استراتيژي جديد امريکا به معني ادامه جنگ در افغانستان!

نمي دانم چرا زمامداران افغانستان عاشقانه انتظار اعلان استراتيژي جديد امريکا را دارند، چرا اين استراتيژي در حال حاضر در حاکميت دونالد ترامپ به يکي از دغدغههاي اساسي براي افغانستان و کشور هاي منطقه تبديل شده است. به گفتة بعضي ها، از زمان به قدرت رسيدن دونالد ترامپ پنتاگون در تلاش است تا ماموريت جنگي در افغانستان را در اختيار کمپني هاي شخصي نظامي امريکا قرار دهد. «ريک دي پرينس» مؤسس شرکت «بلک واتر» و رييس سابق شرکت هاي نظامي خصوصي ” PMCS ” است که پس از عراق يکبار ديگر با تمام ساز و برگ در ميدان جنگ افغانستان حضور خواهد يافت. همه ميدانند که شرکتهاي خصوصي امنيتي و نظامي پس از حملات 11 سپتامبر و آغاز مداخلات نظامي وسيع امريکا در افغانستان و منطقه خاورميانه افزايش چشمگيري يافته اند. ميتوان گفت که فرآيند اعطاي وظايف نظامي و امنيتي به اين نوع شرکتها تبديل به روند روزافزون در جنگهاي امريکا شده است.
يکي از اين شرکتها «بلکواتر امريکا» است که در حال حاضر بنام شرکت «آکادمي» ياد مي شود.
آکادمي که قبلاً با عنوان “شرکت خدمات ايکساي” و «بلکواتر» امريکا خوانده ميشد در سال 1997 به وسيله “اريک پرنس” و “آل کلارک” تأسيس شد.
اکادمي هم اکنون بزرگترين شرکت در ميان سه شرکت خصوصي امنيتي است که براي وزارت امور خارجه امريکا فعاليت ميکنند. چنانچه دولت بارک اوباما قرارداد 250 ميليون دالري را با اين شرکت منعقد کرده بود تا در افغانستان براي وزارت امور خارجه و سازمان سيا، کار کند.
با در نظرداشت اين قرار داد پس از حمله امريکا به افغانستان، بلکواتر وارد اين کشور شد.
از سوي ديگر در جنگ عراق نيز اين شرکت يکي از شصت شرکت امنيتي بود که در حفاظت از تأسيسات و مقامات رسمي، آموزش ارتش و پوليس جديد عراق و پشتيباني از نيروهاي ايتلاف فعال بود. اين شرکت پس از طوفان کاترينا نيز به وسيله دولت و شرکتهاي خصوصي به کار گرفته شد. در حالي که شرکت بلک واتر در سال هاي اخير با حکومت امريکا مشکلاتي داشته با آن هم يکبار ديگر با قرار داد بزرگ که با دولت دونالد ترامپ عقد خواهد کرد به خاطر انجام وظيفه، عوض سربازان رسمي امريکا وارد افغانستان خواهد شد.
بر علاوه، کمپني بلک واتر کمپني هاي ديگري مانند ، جنرال دايناميکس‏، راکتداين‏، داگلاس، ‏ لاکهيد کارپوريشن‏، مکدانل داگلاس‏ نيز علاقمند قرار داد تازه با امريکا بخاطر ادامه ماموريت در افغانستان اند. از جمله اين کمپني هاي خصوصي نظامي گفته مي شود کمپني اکادميک يا بلک واتر قبلي اکنون طرح جديدي را نيز در مورد آينده افغانستان پيشنهاد کرده است و آن ايجاد انالوگ شرکت هند شرقي و تعيين معاون براي مسؤول درجه اول همچون وظايفي که چه کسي مسؤول پاسخگويي در مورد آنچه در اين کشور اتفاق مي افتد، باشد. درست چنين چيزي که توسط بريتانيا در هند صورت گرفت. علاوه براين، اداره اين کمپني قدرت تصميم گيري در اجراي قانون، بودجه، پروژه هاي زيربنايي، قرارداد ها، سياست و عمليات نظامي و غيره را داشته باشد.
به عقيده اين کمپني، نايب السلطنه، يعني کسي را که اين کمپني نامزد مي نمايد بايد تمام مسايل را در اين کشور به تنهايي حل کند و بدون تأخير اداري و جلسات بي پايان با واشنگتن، آنچه را رخ مي دهد به رييس جمهوري امريکا ارايه نمايد.
همچنين از تاجران مي خواهد تا نظامياني را نه به طور موقت بلکه براي طولاني مدت به افغانستان اعزام نمايند و دوشا دوش نظاميان محلي خدمت نمايند.
اين باعث مي شود تا نظاميان امريکايي به يک بخش کامل از صلح در افغانستان مبدل گردند و با زبان و فرهنگ آنها آشنايي پيدا کنند.
کمپني به اين باور است، اين رويکرد باعث اعتماد افغان ها به کمک واقعي که از جانب غرب به آنها صورت مي گيرد و همچنين نظم در جامعه افغاني مي گردد.
با اين حال، ممکن است نيروهاي خاص کشورهاي غربي دچار مشکلاتي گردند، اما اين عملکرد براي اوضاع افغانستان کمک مي کند.
با توجه به محاسبات پرينس، مشاور ارشد اين کمپني، هزينه کلي حضور نظاميان قراردادي و نيروهاي خاص در افغانستان به مراتب کمتر از 10 ميليارد دالر در سال خواهد شد. با در نظرداشت آنچه که گفته شد، متأسفانه تجربه حضور کمپني هاي نظامي شخصي در سال هاي قبل در کشور ما نشان داده است که شرکت هاي خصوصي نظامي حضور شان براي تقويت حاکميت نه تنها هيچ سودي ندارد، بلکه باعث ضعف حاکميت مي شود و اين عمل انتخابيست انحرافي،اين انتخاب راه را به سوي تضعيف نيرو هاي امنيتي وتقويت حاکميت هاي قومي و خود کامه در کشور باز مي کند. متأسفانه بعد از 11 سپتامبر مردم افغانستان آنچه را کمپني هاي نظامي شخصي امريکايي در افغانستان انجام داده اند آن خاطرات تلخ در روح وروان هر هموطن ما با قيست وتا هنوزمردم عادي قساوت ،سنگدلي وبيرحمي آن کمپني ها را به ياد دارند و نمي توانند فراموش کنند متأسفانه بار ديگر تصميم احياي اين پديدة شوم و حضور فعال شان در افغانستان گوش ها را مي خراشد. حکومت افغانستان شايد حضور اين کمپني ها را براي بقاي حاکميت موجود ضروري بدانند واما ملت طعم تلخ اين نهال را چشيده و نمي خواهد دوباره کشور به غولان فرا قانوني سپرده شود. در گذشته، ديکتاتوري بي حد کشور را به آشوب کشانيد وحال دمو کراسي مهار گسيخته وانارشيزاي کمپني هاي خصوصي نظامي گر مشکل ديگري را بر مشکل ما خواهند افزود. به باور من کمپنيهاي خصوصي نظامي نه صلح مي خواهند ونه هم طرفدار صلح اند، تجربه نشان داده است که اين کمپني ها از متن نا آرامي ها وقانون شکني ها به وجود آمده، ادامه جنگ، خون ريزي، کشتن و بستن، علت اصلي حيات اين معلول هاي نا ميمون است.
بناءً صلح، آرامش وختم جنگ به مفهوم ختم حيات کمپني هاي نظامي قرار دادي است . هيچ کس بخاطر نزديک شدن به پايان عمر خود مبارزه نخواهد کرد واين انتظار از کمپني هاي نظامي که در بدل پول مي جنگند هم انتظار بد فرجام خواهد بود. عوض آرامش و آوردن صلح، ادامه ماموريت اين کمپني ها زمينه آشوب وهرج ومرج را مساعد مي سازد. اين کمپني ها در هر کشوري که ايفاي وظيفه کرده اند خود را ضامن ادامه حيات دولت ومالک مردم بي دفاع مي داند وبا گذشت هر روز وعمليات بي رحمانه حس تماميت خواهي در وجود آن رشد مي کند، علاوه از امتيازاتي که از دولت امريکا مي گيرند، دست به سود جويي هاي ديگري نيز مي زند. خصلت اين کمپنيها بدون ترديد خود سرانه خانه هاي افغانها را تلاشي، حتا اگر منافع اقتصادي خاص داشته باشند از اختطاف وگروگان گيري نيز دريغ نخواهند کردند.
اين کمپني ها خاصيت زالو را دارند، از پول قرارداد هاي که بخاطر ادامه جنگ اخذ مي نمايند تغذيه مي کنند اگر پول اين قرار داد ها قطع شود، آن ها نيز هم مي خشکند و به فنا مي روند.
بناءً به باور من حضور کمپني هاي نظامي شخصي در افغانستان به معني ادامه جنگ در افغانستان است. اين نظاميگران ميدانند اگر جنگ خاتمه يابد ماموريت شان به نقطه پايان مي رسد، بناءً ادامه جنگ باعث ادامه ماموريت شان بخاطر اخذ پول هاي خيلي بزرگ گفته مي شود، پس با حضور اين ها جنگ ادامه مي يابد و هرگز خبر از صلح نخواهد بود .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید