انقلاب ديجيتالي چگونه جهان را دگرگون مي‌کند؟

مارتين مولايزن/ بخش نخست:
کاربسترهاي ديجيتالي (پلتفرم‌ها) در حال بازآراييِ مناسبات موجود ميان مشتريان، کارگران و کارمندان‌اند، و در همين حال محصولات شرکت‌هاي بزرگ فناوري رايانه‌اي تقريباً تمام عرصه‌ي فعاليت‌هاي ما را (از خريد اينترنتيِ سبزيجات گرفته تا پيدا کردن شريک زندگي در وب‌سايت‌هاي دوست‌يابي) در بر گرفته‌اند. همچنان که قدرت گردش و پردازش اطلاعات به شکل قابل توجهي ارتقا مي‌يابد و مردم بيشتري در سرتاسر دنيا در اقتصاد ديجيتالي مشارکت مي‌کنند، بايد به دقت در باب سياست‌هايي که به ما اجازه دهند تا به طور کامل از مزاياي انقلاب ديجيتالي استفاده کنيم بيانديشيم، و از نابود شدن مشاغل جلوگيري کنيم.
دگرگوني‌هاي ديجيتالي محصول چيزي است که اقتصادداناني که پيشرفت‌هاي علمي و تغييرات تکنيکي را مطالعه مي‌کنند «فناوري همه‌کاره» مي‌نامند، به اين مفهوم که اين فناوري از اين قدرت برخوردار است که به طور مداوم خود را دگرگون کند، به طور فزاينده‌يي گسترده شود، و در همه‌ي بخش‌ها و صنايع به شکلي سودمند توسعه يابد. چنين دگرگوني‌هايي به ندرت اتفاق مي‌افتند. پيش از اين، تنها سه فناوري موفق به تحقق بخشيدن به اين وضعيت شدند: ماشين بخار، جنراتور برق، و ماشين چاپ. اين پيشرفت‌ها مزاياي بلندمدتي با خود به همراه داشتند. ماشين بخار در اصل براي استخراج آب از معادن طراحي شده بود، اما به واسطه‌ي قدرت مکانيکي به خطوط راه‌آهن و صنعت راه يافت. هنگامي که کشاورزان و بازرگانان کالاهاي خود را از دورترين نقاط کشور به سواحل فرستادند و حمل‌ونقل و دادوستد سهولت يافت، مزاياي ماشين بخار هم بيش از پيش نمايان شد.
انقلاب‌هاي فناورانه به خاطر ماهيت همه‌کاره‌شان بسيار مخرب هم هستند. در اوايل قرن نوزدهم، برخي از کارگران در برابر اين انقلاب مقاومت نشان دادند و سعي داشتند ابزارهايي را که توانايي‌هاي بافندگي منسوخ‌شده‌شان را از کار انداخته نابود کنند، حتا با وجود اين که آن ابزارها به ايجاد توانايي‌ها و مشاغل تازه‌يي انجاميده بود. چنين آشوب‌هايي به اين دليل رخ مي‌دهند که فناوري‌هاي تازه بسيار سازگاري‌پذير و فراگير هستند. در نتيجه، نه تنها سازگار شدن فناوري با زنده‌گيِ ما مزايايي به دنبال دارد، بلکه سازگار شدن ما با فناوري نيز موجب شکل‌گيري مزاياي بسياري خواهد شد. پيدايش برق باعث شد تا انرژي در زمان و مکان مورد نياز حاضر باشد، کارآيي صنايع افزايش يابد، و مسير خطوط مدرن توليد را هموار کند. براي مثال، «اوبِر» يک شرکت تاکسي‌راني است که از فناوري ديجيتالي براي ارائه‌ي خدمات بهتر استفاده مي‌کند.
يکي از مشکلات پيش روي فناوري جديد اين است که بايد ابتدا به شکل فراگيري با زندگي سازش و انطباق يابد، پيش از اين که جامعه با آن همگام شود. انتقال برق به جنراتورها بستگي داشت. انقلاب فن‌آورانه‌ي حال حاضر هم به کامپيوترها، قدرت فني اينترنت، موتورهاي جست‌وجوگر، و کاربسترهاي ديجيتالي وابسته است. به دليل تأخيرها و مدتي که تا سازگار شدن با فناوري‌هاي تازه (نظير جايگزيني چاپ‌هاي سنتي با انتشارات آنلاين و اينترنتي) طول مي‌کشد، تسريع رشد مزايا و بازده فناوري‌ها زمان مي‌برد. در مراحل ابتدايي چنين انقلاب‌هايي، منابع بيشتر وقف خلاقيت و سازماندهي مجدد مي‌گردند و مزاياي آنها بعدها مشخص مي‌شوند. براي مثال، در حالي که جيمز وات در سال 1774 ماشين کارآمدي عرضه کرده بود، تا سال 1812 زمان برد تا اولين لوکوموتيو بخار که از نظر اقتصادي سودمند باشد از راه برسد. همچنين، تا دهه‌ي 1830 طول کشيد تا توليد ناخالص ملي بريتانيا آشکارا افزايش يابد.
شايد تعجبي نداشته باشد که انقلاب ديجيتالي هنوز به ابعاد گسترده‌يي به لحاظ بهره‌وري دست نيافته است – در نظر داشته باشيد که کامپيوترهاي شخصي تنها 40 سال پيش ظهور کردند. اما مي‌توان خوش‌بين بود. انقلاب ديجيتالي همچنان در مسير رو به پيشِ خود مي‌تازد. علاوه بر دگرگوني مشاغل و مهارت‌ها، صنايعي نظير خرده‌فروشي و انتشارات و – شايد در آينده‌ي نه چندان دور – حمل ونقل و بانکداري هم دست‌خوش تغيير و تحول مي‌شوند. در بريتانيا، آمارهاي اينترنتي از انجام يک پنجم معاملات خرده‌فروشي (منهاي بنزين) به صورت اينترنتي خبر مي‌دهند، در حالي که اين آمار در سال 2008 يک بيستم بود. وب‌سايت‌هاي تجارت الکترونيک از ابزار اينترنت براي ارتقا و بقا در بازار استفاده مي‌کنند. غول چيني تجارت الکترونيک، علي‌بابا، صاحب يک بانک است و از اطلاعات مشتريان خود براي فراهم کردن وام‌هاي مختصر به مشتريان چيني استفاده مي‌کند. آمازون، سايت تجارت الکترونيک امريکايي، هم در همين مسير گام بر مي‌دارد. در همين حال، ارزهاي رمزي نظير بيت‌کوين در تلاش براي مبارزه با پول‌شويي و ديگر اقدامات غيرقانوني هستند. اما آنچه اين دارايي‌ها را جذاب مي‌سازد در عين حال پتانسيل خطرناکي هم به وجود مي‌آورد. ارزهاي مالي مي‌توانند براي مبادله‌ي مواد مخدر و داروهاي ممنوع، سلاح‌هاي گرم، ابزارهاي شنود، و مواد شيميايي سمي مورد استفاده قرار گيرد.
از سوي ديگر، فناوري نهان پشت اين واحدهاي پولي (بلاکچِين)، با انجام سريع‌تر و ايمن‌تر معاملات، انقلابي در اقتصاد به پا خواهند کرد، در حالي که اطلاعات مشتريان احتمالي مي‌تواند نرخ واگذاري وام‌ها را از طريق ارزيابي بهتر احتمال بازگرداني پول بهبود ببخشد. چارچوب مقررات بايد يکپارچه‌گي مالي را تأمين کند و حامي مصرف‌کننده باشد، در حالي که همچنان از کارآيي و خلاقيت نيز بهره ببرد. در آينده، ممکن است حتا به دليل پيشرفت‌ها در محاسبات کوانتومي شاهد مشکلات بيشتري هم باشيم، پيشرفت‌هايي که مي‌توانند محاسبات را وراي ظرفيت‌هاي کامپيوترهاي سنتي تسريع کنند. در همان حال که امکان توليدات مهيج جديدي فراهم مي‌شود، اين کامپيوترهاي جديد مي‌توانند حتا برخي از فناوري‌هاي تازه را هم بي‌اثر کنند. براي مثال، آنها مي‌توانند استانداردهاي حال حاضر را به رمزنگاري‌هاي منسوخ‌شده تبديل کنند، مسأله‌يي که مي‌تواند بر ارتباطات و حريم خصوصي در سطح جهاني تأثيرگذار باشد. اين تنها يکي از جنبه‌هاي تهديدکننده در رابطه با امنيت سايبري است، موضوعي که روز به روز مهمتر جلوه مي‌کند، به ويژه به اين دليل که تقريباً همه‌ي خدمات عمومي ضروري و اطلاعات خصوصي اکنون به صورت آنلاين و اينترنتي موجود هستند.
ديجيتالي شدن دنيا شغل افراد را دستخوش تغيير مي‌کند. بر اساس گزارش منتشرشده از سوي «انستيتوي جهاني مککينزي» در سال گذشته، مشاغل بيش از يک سوم نيروي کار امريکا، يا حدود 50 ميليون نفر، تا سال 2020 تغيير خواهد کرد. مطالعات جديد همچنين برآورد مي‌کنند که در حدود نيمي از همه‌ي فعاليت‌هاي هزينه‌دار مي‌تواند با استفاده از ماشين‌هاي روباتيک و فناوري‌هاي آموزشيِ متکي به ماشين‌ها و هوش مصنوعي انجام پذيرد. براي مثال، کامپيوترها نه فقط راندن تاکسي را مي‌آموزند، بلکه خواهند توانست علائم سرطان را رصد کنند، وظيفه‌يي که در حال حاضر بر عهده‌ي راديولوژيست‌هايي است که حقوق نسبتاً بالايي دريافت مي‌کنند.
البته ديدگاه‌هاي مختلفي در اين باره مطرح مي‌شوند، اما واضح است که احتمال از ميان رفتن مشاغل بسياري وجود دارد، و تغييراتي در همه‌ي بخش‌ها و سطح درآمدها ايجاد خواهد شد، حتا براي گروه‌هايي که پيش از اين تصور مي‌شد که از دگرگوني‌هاي ناشي از فناوري‌هاي تازه مصون خواهند بود. همانطور که مطالعه‌ي انستيتوي مککينزي نشان مي‌دهد، پس از يک شروع آرام، سرعت تغيير رو به افزايش مي‌گذارد. نرخ کنوني استفاده از گوشي‌هاي هوشمند به نسبت تعداد افرادي که در آغاز قرن بيست و يکم از اين گوشي‌ها استفاده مي‌کردند باورنکردني است. اکنون بيش از 4 ميليارد نفر به ابزارهاي دستي هوشمند دسترسي دارند که قدرت محاسباتي آن‌ها بيشتر از دانش هوانوردي ملي امريکا و اداره‌ي فضايي‌اي است که پيشتر دو نفر را به ماه فرستاده بود. با اين حال، اين ابررايانه‌هاي کوچک معمولن تنها به عنوان تلفن مورد استفاده قرار مي‌گيرند و منابع وسيع محاسباتي‌شان بي‌استفاده باقي مي‌ماند.
يک مسأله قطعي است: ديگر راه برگشتي وجود ندارد. فناوري ديجيتالي بيشتر و بيشتر گسترده خواهد شد و تلاش‌ها براي ناديده گرفتن يا وضع قانون عليه آن با شکست روبه‌رو مي‌شود. مکس تگمارک، استاد انستيتوي فناوري ماساچوست، در مصاحبه‌ي اخيرش با واشنگتن پست عنوان کرده است که مسأله «موافقت يا مخالفت با هوش مصنوعي نيست؛ به اين مي‌ماند که از اجدادمان بپرسيم آيا مخالف آتش بودند يا نه.» اما بي‌ثباتي اقتصادي مي‌تواند شعله‌ي خشم اجتماعي در مورد آينده را افروخته‌تر کند و عواقب سياسي به دنبال داشته باشد. نگراني‌هاي کنوني در مورد مکانيکي شدنِ مشاغل مشابهِ دغدغه‌هاي جان مينارد کينز در سال 1930 در مورد افزايش بيکاري بر اثر پيشرفت‌هاي فناوري است. ما البته مي‌دانيم که انسان در نهايت خودش را با نيروي بخار و نيروي برق وفق داد، پس ما هم مي‌توانيم با انقلاب ديجيتالي کنار بياييم. ادامه دارد . . .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید