سرمقاله: به هوش بياييم!

مردم باور دارند که حکومت جديد پساطالباني مي توانست در اين هفده سال گذشته با استفاده بهينه از فرصت ها و امکانات بدست آمده گام هاي سازنده‌يي را در راه بهبود زنده‌گي مردم، تأمين ثبات و امنيت و اعمار زير بناهاي اقتصادي کشور بردارد.
اين ناکامي ها از اثر راهکار هاي نامناسب و عدم موجوديت اراده سياسي در برچيدن بساط و ريشه هاي تروريزم در کشور به وجود آمد، زيرا هم امريکا و هم زعامت هاي کشور در اين مسير همگام بوده اند.
امريکا در اين راستا اهداف و برنامه هاي ويژه داشت و زعامت کشور نيز پنهان به سويي حرکت مي کرد که در آن تبعيض، تعصب و قوم گرايي و دشمني با اقوام نهفته بود و گويي طالبان در لباس غربي و نکتايي کمر بسته بودند تا دوباره حکومت به نحوي به سوي سقوط به دست طالبان حرکت کند.
کشانيدن جنگ به سوي شمال و شمال شرق عمدي بوده است و در آن کرزي و مهره هاي معلوم الحال زير دست‌اش، بعد غني و مهره هاي مربوطه اش در کنار برخي از کشور هاي غربي منجمله امريکا در اين راه مشترکاتي داشتند و از اين رو موجوديت بيش از يک صد و چهل هزار نيرو هاي خارجي و هزينه شدن هزاران ميليون دالر کشور هاي دوست، سودي براي مردم نياورد و تاراج شد و پس از هفده سال قرار است ما در همان نقطه آغاز باشيم که ديگران براي ما برنامه ريزي کرده اند.
حالا که طالبان بر بسياري از قلمرو کشور تسلط يافته اند، گويي تاريخ به عقب مي رود و ما مجبوريم همان طالبان شکست خورده را چون هيولاي مخوف و نيرومندي بالاي سرخود ببينيم و از آن ها التماس کنيم تا بيايند و با ما مذاکره کنند و براي مردم ما صلح بياورند.
حالا که ما چنين وضعيتي داريم و امريکا و روسيه پا پيش کرده اند تا براي ما صلح بياورند، ما در گير کم کاري ها و تناقضات دروني و بيروني هستيم. مقدرات ما چنان شده است که امريکا با برنامه يي و روسيه با برنامه يي وارد معرکه شده اند که هردو ظاهرن داراي هدف واحدي اند، ولي ترفندهاي شان در تناقض با همديگر قرار دارد.
حکومت ناکام اشرف غني که تازه به هوش آمده است و مي بيند که بر لبه پرتگاهي قرار گرفته است، مردم را در کنار خود ندارد و از اين رو رييس اجرائيه خود اعتراف مي کند که ما مسوولان حکومت افغانستان نتوانستيم از اجماع ملي صلح در ميان اکثريت مردم افغانستان و قشر سياسي نماينده گي کنيم.
اين نکته گوياي واقعيت تلخي است که نشان مي‌دهد احزاب، جريان هاي سياسي و گروه هاي مردم چه قدر از کنار زعامت کشور و حکومت فاصله گرفته اند.
اين شکست بزرگ حالا درمان پذير نيست ولي لازم است که تلاش هاي داخلي با مساعي کشور هاي همسايه ودوست در راستاي تأمين صلح در کشور همگام وهماهنگ گردد.
اگر اين جريانات و پيش آمد هاي جاري در پيرامون حل مسأله افغانستان و آشتي ميان طالبان و مردم به سمت و سوي مطلوبي هدايت نشود و از آن سود برده نشود، در حالي که طالبان جرار تر شده اند و امريکا نيز در نطر دارد تا افغانستان را ترک کند، خواب هاي عباس استانکزي در فروپاشي نيرو هاي امنيتي و نظام در افغانستان تحقق خواهد يافت و مردم گرفتار مصايب و درد هاي بي‌شمار خواهند شد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید