سرمقاله: امريکا و پاکستان از پروژه طالبان بهره برداري مي کنند!

سيد مکارم:
بازهم مذاکرات صلح با طالبان و چگونگي پيوستن آنها در نظام سياسي کشور از بحث هاي داغ رسانه ها و محافل سياسي شده است.
در حالي که زلمي خليل زاد نماينده امريکا در مذاکرات صلح با گفت و گويي که با چند رسانه انجام داد در رابطه به چگونگي مذاکرات با طالبان و خواسته هاي شان وضاحت داد و گفت که طالبان با حکومت اشرف غني روي آمدن صلح در افغانستان مذاکره نمي کنند ولي با آن‌هم از چگونگي مذاکره با طالبان و توافق پشت پرده امريکايي ها آن گونه که لازم است مردم اطلاع ندارند و بيشتر از خانواده ها نگران اند که طالبان چگونه بر مي گردند و سرنوشت مردم و آينده کشور چه خواهد شد.
مردم افغانستان حق دارند که از برگشت طالبان نگران باشند؛ زيرا طالبان در زمان به اصطلاح امارت اسلامي شان که به مدت پنج سال ادامه يافت بزرگ‌ترين جفا، ظلم و خيانت را به حق باشنده گان کشور روا داشته اند.
از يک طرف وابسته گي طالبان به نظاميان پاکستاني و از طرف ديگر افکار قرون وسطايي طالبان و بي رحمي شان و دشمني آنها با مظاهر تمدن که در زمان حاکميت پنچ ساله از خود به يادگار گذاشتند سبب شده که شهروندان کشور به طالبان اعتماد نکنند و از آنها در هراس باشند.
برخي از آگاهان باور دارند که به قدرت رسانيدن طالبان پس از حکومت مجاهدين، پروژه امريکايي‌ها بود که توسط شبکه استخبارات پاکستان عملي شد؛ امريکايي‌ها و پاکستاني ها با عملي شدن اين پروژه، اهدافي را دنبال مي کردند. امروز نيز امريکا و پاکستان دوباره توافق کرده اند که طالبان دوباره به قدرت برگردند.
اين که امريکا از به قدرت رساندن دوباره طالبان که همه اين گروه را، گروه تروريستي تلقي مي کنند چه است؟ و اين کشور بزرگ که همه روز بانگ حقوق بشر و دموکراسي را سر مي دهد، از تروريستان چه مي خواهد، چندان روشن نيست، اما يک مسأله وضاحت دارد که امريکايي ها که زير نام مبارزه با هراس افگنان وارد افغانستان شدند نخواستند که گروه طالبان منحل شوند و با بازي موش و پشک، سبب زنده شدن دوباره اين مارهاي افعي گرديدند.
بازهم برخي آگاهان باور دارند که امريکا با همين تجهيزات و تکنالوژي پيشرفته که زمين و هوا را در اختيار دارند، مي دانند که طالبان چه مي کنند، از کجا تمويل و تجهيز مي شوند و لانه هاي آنها در کجا قرار دارد.
اگر امريکا بخواهد مي تواند ماشين جنگي اين گروه تروريستي را در چند روز از پا درآورد و تخريب کند، اما نظاميان امريکايي نه تنها که اراده جدي و قاطع براي سرکوب طالبان ندارند، بل با ترفندهاي سياسي و نظامي و تباني اين کشور با استخبارات پاکستان، به طالبان اعتبار بيشتر بخشيدند و امروز پاکستان موفق گرديد تا رابطه طالبان با روسيه و ايران و ديگر کشورها را بهتر کند و به گونه يي اين گروه هراس افگن به رسميت شناخته شود.
اکنون کشور روسيه مي خواهد نشستي را به روز سه شنبه هفته روان در مسکو برگزار کند که در اين نشست نماينده گان جبهه مقاومت نيز اشتراک مي کنند و طالبان را از نزديک ملاقات مي دارند، بايد رهبران جبهه مقاومت سوال هاي جدي مردم را با نماينده گان طالبان مطرح سازند و نگراني هاي شان را به آنها برسانند و پس از پايان مجلس، بايد شرکت کننده گان جبهه مقاومت که سال ها با طالبان جنگيدند به مردم بسيار واضح بگويند که طالبان چگونه بر مي گردند و امريکايي ها از به قدرت رساندن دوباره طالبان چه مي خواهند و سرنوشت آزادي هاي مشروع مردم چه خواهد شد؟
اگر طالبان به عنوان يک گروه سياسي که باور به انتخابات داشته باشند، به نظام بپيوندند هيچ اشکالي نخواهد داشت و همه از آن استقبال مي کنند. اما اگر طالبان با شلاق هاي شان برگردند و پاکستان مقدرات مردم افغانستان را به دست گيرد و امريکا از اين رخداد بهره برداري خودش را کند در آن صورت مقاومت در برابر اين توطيه، مسووليت هر افغانستاني است و بايد تا آخر در برابر دسيسه امريکا و پاکستان ايستاده گي صورت گيرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید