چرا روسيه مداخله مي‌کند و چرا دخالت اين کشور جدي گرفته نمي‌شود؟

نورالله وليزاده:
وزارت امور خارجه روسيه روز پنج‌شنبه، 20جدي، در بيانيه‌يي از تعويق انتخابات رياست جمهوري در افغانستان انتقاد کرد و گفت که تعويق انتخابات رياست جمهوري افغانستان در نتيجه فشارهاي امريکا صورت گرفته تا اين کشور سناريوي صلح خود را در افغانستان عملي کند. سفارت امريکا در کابل و نيز وزارت خارجه افغانستان اين موضوع را رد کردند و گفتند که تعويق انتخابات به دليل مشکلات فني صورت گرفته و موضوع سياسي در آن دخيل نبوده است. قبلن حکومت افغانستان در برابر هرگونه تغيير در زمان برگزاري انتخابات(31حمل) مخالفت مي‌کرد، اما اخيرن بعد از اعلام کميسيون مبني بر تأخير سه ماهه انتخابات، حکومت هم اعلام کرد که کميسيون انتخابات يک نهاد مستقل است و حکومت به تصاميم آن احترام مي‌گذارد.
در مورد «سناريوي صلح» امريکا برخي از منابع گفته‌اند که اين سناريو برپايه خواست‌هاي بلندپروازانه طالبان استوار است که طبق آن بايد حکومت موقت تشکيل شود و در فاصله زماني تشکيل حکومت موقت تا برگزاري انتخابات، قانون اساسي تعديل شود و زمينه حضور طالبان در قدرت فراهم شود. در اين سناريو گفته مي‌شود که جايي به رهبران فعلي حکومت وحدت ملي در نظر گرفته نشده و در سطح منطقه‌يي و بين‌المللي نيز هدف امريکايي‌ها اين است تا طالبان را از چنگ روسيه، چين و ايران بيرون کنند.
رهبران حکومت وحدت ملي تلاش کرده‌اند تا در برابر اين سناريو(سناريوي صلح امريکا) مقاومت کرده و در جستجوي راه‌هاي بديل باشند. نشانه‌هاي واضحي از تقابل بوجود آمده ميان مواضع امريکايي‌ها و حکومت افغانستان ديده شده است. هرچند حکومت افغانستان وامريکايي‌ها تلاش کرده‌‌اند که اين تقابل و مخالفت‌ها زياد رسانه‌يي نشود. از زماني‌که خليل‌زاد به حيث نماينده ويژه وزارت خارجه امريکا براي صلح تعيين شده نشانه‌هاي واضحي از تغيير رفتار رهبران حکومت در مورد صلح و جنگ به مشاهده رسيده است. خليل‌زاد در چهار دور سفرهايي که به افغانستان و منطقه داشته، تلاش کرده تا هم رهبران حکومت افغانستان و هم کشورهاي منطقه را در مورد سناريوي صلح مورد نظرش قناعت دهد. خليل‌زاد در دور دوم سفرهايش به منطقه به روسيه رفت و حالا مصروف ديد و واديد از هند و چين است. احتمالن بيانيه اخير وزارت خارجه روسيه در مورد تعويق انتخابات رياست جمهوري افغانستان در سايه نگراني اين کشور از احتمال حصول يک توافق بين هند، چين و امريکا در خصوص صلح افغانستان انتشار يافته است.
همزمان با تلاش‌هاي صلح خليل‌زاد اشرف غني رييس حکومت وحدت ملي نيز با تشکيل بورد عالي مشورتي صلح و کميته 12نفره صلح، تلاش کرده تا تلاش‌هاي موازي با تلاش‌هاي خليل‌زاد را انجام دهد. در راستاي اين تلاش‌ها، هيأت صلح حکومت به امارات رفت که طالبان حاضر به گفت وگو با آن نشد. اخيرن محمد عمر داوودزي رييس دارالانشاي شوراي عالي صلح يک سفر چهار روزه به پاکستان داشت. همچنين حمدالله محب مشاور امنيت ملي رياست جمهوري سفرهايي به هند و چين داشته است. مقام‌هاي پاکستان، ايران و هند نيز سفرهايي به کابل داشته‌اند تا در مورد صلح گفت وگو کنند. اين تلاش‌ها از سوي حکومت افغانستان در مقابل تلاش‌هاي خليل‌زاد انجام شده است. خليل‌زاد بيشتر با تمرکز بر عربستان و امارات، ديدارهاي ضمني به روسيه، ازبيکستان، پاکستان و کشورهاي ديگر منطقه داشته است. در واقع رهبري حکومت وحدت ملي تلاش کرده به هر کشوري که خليل‌زاد رفته يا قرار است برود، هيأت بفرستد.
تا هنوز روشن نيست که تقابل سناريوهاي امريکا و حکومت افغانستان به کدام سو خواهد رفت.عجالتن مي‌توان گفت که دريافت روسيه مبني بر اين که زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري افغانستان زير فشار امريکايي‌ها به تعويق افتاده، رهيافت درست و دقيق است. اما سوال اين است که چرا روسيه با اين صراحت در مورد تعويق انتخابات افغانستان اعلام موضع وانتقاد مي‌کند. در اين شکي نيست که امريکايي‌ها در بسياري از امور دولتي در افغانستان طرف مشوره و حتا تصميم‌گيرنده‌اند. اين چيز پوشيده‌يي نيست که روس‌ها بخواهند آن را کشف و اعلام کنند. اما انتقاد شديدالحن روسيه در مورد تعويق انتخابات افغانستان تا حدود زيادي مداخله مستقيم اين کشور در امور داخلي افغانستان را نشان مي‌دهد. انگيزه اين مداخله چيست؟ چرا روس‌ها به خود حق مي‌دهند که در امور داخلي افغانستان با اين صراحت مداخله کنند؟
يکي از دلايلي که روس‌ها به خود حق مي‌دهند در مورد امور داخلي افغانستان مداخله کنند، اين است که آنان نقشي شبيه و برابر با نقش امريکا در افغانستان براي خود تعريف مي‌کنند. آنان فکر مي‌کنند که اگر امريکا مي‌تواند درافغانستان حضور داشته باشد و در تصميم‌گيري‌هاي کلان سياسي نقش داشته باشد، روسيه چرا نداشته باشد. اين سوالي است شبيه سوالي که چند روز پيش دونالد ترمپ رييس جمهوري امريکا مطرح کرد. او گفت چرا روسيه و هند وپاکستان در افغاسنتان جنگ نمي‌کنند. اين سوال‌ها در ذهن دو ابر قدرت جهان که سرنوشت سياسي افغانستان بستگي زيادي به تصاميم آنان دارد، سوال‌هاي خوبي اند که بايد پاسخ شان را نيز اتاق‌هاي فکر کريملن و کاخ سفيد بدهند، اما تا جايي‌که به افغانستان بر مي‌گردد، به نظر مي‌رسد که مشکلي در سياست‌مداران و دولت‌مردان افغانستان نهفته باشد.
کميسيون انتخابات افغانستان مشکلات فني زيادي دارد. اين مشکلات امروزه نيست و از سال‌هاي قبل انبار شده است. رهبري سياسي حکومت با مداخلات ويران‌گر اعتماد و استقلاليت کميسيون را به شدت لطمه زده است. برگزاري انتخابات پارلماني رسوا(که نزديک به سه ماه مي‌شود تا کنون نتايج آن اعلام نشده) ضعف‌هاي کميسيون را بيشتر از پيش برملا کرد. حتا اگر بحث مصالحه و ربط تعويق انتخابات با آن هم در ميان نمي‌بود، کميسيون انتخابات بي‌ظرفيتي خود را در برگزاري انتخابات قابل قبول به نمايش گذاشته است. اين بي‌ظرفيتي کتمان‌پذير نيست. اصرار قبلي رهبري حکومت وحدت ملي مبني بر گزاري به موقع انتخابات رياست جمهوري(در 31حمل) هم يک اصرار سياسي بود تا اين که مبتني بر واقعيت‌هاي موجود در کميسيون انتخابات باشد. چنان‌که در انتخابات پارلماني نيز چنين اصراري صورت گرفت که نتيجه‌اش رسوايي بيشتر بود.
با توجه به‌اين‌که هيچ تغيير اساسي‌اي در جهت بهبود و اصلاح نظام انتخاباتي و جابه‌جايي مديران اين کميسيون به ميان نيامده(که آن نيز از بي‌اراده‌گي رهبري حکومت ناشي شده) نمي‌توان گفت که اگر مثلن امريکايي‌ها براي تعويق زمان انتخابات فشار نمي‌آوردند، انتخابات در زمانش به درستي برگزار مي‌شد. از قراين بر مي‌آيد که رهبران حکومت وحدت ملي مي‌خواهند که انتخابات را به همان شيوه و و سازوبرگ قبلي برگزار کنند تا زمينه ماندن خود شان در قدرت فراهم شود. اين سناريو دموکراسي نوپاي افغانستان را بيشتر آسيب مي‌رساند و هيچ کشوري هم تضمين سلامتي انتخابات و مديريت پيامدهاي منفي آن را کرده نمي‌تواند.
دليل ديگري که روسيه و هر کشور ديگري به خود حق اظهار نظر و مداخله در امور داخلي افغانستان را مي‌دهد اين است که رهبران حکومت افغانستان و جامعه سياسي کشور ما توان و ظرفيت آن را پيدا نکرده‌اند تا رفتاري در پيش گيرند که از فحواي آن بيروني‌ها دريابند که اين جغرافيا(افغانستان) رهبري سالم و دل‌سوز دارد. از رفتار جناحي، فردي و قومي رهبران حکومت وحدت ملي بوي بي‌ثباتي به مشام مي‌رسد. اين امر سبب شده که کشورهاي منطقه هرکه براي افغانستان نسخه دل‌خواه خود را مي‌نويسد. نسخه‌هايي که نتيجه‌يي در پي ندارند و به پيچيده‌گي قضيه مي‌افزايد.
حکومت افغانستان در مورد بيانيه‌ وزارت خارجه روسيه، موقف جدي‌اي اتخاذ کرد. دليل اين امر هم روشن است. رهبران حکومت وحدت ملي اين روزها با توجه به اختلاف‌هايي که با امريکايي‌ها در مورد مصالحه پيدا کرده‌‌اند، از هر انتقادي از امريکايي‌ها خشنود مي‌شوند و آن را همسو با سياست‌هاي خود مي‌دانند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید