروريست ها و مزدوران پاکستان تحويل بدهند. به راستي زمان آن فرا رسيده است تا طالبان را از سنگر هاي شان بيرون کنيم تا در گفت‌وگو هايي براي تأمين صلح درکشور دست بالايي داشته باشيم و حرف اول را بگوييم.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید