حکومت بايد اصلاحات اساسي بيآورد!

دوسال ديگر به پايان کار حکومت وحدت ملي مانده است ،شکي نيست کارهاي صورت گرفته است، اما کارهايي بسيار مهم وکار خانگي هاي اساسي آقاي اشرف غني وداکتر عبدالله باقي مانده است.
کارهاي انجام ناشده به حدي است که گراف کارکرد هاي حکومت در برابر آن محسوس نمي باشد. اختلافات سياسي ، انحصار قدرت ومحورهاي رقيب در يک حکومت، پايه هاي اين دولت را درکل ضعيف نموده است . باوجوديکه پروژه هاي مهم اقتصادي رويدست گرفته شده وپروتوکول هاي مهم اقتصادي به امضارسيده است ،اما روز به روز گراف بيکاري بلند و ميزان نارضايتي مردم از دولت افزايش مي بايد.
عدم انجام توافقات رهبران حکومت وحدت ملي در زمينه انتخابات مجلس نماينده گان، تأخير در تدوير لويه جرگه، اعمال محدوديت بر کار وصلاحيت هاي داکتر عبدالله و وزيران حکومت سبب شده است که مردم نسبت به دولت بي باور و حلقات سياسي در صدد تأسيس ايتلاف هاواتحادهاي متعدد شوند.
کش وقوس هاي روابط رييس جمهور با معاون اول ( جنرال دوستم) وادعاهاي ايشان مبني بر توطيه عليه جان وي در کميني در ولايت فارياب وهمچنان ادعاي احمد ايشچي ، سردي روابط عطامحمد نور وصلاح الدين رباني با رييس جمهور، موقعيت آقاي غني را به مخاطره مواجه ساخته است.
همچنان ايجاد جريان سياسي محور مردم افغانستان در کنار ايتلاف نجات افغانستان و شوراي ثبات و ديگر ايتلاف هاي سياسي نشانگر عدم رضايت مردم و گروه هاي سياسي از حکومت است .
تک روي ولو روشنفکرانه و اصلاح طلبانه در اين کشور محل اعراب نداشته، به سرعت روند کار متوقف مي شود، ما حوادث تاريخي از زمان شاه امان الله تا محمد داوود خان وحکومت هاي خلق و پرچم را به ياد داريم که با اندک اشتباه، روند هاي بسيار مهم ملي و سياسي متوقف ومنجر به شکست شده است.
ساده انگاري دولتمردان در مورد مسايل وشخصيت ها مي تواند مصيبت هاي زيادي را به وجود بياورد آيا ممکن است شما معاون رياست جمهوري را که در يک کارت با رييس جمهور بوده، کنار گذاشته وبه تنهايي حکومت کنيد؟ آيا ممکن است که نصف حکومت را به هيچ گرفته، توسن قدرت را بي خيال جولان دهيد؟
آيا ممکن است افرادي را وزير بناميد اما صلاحيت مقرري پياده وخانه سامان خويش را نداشته باشند ؟ آيا ممکن است همه امور را رييس جمهور خود به تنهايي به پيش ببرد واين گونه کار هميشه ادامه داشته باشد؟
آيا ممکن است در ميان بدها، خودي وبيگانه را جدا کنيد ومردم برشما اعتماد کنند ؟ آيا ممکن است برروي جوانان تظاهر کننده آتش بگشايد و انتظار داشته باشيد که آن ها برسر رهبران اين دولت گل بپاشند؟
آيا مي توانيد از حضور يک رهبر جهادي عليه ساير رهبران جهادي طوري استفاده کنيد که فقط شما سود ببريد در حالي که ديگران بارها اورا تجربه کرده اند، محال است از او زهر چشم بگيرند ودر برابر شما خاموش مطيع باشند؟
اين پرسش ها وهزاران سؤال ديگر است که دولتمردان کشور نمي توانند به آن پاسخ روشن دهند، لذا تا دير نشده بايد مذاکره روشن وصريح را با همه جوانب سياسي آغاز کنند و خوب است آنچه را که حکومت انجام داده به داوري بگذارند و بعد ازآن اصلاحاتي که لازم است در تمام سطوح آورده شود.
آقاي غني چارة، جز اين ندارد که سياه را سياه وسفيد را سفيد نگاه کند. نه اين که از عينک دوستان درون ارگ قضاياي افغانستان را ببيند. بسيار ممکن است تصويرها به رييس جمهور وارونه رسيده باشد.
رهبران مذهبي و بومي را نمي توان با صدور فرمان برکنار کرد، بل لازم است تا دولت آنقدر خوب روشن وصريح کار کند که آن ها از دولت حمايت کنند.آيا ممکن است مردم رهبراني را که سال ها در کنارشان بوده، بدون امتياز رها ودر پشت کساني بايستند که تا بيست سال پيش به نام شان آشنايي نداشتند.
خلع قدرت به اصطلاح جنگ سالاران آنقدرهم آسان نيست که دو سه نفر تصميم بگيرند و مشکلات از سرراه شان دور شود. تشديد اختلافات قومي به ويژه اختلاف دراني و
غلجايي کيان را مزيد بر علت شده است.
اما بايد گفت که مديريت بحران در صورتي که بحران مديريت رفع نشده باشد ناممکن است لذا اين دولتمردان بايد در زمينه رفع بحران مديريت اقدام کنند تا مديريت بحران، زيرا عدم درايت در اين مقطع بارديگر کشور را پرتگاه سوق خواهد داد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید