اعتراضاتي که خواب اردوغان را آشفته ساخته است

ترکيه يکي از بزرگترين و مهم ترين کشورهاي اسلامي است و روشن است با توجه به موقعيت حساس راهبردي اين کشور در گرهگاه دو قاره اروپا و آسيا؛ بي ثباتي و ناآرامي در آن، تأثيرات بس ناگواري بر گستره پهناوري بر جا مي گذارد.
ترکيه در سال هاي اخير رشد اقتصادي چشمگيري داشته است و توانسته است با بهره گيري از موقعيت برتر خود با مانور آگاهانه و زيرکانه ميان خاور و باختر، بهره برداري هاي خوبي نمايد. براي نمونه، ترکيه به رغم اين که عضو ناتو است، تراز بازرگاني بالايي با روسيه و کشورهاي آسياي ميانه دارد که بر پايه برخي از داده ها، شايد سالانه تا چهل ميليارد دالر برسد. همين گونه، تراز بازرگاني ترکيه با چين نيز به 20 ميليارد دالر مي رسد و با ايران به 22 ميليارد دالر.
تنها سالانه از روسيه و کشورهاي شوروي پيشين تا 4 ميليون جهانگرد براي گذراندن مرخصي خود به ترکيه مي آيند. درآمد ترکيه از ناحيه جهانگردي سالانه سر به 16 ميليارد دالر مي زند.
نزديک به 25- 30 درصد باشنده‌گان ترکيه علوي اند. بنا بر گمانه زني هاي گوناگون، شمار کردها در اين کشور هم به 20-30 درصد باشنده‌گان مي رسد. يک سوم کردها علوي و دو سوم شان سني اند. در کشور، اقليت هاي مسيحي آسوري و ارمني و شيعه هم اند. با اين هم، اکثريت باشنده‌گان ترکيه (بنا به داده هاي گوناگون در حدود 70 درصد جمعيت آن سني- حنفي اند).
مي دانيم که در گذشته در ترکيه، رژيم خلافت اسلامي برقرار بود. اما پس از جنگ جهاني اول اين رژيم بر افتاد و جاي آن را رژيم لاييک اتاترک گرفت که مبتني بر ريختار کشور- ملت يا دولت- ملت (دولت ملي) در چهارچوب مرزهاي کنوني ترکيه بود.
هر چه است، در سده بيستم، در ترکيه همين رژيم لاييک (که هوادار جدايي دين از دولت است) روي کار بود. تجربه دموکراسي هم در ترکيه با تناوب مانند پاکستان بارها از سوي نظاميان هوادار امريکا به چالش کشانيده شد و اين کشور چند بار تا مرز بحران سياسي پيش رفت.
روي کار آمدن، نجم الدين اربکان رهبر حزب اسلامگراي رفاه، در واقع واکنشي بود از سوي باشنده‌گان مسلمان ترکيه در برابر شيوع يافتن لگام گسيخته ارزش هاي غربي در يک کشور سنتي اسلامي- آن هم وارث نظام خلافت. با اين هم، کار در ترکيه مانند ايران به انقلاب اسلامي نکشيد و اسلامگرايان از راه هاي مسالمت آميز به قدرت رسيدند. برخي از داده ها گواه بر آن اند که روسيه و ايران هم پول هاي هنگفتي در راه به قدرت رسيدن اسلامگرايان هزينه نموده بودند.
وابستگي اقتصادي ترکيه به درآمدهاي جهانگردي و بازرگاني با کشورهاي اروپايي و وابستگي تسليحاتي به امريکا و در کل ناتو موجب شد تا اين کشور به رغم پيروزي اسلامگرايان، خط مشي تا اندازه يي متعادل تري را در مناسبات با غرب پيش گيرند.
با اين هم، به گفته برخي از رسانه هاي ترکي، از همان آوان به قدرت رسيدن اسلامگرايان تا کنون بارها توطئه هايي از سوي قدرت هاي خارجي (ناتو و اسراييل) براي برانداختن رژيم کنوني چيده شده است و کودتاهايي هم سازماندهي شده که همه خنثي گرديده اند. در نتيجه بيش از دوصد جنرال ترک در بازداشت به سر مي برند.
تحول ديگري که در دوره حاکميت اسلامگرايان در ترکيه رخ داد، نزديکي آن کشور به روسيه، ايران و کشورهاي عربي نفت خيز بود. همين گونه در سال هاي پيش، شاهد تيره‌گي شديد مناسبات ترکيه با اسراييل بوديم. در اين گير و دار، اردوغان به محبوب ترين چهره سياسي در جهان اسلام- قهرمان جهان اسلام حتا در ايران، فلسطين، عراق و سوريه مبدل گرديد.
در اين راستا، ترکيه به متحد راهبردي روسيه، ايران و حتا سوريه مبدل گرديد. کار به جايي کشيد که اين کشور در استراتيژي اروآسيايي پوتين به عنوان مهم ترين شريک راهبردي روسيه ارزيابي گرديد- حتا بالاتر از ايران. در همين راستا، روسيه با ترکيه قراردادهاي بزرگي بسته، به آن کشور در زمينه ساختن چندين نيروگاه هسته يي و … آغاز به همکاري کرد.
مناسبات ترکيه با سوريه هم بسيار نيک و خوب بود. درست در سال 2009 رييس جمهوري ترکيه طي سخنراني خود سوريه را دروازه ترکيه به خاورميانه و ترکيه را دروازه سوريه به اروپا خواند.
اوضاع درست نزديک به دو سال پيش، هنگامي دگرگون شد که عربستان سعودي اعلام کرد هر کشوري که به سوريه حمله کند و رژيم اسد را براندازد، 50 ميليارد دالر جايزه خواهد داد. اين بود که رييس جمهوري ترکيه به رياض سفر کرد و در پي آن ترکيه مبلغ ده ميليارد دالر را به عنوان پيش پرداخت دريافت کرد.
از سوي ديگر، رژيم کنوني که به شدت از سوي غرب زير فشار بود و همچنين به رغم پيشرفت هاي چشمگير کماکان درگير مشکلات فزاينده اقتصادي، تلاش ورزيد، به اردوگاه مخالف بپيوندد براي جلب توجه غرب، سوريه را به قربانگاه بکشد و به وجه المصالحه مبدل نمايد و در نقشي ظهور نمايد که پاکستان در برابر افغانستان ظهور نموده بود. در واقع اين کشور به تخته خيز اقدامات تجاوزکاران در برابر سوريه قرار گرفت. بيگمان تاريخ نقش اردوغان را به عنوان کسي که در خون‌ريزي در سوريه دست داشته، برجسته خواهد ساخت.
با اين هم، چنين بر مي آيد که شايد اردوغان در اين اواخر به اشتباه خود پي‌برده و در صدد ويرايش سياست‌هاي خود برآمده باشد. هر چند، در گذشته همه تلاش هاي روسيه و ايران هم که مي‌خواستند اردوغان را سر عقل بياورند، تا وي را از ماجراجويي هاي کاوبايي برحذر دارند، بيهوده از کار برآمدند. در اين حال بلندپروازي هاي اردوغان که گاه در انديشة رساندن ترکيه در جايگاه ترکيه عثماني و گاه هم در انديشه گسترش پان ترکيسم بود، نمايانگر آن بودند که دير يا زود آتش سوزاني دامان اين کشور را که پا از گليم خود فرا تر نموده است، خواهد گرفت.
در آغاز، ترکيه بيشتر در قفقاز فعال بود. اما روسيه بسيار زود توانست با کارگيري ابزارهاي انرژيتيک و اقتصادي و نيز نشان دادن کارت سرخ «کرد»، ترکيه را سر جايش بنشاند. اين بود که سمت سياست هاي بلندپروازانه اردوغان در جهت ديگري عيار گرديد. اما باز هم اين بار منافع روسيه و ايران را نشانه گرفت و در همنوايي با سياست هاي اسراييل، اعراب و ناتو همآهنگ بود.
به هر رو، دست درازي اردوغان و دامن زدن به بحران سوريه، بار ديگر خشم روسيه را برانگيخت و روسيه باز هم توانست دست کم جلو فاجعة بزرگ تر- حمله اردوغان به سوريه را که مي توانست زمينه ساز جنگ بزرگي در يک منطقه بسيار گستره شود، بگيرد.
بلند پروازي هاي ترکيه در اين اواخر زنگ خطر را براي بسياري از همسايه‌گان آن به صدا درآورده است. براي مثال، نقشه يي که چندي پيش در يکي از رسانه هاي ترکيه به نشر رسيد، مرزهاي ترکيه آينده را بزرگتر از آن چه که هست، نشان مي دهد. در اين نقشه، مناطق شمالي سوريه، مناطق شمالي عراق، بخشي از آذربايجان (منطقه نخجوان) و حتا منطقه باتومي گرجستان، منطقه يوناني نشين قبرس و… شامل ترکيه پرداز گرديده است که روشن است ناخشنودي تقريباً همه کشورهاي پيراموني ترکيه را بر مي انگيزد.
اما اکنون نوبت به کشورهايي رسيده است که مي خواهند با کنار زدن اردوغان، بار ديگر ترکيه را که ديگر دم از استقلال مي زند و در نظر ندارد به يک کشور زير فرمان ناتو و اسراييل مبدل شود، رام نمايند و با روي کار آوردن يک رژيم لاييک دست نشانده، سمت گيري سياست خارجي آن را تغيير دهند.
بر پايه برخي از داده ها در زمان اشغال عراق، موساد اردوگاه هايي براي آموزش چريک هاي کرد از سازمان پي کا.کا . در شمال عراق برپا نموده بود که هدف آن جدايي کردستان از ترکيه و تشکيل دولت مستقل کردستان بود. اما ترکيه با گسيل صد هزار نيرو به مرز و بمباران اين اردوگاه ها، در عمل چنين طرحي را خنثي گردانيد. گفتني است که در آستانه عمليات ترکيه، شماري از هليکوپتر توپدار نوع مي را از روسيه دريافت داشته بود که در نابودسازي اين اردوگاه ها نقش اصلي را بازي کردند. اکنون هم آوازه هايي به گوش مي رسد که شايد اوضاع کنوني اگر به موقع جلو آن گرفته نشود، بار ديگر به جاهايي باريکي بکشد.
شايان يادآوري است که در گذشته دولت هاي ترکيه به طور کل منکر موجوديت گروه تباري اي به نام کرد بود و کرد ها را به نام ترک هاي کوهي مي خواندند. اما با گذشت زمان، ناگزير گرديدند کردها را به عنوان يک قوم مستقل به رسميت بشناسند. روشن است کشورهاي منطقه از جمله عراق، سوريه و ايران مخالف تجزيه ترکيه و تشکيل دولت کردستان اند. با اين هم، ترکيه ناگزير خواهد گرديد در آينده، دست کم به خودگرداني کردها تن در بدهد. در اين حال، شايان يادآوري است که چندي پيش وزير خارجه ترکيه در اقدامي مغاير با عرف ديپلماتيک با ناديده گرفتن تماميت ارضي کشور عراق، در سفري غير مجاز بدون استيذان حکومت مرکزي عراق به کردستان عراق رفت و با مسعود بارزاني- رهبر کردهاي شمال عراق قرار داد نفتي دراز مدت بست که با اعتراض دادگرانه مالکي و طالباني رو به رو گرديد. روشن است چنين رفتارهاي نابخردانه و ناسنجش موجب گرديده است که برخلاف راهبرد اعلامي داوود اغلو- صفر مشکلات با همسايه ها، همه همسايه هاي عراق در مقام مخاصمت با رژيم آن کشور قرار بگيرند.
البته، رويدادهاي اخير شايد آريژ هاي خطر را در انقره به نوازش در آورده باشند تا ترکيه در آينده دست به چنين سياست هاي ماجراجويانة آشکارا مغاير با هنجارهاي پذيرفته شدة بين المللي نيازد.
معمولاً در ترکيه در شرايط بحراني، ارتش به ميدان مي آيد و با راه اندازي کودتا، قدرت را به دست مي گيرد. اما با حمايت هاي اطلاعاتي روسيه و ايران از رژيم اردوغان، در اوضاع کنوني چنين چيزي بسيار دشوار به نظر مي رسد. هر دو کشور در تداوم رژيم او ذي نفع اند. هر چند هم آزرده‌گي هاي فراواني از سياست هاي اخير او دارند. با اين هم، ناگزيراند رژيم او را کماکان حمايت کنند و يا در صدد جانشين ديگري از اسلامگرايان به جاي او برآيند.
ناخشنودي روسيه از سياست هاي ترکيه، شايان توجه اند. تارنماي انترني ايراس، در مقاله يي نوشته است که : «الكساندر دوگين- فيلسوف روسي، روز دوشنبه در گفتگو با شبكه تلويزيوني تركيه اولوسال كانال تأكيد كرد كه ولاديمير پوتين رييس جمهوري روسيه از سياست هاي خارجي تركيه به ويژه در قبال بحران سوريه خشنود نيست.
به گزارش ايراس به نقل از ايرنا؛ تركيه به دنبال اعتراض مردم به اقدام دولت اردوغان در تخريب يك پارك در ميدان تقسيم شهر استانبول براي ساخت مركزي تجاري، با چالش امنيتي مواجه شد و دامنه اين بحران بلافاصله با اعتراض به سياست هاي داخلي و خارجي دولت اردوغان به ديگر شهرهاي تركيه از جمله انقره و ازمير كشيده شد. در درگيري هاي خونين چند روز گذشته ميان نيروهاي پوليس و امنيتي تركيه با تظاهركننده‌گان كه متوسل به استفاده از گاز اشك آور و آب پاش شدند، صدها شهروند تركيه يا زخمي و يا بازداشت شده اند.
دوگين در مورد پيامدهاي خطرناك سياست هاي حزب حاكم ‘عدالت و توسعه’ تركيه گفت: اگر دولت تركيه همچنان در خدمت امريکا باشد و اردوغان به سياست هاي خود ادامه دهد، پايان حاكميت حزب عدالت و توسعه در تركيه نزديك خواهد بود و اين كشور با خطر تجزيه ، منازعات قومي و جنگ داخلي مواجه خواهد شد.
وي تأكيد كرد كه قدرت امريکا در منطقه رو به كاهش است و امكان شكست آن در خاورميانه بيشتر شده است.
اين كارشناس روس با بيان اينكه امريکا با كمك همپيمانان خود در منطقه مانند رژيم صهيونيستي ، عربستان، تركيه و قطر براي تحقق خاورميانه بزرگ دست به هر اقدامي زده است، خاطرنشان كرد كه اين طرح هرچند هنوز به طوركامل شكست نه خورده اما تاكنون به اهداف خود دست نيافته است. دوگين بر تقويت محور ضد امريکا در منطقه خاورميانه تأكيد كرد.
همينگونه مي توان از ناخرسندي ايران از سياست هاي ترکيه در قبال سوريه و اسراييل يادآور شد. در سايت انترنتي فارس سخن از همزماني رويدادهاي اخير ترکيه و نزديکي آن کشور با اسراييل به ميان آمده است که با احياي مشارکت تل آويو و انقره بيان شدند. «به زودي جنرال ياکوو آميدرور- مشاور امنيت ملي و يکي از همکاران قابل اعتماد بنيامين نتانياهو، نخست وزير اسرائيل، سفري به ترکيه خواهد داشت. به عقيدة کارشناسان، جنرال به طور همزمان بايد در تل آويو در باره تحويل مدرن ترين انواع تسليحات به ترکيه در عوض حق استفاده از پايگاه نيروي هوايي در خاک ترکيه به توافق برسد. طرف ترکيه بخش نظامي برنامه سفر سياستمدار اسرائيلي را مورد تأييد قرار نمي دهد. اما تصادفي نيست که همانا يک جنرال اسرائيلي و نه ديپلمات به ترکيه سفر مي کند.
يوري بوندار کارشناس نظامي روسيه و نامزد علم نظامي در اين باره چنين گفت:
“سفر جنرال آميدرور را مي توان از دو موضع مورد برسي قرار داد: نظامي – استراتيژيکي و سياسي. موضع نظامي – استراتيژيکي (و تمايل رهبري اسرائيل) با محل قرار داشتن پايگاه هوايي « آکينجي» مرتبط است که امکان آن را فراهم مي کند تا در کوتاه ترين زمان به سوي تأسيسات ايران پرواز کرد و از نقاط استقرار سيستم پدافند هوايي ايران به دور ماند. در صورت توافق، نظاميان اسرائيلي مسأله ضربه زدن به تأسيسات هسته يي ايران را حل مي کردند”.
موضوع ديگر با جزء سياسي اين موضع مربوط است. به عقيدة من، رهبري ترکيه هرگز به اسرائيلي ها اجازه استفاده از پايگاه هاي هوايي ترکيه را نه خواهد داد. در اين صورت، چهره ترکيه به عنوان يک کشور اسلامي خدشه دار مي شد. اما به طور همزمان مي توان موضوع استفاده از پايگاه هاي انجرليک را ممکن پنداشت.
چنين به نظر مي رسد که ديگر دوره اردوغان به پايان رسيده است، اما در عين حال امکان اين که رژيم در ترکيه تغيير نمايد هم بسيار کم است. شايد چهره ديگري به جاي اردوغان ظهورکند و روشن است تا آن هنگام «گل» کماکان سکان رهبري ترکيه را در دست خواهد داشت. ناخشنودي مردم ترکيه به ويژه کردها و علوي ها از سياست هاي اردوغان به ويژه در قبال درامه خونبار سوريه که سناريوي آن به همکاري او نوشته شده است، در اين ماجرا هم نقش خودش را داشته است و روشن است جامعة علويان و کردهاي ترکيه که دست کم روي هم رفته تا چهل درصد باشنده‌گان را تشکيل مي دهند، مخالف سرسخت سياست هاي او اند.
چنين پوتانسال بزرگ اپوزيسيوني، زمينه بهره برداري نيروهاي سياسي لاييک ترکي مخالف اردوغان را فراهم گردانيد، و اين دستاويز را به دست آن ها داده است که با سر دادن شعارهاي ضد سياست هاي اسلامگرايانه او اسلاميزاسيون جامعه و دولت ترکيه، اگر نه زمينه کنار گذاري، دست کم پايين آوردن محبوبيت اردوغان را به پايين حد ممکن فراهم آورند.
در کل، تندرو بودن و دمدمي مزاج بودن و يکدندگي اردوغان هم مضاف بر علت شده است تا ديده شود چه خواهد شد.
چند نکته ديگر را هم شايان يادآوري مي دانم. نخست اين که سال آينده بار ديگر انتخابات رياست جمهوري ترکيه در پيش رو است. روشن است اردوغان در برنامه داشت تا خود را براي اين کرسي نامزد نمايد. مخالفان اردوغان با بهره گيري از يک ماجراي کوچک تلاش ورزيدند، هنگامه بزرگي را به راه بيندازند تا سيماي او را مخدوش نموده و کاري کنند که اردوغان نتواند در انتخابات به پيروزي دست يابد. چنين بر مي آيد که آنان در اين کار موفق بوده اند. ماجرا از آن جا آغاز گرديد که دولت ترکيه مي خواست تا در محله تاريخي تقسيم شهر استانبول در نزديکي پل بزرگي که آسيا را با اروپا پيوند مي دهد، در يک پارک تفريحي مرکز بازرگاني بزرگي بسازند. مخالفان راهپيمايي و گردهمآيي اي را به راه انداختند و کار به کارزار نکوهش و سرزنش سياست هاي اردوغان کشيد.
دو ديگر، اين که در انتخابات گذشته زمانيکه اردوغان نخست وزير بود، توانسته بود 49.83 درصد آراء را به دست بياورد که براي ترکيه رقم بالايي است.
هر چه است، اردوغان توانسته است در دوره فرمانروايي خود اقتصاد ترکيه را سه برابر بسازد که يکي از موفق ترين دستاوردها در جهان است. آهنگ رشد ترکيه هم يکي از بالاترين آهنگ ها در جهان بوده است. از سوي ديگر
رجب طيب اردوغان تصور کرده است که غلبه بر معترضان مانند غلبه بر جنرالها آسان است! اردوغان تا کنون مقابل بسياري از جنرالها از جمله «باش بوغ» و «ياشار بيوک آنيت» ايستاده و آن ها را از معادلات قدرت خارج کرده است. در جريان پرونده ارگنه کن، اردوغان تصفيه حساب گستردهاي با جنرالها صورت داد و پاي بسياري از افسران بلند پايه کشورش را به زندان و دادگاه باز کرد. شايد اردوغان تصور کند که معترضان هر وزن و جايگاه داشته باشند قدرتمندتر از جنرالها نيستند و ميتوان به راحتي بر آن ها نيز غلبه پيدا کرد. اين نگاه نادرست اردوغان سبب شده است تا وي تحولات جاري در کشورش را به خوبي درک نکند. اردوغان تصور ميکند منزوي کردن جنرالها از قدرت و رونق اقتصاد داخلي ترکيه، دو تضمين اصلي براي بقاي نامحدود وي در دستاوردهاي اقتصادي و سياسي حزب متبوع خود را طي دو سال اخير با اتخاذ رويکرد ماجراجويانه نادرست در عرصه سياست خارجي را در معرض نابودي قرار داده است.
بسياري از شعارهايي که در استانبول و شهرهاي مختلف عليه سياستهاي اردوغان داده شده است به حوزه سياست خارجي ترکيه مربوط ميشود. اين اعتراضات خواب اردوغان را آشفته ساخته است اما گويا رييس جمهور ترکيه قصد ندارد از رفتارهاي نادرست خود در عرصههاي داخلي و بينالمللي عقب نشيني کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید