فمينيسم در افغانستان: نخستين حرکت منسجم زنان درکشورما چه زماني آغاز گرديد؟

فمينسيم درافغانستان، تأملي است براين که درکشوري ما به خصوص بعد از استقلال کشور تا به امروز نهضت هاي پيرامون فعاليت هاي زنان چگونه بوده، کدام فراز و نشيب ها را پيموده است. اما قبل از آن بيجا نخواهد بود تا نظري بيندازيم به معني و مفهوم فمينيسم.
فمينيسم که به معني ومفهوم نهضت آزادي زنان است. يکي ازايدئولوژي هاي اواخر سده نوزدهم است که درغرب به عنوان يک حرکت جديد سياسي براي جادادن خانم ها وزنان درکرسي هاي حکومتي وهمچنان گرفتن سهم فعال زنان درتمام نهاد هاي کشورها بخصوص نهاد هاي اجتماعي ، سياسي وفرهنگي بود ،به وجود آمد. به اين ترتيب فمينيسم ويا نهضت آزادي زنان محراق توجه خويش را بالاي موجوديت نابرابري هاي جنسيتي ودرنظرگرفتن حقوق ، علايق ومسايل زنان معطوف کرده است. درعين حال مي دانيم که زنان نيمي ازپيکر هرجامعه را تشکيل ميدهند وبراساس آمارهايي که درسطح جهان گرفته شده است، نشان دهنده آن است که حدود دوسوم ازکارهاي دنيا را زنان انجام مي دهند، اما آن ها تنها ده درصد ازعايدات جهاني را به دست مي آورند وکمترازيک درصد دارايي هاي جهان را دراختياردارند. اين مورد نشان مي دهد که بيشتر کارهاي خانم ها درسطح دنيا ازنظردرآمد هنوزهم کمک بها بوده و بسياري ازخانم ها وظايف شان مختص مي شود به امورخانه، مانند به دنيا آوردن کودک وتربيه کردن آن ها وتنظيف وپاک کردن خانه ها وديگراموري که مربوط امورخانواده مي باشد.
واما اگردربيرون ازخانه همچنان خانم ها مبادرت به کار مي ورزند کارشان با مزد بسيارکم است وبايد درنظرداشت که آمارهاي جهاني درپيرامون زنان نشان ميدهد که ازيک ميليارد بي سواد درسطح جهان، دوسوم حصه آن را زنان تشکيل مي دهند .
نوشته حاضر بيشتر محراق تمرکز اش بر بحث فمينيسم وفعاليت هاي زنان در کشور ما معطوف گرديده است. گرچه، بحث پيرامون فعاليت زنان ونهضت هاي آن درکشور نيازمند تحقيق گسترده اي را دارد ، اما دراين جا به صورت اجمالي بحثي خواهيم داشت پيرامون فعاليت هاي زنان درکشور بخصوص بعد از سال 2001 ميلادي.
آري!
درکشورما نيز جنبش هايي تحت عنوان فمينيسم دراين اواخر شکل گرفته است و براساس ادعاي مسؤولان درجه اول چنين نهضت ها ، تمام فعاليت هاي خود را درچارچوب قوانين اسلامي به پيش خواهند برد. به هر صورت، اگرما مي خواهيم درمورد نهضت آزادي زنان درکشور بحث نماييم، بهتر است که به گذشته برگرديم تا دريابيم که نخستين حرکت زنان درکشور ما چه وقت آغاز گرديد، در اين مورد تاريخ شاهد است که فعاليت زنان درسياست وتشکيل جنبش‌هاي زنان به صورت ابتدايي اش در زمان امان الله خان آغاز گرديد که خانم وي ملکه ثريا، دخترمحمود طرزي نقش بنيادي واساسي داشت وبه نسبت اين که محمود طرزي با طرز فکري که درمورد آزادي زنان ونقش زنان درسياست داشت، اين امرباعث اين گرديد که دخترش ملکه ثريا مصمم به اين شود تا زنان نيز درسياست واجتماع سهم فعال گرفته ودرجهت سازنده گي کشور نقش اساسي خويش را ايفا نمايند.
دراين مسير خانم ملکه ثريا، با علاقه‌مندي سرشار وعشق به آبادي ميهن به پيش رفت ، اما او نمي دانست اين مسير را چگونه طي نمايد. از همين سبب حرکت هاي او در اين راستا ازسوي تعدادي تاريخ نگاران ازنظر مذهبي به محکوميت مواجه شد ه است، علت اصلي اش هم اين بود که وي از جامعه افغاني گويا شناخت درست نداشت واين امر در آينده هاي نه چندان دور درآن وقت براي دشمنان کشور زمينه را مساعد ساخت تا نظام سياسي وقت را به چالش بکشانند.
بعد ازسقوط نظام سياسي امان الله خان، دردوران حبيب‌الله کلکاني وهمچنان محمد نادرشاه، حرکت‌هاي زنان بسيارکمرنگ و حتا مي‌توان گفت که هيچ نوع حرکت وفعاليت هاي سياسي زنان وجود نداشت.
و اما دردوران فرزندش محمد ظاهر، اين روند به خود جان تازه گرفت وزنان درفعاليت هاي سياسي واجتماعي شروع به کارکردند و به خصوص بعد ازتصويب قانون اساسي جديد درسال 1343خورشيدي که اين دهه به نام دهة قانون اساسي ناميده مي شد. بعد ازاين بود که زنان فعاليت هاي خود را بيشتر ساختند ،دراين زمان زنان درکشور ازيک سو درقسمت صنايع دستي درجهت بلند بردن بنيه اقتصادي کشور نقش اساسي ايفا کردند وازسوي ديگر، در ديگر عرصه ها، مانند طبابت ، فرهنگ وادب، دوشادوش مردان درترقي وتعالي کشور سهم فعال گرفتند، اما مشکل بزرگ دراين دوران همچنان مشکل فرهنگي ميان زنان بود. به اين معني که اکثر زناني که در شهر ها در دفاتر دولتي ايفاي وظيفه مي کردند به قواعد اسلامي به خصوص طرز لباس پوشيدن خانم ها توجه صورت نمي گرفت واين امر بعد ها شگاف هاي عميقي ميان زنان روستايي که کاملاً پابند به قواعد اسلامي وعرف پسنديدة افغاني بودند به وجود آورد.بعد از سال 1357خورشيدي زنان که‌ درشهر ها زنده گي مي نمودند بيشتر قرباني ايدئولوژي وشعارهاي ايدئولوژي شدند و فعاليت هاي زنان همه رنگ وبوي ايدئولوژيک به خود گرفت وزناني که حزبي نبودند ويا پيروي ازايدئولوژي حاکم نمي نمودند ويا در مناطق دوردست ازشهر ها زنده گي داشتند درزيرظلم نظام فئوداليزم رنج و مشقت هاي زيادي را متقبل شدند.به هر تقدير، دردوران حاکميت سياسي مجاهدين، زنان در چارچوب قوانين اسلامي کار خود را در نهادهاي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي کشور ادامه دادند وبا آمدن طالبان، زنان کاملاً ازفعاليت هاي سياسي، اجتماعي وفرهنگي بازماندند وجامعة ما ازفعاليت اين قشرمحروم گرديد.
به هرصورت ، بعد ازامضاي توافقنامه بن واستقرار نظام جديد سياسي درکشور ماشاهد گسترده گي فعاليت هاي سياسي زنان درکشور استيم واما سوال اين است که باکدام حرکت وجنبش ها ي زنان وچگونه اين فرايند ادامه داشته و شکل گرفته است ؟ من درسطور ذيل تاجايي به اين پرسش پاسخ خواهم داد.
با وجودي که دولت افغانستان همواره مصمم براين بوده است تا کمک هاي کشور هاي خارجي در راستاي محوخشونت وبلند بردن سطح دانش زنان ازمجراهاي دولت جمهوري اسلامي افغانستان به مصرف برسد، اما دريغا و افسوس که اکثر مؤسسات خارجي در اين راستا توجه نکرده وما شاهد ده ها انجوهاي داخلي و خارجي درراستاي محو خشونت عليه زنان بوديم که بسياري اين مؤسسات نتوانسته اند در راستاي اعاده حقوق زنان ويا کاهش سطح خشونت مؤثر واقع شوند؛ چنانچه ما شاهد ايجاد چندين مؤسسه بوديم بنام دفاع ازحقوق زنان که با سرمايه هاي هنگفت کشورهاي خارجي فعاليت هاي کردند که دست آورد هاي شان در راستاي محو خشونت وبلند بردن سطح آگاهي زنان قابل ملاحظه نبوده است وهنوزهم زنان درکشور شاهد خشونت هاي ساختاري ، فزيکي وفرهنگي بوده اند. دراين ميان تعدادي ازاين مؤسسات فعاليت هاي خوبي را نيز انجام داده اند ، اما به يک گل بهارنمي شود. ولي يکي ازبرنامه هاي حکومت افغانستان درطول چهارده سال گذشته، نقش وسهم دادن زنان درکرسي ها دولتي وهمچنان اشتراک زنان درتمام فعاليت هاي سياسي ، اجتماعي وفرهنگي درکشوربوده است که دراين راستا گام هاي خوبي هم برداشته شد وما شاهد نقش وحضور زنان درکرسي هاي گوناگون حکومت ودولت درکشوربوديم، اما هنوزهم بسنده نيست. در اينجا جا دارد از تلاش پيگيرانه حکومت وحدت ملي و دادن نقش گسترده زنان درامور حکومتداري، ياد آور شد که درخور توجه است. همان گونه که رييس جمهور همواره در سخنراني هاي خويش گفته است که يک دختر تعليم يافته نسل ها را تغيير مي‌دهد. پس ، بسيار به جا خواهد بود که برسر ارتقاي تعليمي وتحصيلي دختران و خانم‌ها توجه جدي مبذول گردد.
ما امروز نياز داريم که دختران در کشور دکتوران ، حقوق دانان ، اديبان ومعلمان متخصص و متعهد به کشورتربيه شوند ، تا باشد درامر تعالي وترقي کشور دوشادوش مردان کار نموده وکشور را به سوي پيشرفت وترقي سوق بدهند. پس به جا است تا همه براي محو خشونت عليه زنان وارتقاي سطح علمي زنان مساعي مشترک به خرج بدهيم ودراين راستا به جاي شعار، عمل را مقدم قراربدهيم.
ما درراستاي محوخشونت عليه زنان بايد راه اعتدال را درنظرگرفته وازافراط وتفريط دراين راستا بپرهيزيم. ما بايد فرهنگ اسلامي وعنعنات پسنديدة افغاني را در راستاي محوي خشونت عليه زنان به کار گيريم.
فراموش نکنيم که کشور ما درطول تاريخ، زنان توانا، شاعر وسخنوري را درآغوش خويش پرورانيده است. چنانچه سلطان راضيه دختر با ابتکار وسياستمدار توانا که درامور حکومتداري پدر خويش را ياري رسانيد و به عنوان يک سياستمدار خردمند درتاريخ کشور ما نام اش با افتخار ياد مي شود ،رابعه بلغي خانم شهير وفرهيخته که شاعر بود وازنظر فرهنگي کشور برآن مي بالد. محجوبه هروي که شعر اش دروجود هرکس احساس به تلاش درزنده گي وآبادي کشور را برمي انگيزدوامروز شش تن از دختران جوان ما که هنوز درسطح آموزش قرار دارند، رباطي ساختند که در رديف بيشتر ازصد کشور، مقام بالايي را به دست آوردند ومدال نقرة اين رقابت جهاني را ازآن خود ساختند ومانند اين ها صد ها زن ديگر که در مسير تاريخ قهرمانان فرهنگي کشور بودند نقش خود را در غنامندي فرهنگ کشور ايفا کردند. پس به جا است بگوييم که زن وجود هستي ماست وبايد آنرا احترام کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید