اظهارات قانونی؛ واقع‌بینی سیاسی یا توجیه برای معامله؟!

نویسنده: مرزبان:
از روز گذشته به این‌سو نوار صوتی که گفته می‌شود مربوط محمد یونس قانونی عضو ارشد حزب جمعیت اسلامی است در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که آقای قانونی در این نوار صلاح‌الدین ربانی سرپرست وزارت امور خارجه را به معامله کردن با محمد اشرف غنی در مورد انتخابات می‌کند.
آقای قانونی در این پیام صوتی می‌گوید؛ او، و شماری از اعضای حزب جمعیت، به هدف تغییر ساختار نظام با تکت انتخاباتی محمد حنیف اتمر به توافق رسیده‌اند، اما صلاح الدین ربانی رییس اجرایی حزب جمعیت بدون مشوره با اعضای رهبری حزب و به تحریک داکتر عبدالله عبدالله رییس اجرایی وارد معامله با محمداشرف غنی شده است.

در بخشی این نوار صوتی شنیده می‌شود که آقای قانونی می‌گوید: نجریان به شکلی است که تا به امروز همین تصمیم را نهایی نساختیم. گذاشتیم که تصمیم گیری جمعی صورت گیرد. در شورای رهبری جمعیت در آن‌جا استاد عطا، ما، امیر صاحب اسماعیل خان، بسم‌الله خان و احمدی صاحب، یک جمع کلانی از جمعیت همه به این عقیده هستیم، جدا از این که شخص کی باشه، کدام فرد مورد حمایت است. ما این بار هدف استراتیژیک، تغییر ساختار را هدف قرار دهیم. امیدوار هستیم در این مورد دقت کنید. برای ما معاونیت بدون تغییر ساختار هیچ معنی ندارد. ریاست برای ما و شما نمی‌رسد. هدف استراتیژیک به این دور این باشد که ساختار از ریاستی به نیمه ریاستی تبدیل شود. یعنی رییس جمهور سه معاون داشته باشد. ریاست اجرایی به صدارت تبدیل شود. صلاحیت‌های صدارت مشخص شود به تمام مسایل. والی‌ها نیمه انتخابی شود و یک شورای عالی مشورتی که تمام رهبران در آن باشد، ایجاد شود.»
آقای قانونی هم‌چنان می‌گوید: «این چهار پیشنهاد را کردیم و اساس گذاشتیم جز برنامه سیاسی حزب جمعیت که هر کاندیدی که این طرح را قبول کرد، ما می‌رویم حمایت می‌کنیم. در عین حال از حوزه جهاد و مقاومت هم یک کاندید داشته باشیم که این داعیه و بیرق را نگاه کند. به این خاطر از حوزه جهاد و مقاومت، احمدولی کاندید است، برادر آمر صاحب است مورد حمایت ما است و از خود ما است چرا حمایت‌اش نکنیم، با وجودی که نتیجه اش را می‌دانیم.»
او هم‌چنان در ادامه صحبت‌های خود تأکید می‌کند: «این طرف از بین کاندیدا دو نفر می‌ماند. داکتر غنی و اتمر. داکتر غنی با تغییر ساختار قطعاً مخالف است و می‌گوید که برای ما تغییر ساختار خط سرخ است . آقای اتمر طرح جمعیت را به تغییر ساختار صد فیصد تأیید کرد. به این خاطر ما، استاد عطا و امیر اسماعیل خان یک جمع کلان با مشوره اکثریت دوستان، فیصله ما همین است که از آقای اتمر موافقتنامه را بگیریم، امضا بگیریم، گرنتی لازم را بگیریم، چون غنی حمایت نمی‌کند و فقط اتمر است که غنی را از ارگ بیرون بسازد.»
این عضو رهبری حزب جمعیت گفته است: «از این خاطر ما تصمیم داریم ولو مشورت لازم را نگرفته باشیم، حمایت ما از اتمر است، حمایت از شخص نیست حمایت از تغییر ساختار است. در آن صورت اگر صدارت ایجاد نشود، من حقیر و فقیر به هیچ صورت معاون هیچ کسی نمی‌شوم. هیأت اشرف غنی رفت و آمد دارد، حرف‌شان این است که تغییر ساختار را قبول نداریم. قصه تمام است.»
آقای قانونی تأکید می‌کند: «در این وسط کسی که به تحریک داکتر عبدالله معامله کرد، صلاح‌الدین است. صلاح‌الدین بدون فیصله جمعیت، بدون این که کسی را به جریان قرار دهد، رفت به طرف غنی. کسی که تحریک کرد و آن داکتر است. او تصور می‌کند که برود به حیث معاون، تاجیکان تقسیم شوند و جمعیت هم پراکنده شود. تصور می‌کند که رییس اجراییه باقی می‌ماند. صلاح الدین با او معامله کرده، بقیه کل شورای جمعیت خرد و کلان اکثرن به استثنای یک سلسله افراد، تصمیم به این است که تأکید بر تغییر ساختار داشته باشیم و تغییر ساختار را همراه ما، اتمر پذیرفته. امروز و فردا اعلان نمی‌شود، مشوره‌های خود را داریم و قصه است به هفته آینده.»
این سخنان آقای قانونی با واکنش‌های بسیار جدی در شبکه‌های اجتماعی همراه شد، شماری از کاربران فیس‌بوک، حتا آقای قانونی را «خاین» خطاب کرده اند، اما در این میان تعدادی هم از او دفاع کرده اند.
واقع‌بینی سیاسی تا حدود زیادی قابل توجیه و دفاع است. اما نمی‌توان فقدان راهبرد و برنامه سیاسی در نزد یک جریان سیاسی را واقع‌بینی سیاسی عنوان کرد و از آن دفاع کرد. محتوای مکالمات تلفنی آقای قانونی را از یک نگاه می‌توان واقع‌بینی سیاسی یک جریان سیاسی عنوان کرد که در فرایند چند دهه سیاست کردن در کشور، شاید که شکل گرفته و به عنوان یک نتیجه‌گیری مطرح شده، اما در عین حال نشان می‌دهد که جریان سیاسی منتسب به آقای قانونی، مثل هژده سال گذشته، بی‌برنامه‌گی و فقدان راهبرد سیاسی را در حال توجیه کردن است، تا معاملات سیاسی پنهان با جوانب دیگر سیاسی-قومی را برای خود قابل دفاع بسازد. این درست نیست. قدرت سیاسی در افغانستان در نتیجه مبارزات سیاسی و نظامی جریان‌های مخلتف، از قبضه یک قوم و قبیله بیرون شده و این خود یک واقعیت سیاسی است که باید تمامی جوانب آن را درک کنند و به مقتضای آن سیاست کنند. در هیچ کشوری عدالت تأمین نمی‌شود مادامی که یک گروه قومی و سیاسی خود را مالک قدرت سیاسی بداند.
مبارزه مردم افغانستان در دوره مقاومت در برابر تفکر تمامیت خواه طالبانی نتیجه مثبت داد. جهانیان متوجه حقانیت این مبارزه شدند و جبهه مقاومت را کمک کردند تا نظام طالبانی سرنگون شود. حالا دنیا در کنار کسانی ایستاده است که علیه طالبان تحت چتر یک نظام سیاسی وسیع‌البنیاد (طبق قانون) قرار دارند. حالا سرود یأس خواندن، فقط برای مصلحت و منفعت شخصی است و اگر میراث‌داران مقاومت خود را ضعیف احساس می‌کنند، نتیجه غفلت، بی‌برنامه‌گی و بی‌توجهی به ارزش‌ها و قربانی‌هایی است که در گذشته خودشان با مردم شان یکجا داده‌اند.
پشت کردن به این ارزش‌ها، ذلت و عزلت سیاسی به دنبال دارد. آقایانی که ارزش‌ها را نادیده گرفتند، اما ذلت برخاسته از آن را نمی‌پذیرند، در مورد شان همان ضرب‌المثل عامیانه صدق می‌کند: نه کاه می‌خوره و نه آخوره ایلا میته!!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید