شباهت‌ها و ناگزيري‌هاي حضور دو قدرت رقيب جهان در جنگ چهل ساله افغانستان

بشير ياوري
دونالد ترمپ رييس جمهوري امريکا گفته است که هزينه جنگ افغانستان برشانه‌هاي کشورش سنگيني مي‌کند. بخشي از نيروهاي امريکايي بايد از افغانستان خارج شود و بخشي آن که نيروهاي اطلاعاتي اند آن‌جا بماند و اوضاع را مراقبت کنند. او، هم‌چنان گفته است: “نزده سال است که نيروهاي ما در افغانستان جنگيده وقتي آن رسيده که اين نيروها را به خانه برگردانيم و از طريق نظارت اطلاعاتي آنجا [ افغانستان] را نظارت کنيم.”
آقاي ترمپ، پيش از اين گفته بود که تصميم دارد هفت هزار نيروي امريکا را از افغانستان خارج کند.  ترمپ رييس جمهوري امريکا تأکيد مي‌کند که بايد نيروهاي امريکا از افغانستان خارج شود. ديگر ترديدي باقي نمانده که امريکا نيروهايش را از افغانستان خارج مي‌کند. موفقيت تلاش‌هاي صلح کمک مي‌کند که امريکا زودتر نيروهايش را از افغانستان خارج کند و به اين صورت هزينه‌هاي جنگ را نيز از روي شانه‌هايش کم کند. اما تلاش‌هاي صلح سر درگم است ممکن است آنچه انتظار مي‌رود نتيجه ندهد.
گروه طالبان به خروج کامل نيروهاي امريکايي و ناتو از افغانستان تأکيد مي‌کنند و با دولت افغانستان که طرف اصلي طالبان است حاضر به گفت‌وگو نشده است. قدرت‌هاي منطقه مانند روسيه، چين، هند، ايران و پاکستان بازيگران ديگر صلح افغانستان اند.
رويداد تاريخي يک بار ديگر در افغانستان تکرار مي‌شود. چهل سال پيش اتحاد جماهير شوري مانند امريکا با حمايت يگ گروه سياسي، نظاميانش را به افغانستان وارد کرد. در آن زمان امريکا بزرگ‌ترين قدرت مخالف شوروي بود که با دادن امکانات جنگي به مجاهدين عرصه را براي ماندن حضور نيروهاي شوروي در افغانستان و براي از بين بردن حکومت تحت حمايت شوروي تنگ کرد که در نهايت شوروي همانند امريکا در مرداب جنگ افغانستان گير ماند و به دنبال رهايي از آن شد.
در سال‌هاي نخستين دهه نود ميلادي، شوروي نيروهايش را از افغانستان خارج کرد و دولت نجيب‌الله را  به حال خودش‌رها و در نتيجه مجاهدين با حمايت امريکا، پاکستان، عربستان سعودي و ايران  با استفاده از مذهب‌گرايي حاکم در جامعه افغانستان، نظام سياسي اين کشور را متلاشي کرد.
گروه‌هاي مجاهدين نتوانستند نظام سياسي افغانستان را بازسازي کنند و سبب جنگ‌هاي داخلي شدند. به دنبال آن گروه طالبان در افغانستان قدرت را به‌دست گرفتند. طالبان که با القاعده و ساير گروه‌هاي اسلام‌گراي تروريست پيوند ايدئولوژيک دارند. در زمان حاکميت اين گروه رهبران القاعده در افغانستان زنده‌گي مي‌کردند و حتا نقش رهبري اين گروه را نيز داشتند.
پس از حمله تروريستي يازدهم سپتامبر توسط القاعده که گروه طالبان خواست دولت امريکا را مبني بر تحويل دهي اسامه بن لادن را نپذيرفت، امريکا با توافق سازمان ملل و کشورهاي عضو ناتو به افغانستان نيرو فرستاد و در نتيجه حاکميت طالبان سقوط کرد. از سال 2001 تاکنون که هژده سال مي شود، نيروهاي امريکايي درافغانستان حضور دارند و در مقابل طالبان مي‌جنگند و امريکا از حاميان قوي دولت افغانستان محسوب مي‌شود.
امريکا موافقت‌نامه امنيتي را نيز با دولت افغانستان امضا کرده است که سبب شد قدرت‌هاي منطقه‌يي با حضور امريکا در افغانستان مخالفت کنند. به اين دليل رويکرد روسيه ، ايران و چين در سال‌هاي اخير در مورد افغانستان با حمايت از طالبان تغيير کرده  است. اکنون پس از هژده سال جنگ نيروهاي امريکايي در مقابل طالبان، اين گروه حمايت پر رنگ روسيه و کشورهاي همسايه افغانستان را با خود دارد.
اين بار روسيه بازيگر قوي است که در پشت صحنه جنگ و صلح افغانستان نقش بازي مي‌کند. امريکا در مسأله افغانستان در وضعيتي قرار گرفته که بيست و هفت سال پيش اتحاد جماهير شوروي با آن مواجه بود و بر اثر فشارهاي جنگ افغانستان که پشت آن امريکا  قرار داشت، نيروهايش را از افغانستان خارج کرد و دولت نجيب الله را تنها گذاشت.
اکنون وضعيت افغانستان شبيه سال‌هاي است که روسيه نيروهايش را از افغانستان خارج کرد. جاي دولت نجيب الله احمدزي را دولت محمد اشرف غني احمدزي گرفته است. طالبان با آرمان‌ها و ايدئولوژي مجاهدين و با پشتيباني قدرت‌هاي منطقه، امريکا را براي خروج نيروهايش از افغانستان فشار مي‌دهد و با منطق مجاهدين با دولت افغانستان برخورد مي‌کند. طرح «راهبر د صلح حکومت غني» تفاوت چنداني با  طرح «آشتي ملي داکتر نجيب‌الله» ندارد.
گروه طالبان همان را مي‌خواهند که گروه هاي مجاهدين مي‌خواستند. اختلاف‌هاي سياسي بر مبناي قبيله‌گرايي  و قوم‌گرايي که در دهه نود ميلادي افغانستان را به جنگ داخلي کشاند، اکنون نيز به قوت خود باقي است. رهبران مجاهدين هنوز هم مي‌‎خواهند نظام سياسي افغانستان بر پايه شريعت اسلامي باشد و در اين موضوع، اختلاف چنداني با طالبان ندارند. تعداد رهبران مجاهدين سابق در روزهاي آينده با مديريت روسيه در مسکو  با طالبان گفت و گو خواهند کرد.
روسيه و بعضي کشورهاي‌هاي منطقه از طالبان براي رسيدن به خواسته‌هاي شان در بازي گفت‌وگوهاي صلح حمايت مي‌کنند. براي امريکا جنگ افغانستان تحمل ناپذير شده است. طالبان خروج نيروهاي خارجي را شرط اصلي براي صلح مطرح مي‌کنند. ترمپ بردن نيروهاي امريکايي را به خانه و ختم جنگ در افغانستان را که سالانه بيش از 50 ميليارد دالر براي اين کشور هزينه دارد در دستور کار دارد.
رهبران سابق جهادي، حامدکرزي و حنيف اتمر  مي‌خواهند با گروه طالبان براي بيرون کردن غني از کرسي قدرت کنار بيايند. اشرف غني مانند داکتر نجيب الله روزهاي سختي را سپري مي‌کند. امريکا اگر بخواهد نيروهايش را از افغانستان خارج کند بدون يک موافقت‌نامه صلح با طالبان نمي‌تواند اين نيروها را به خانه ببرد.
گروه طالبان با توجه به حمايت‌هاي که دارد اگر با امريکا کنار بيايد صلح نه بلکه يک موافقه خواهد بود که در آن صورت طالبان امتياز مي‌گيرد و هيچ تضميني وجود ندارد که طالبان با تعهداتي که به امريکا  بدهد عمل کنند.
نيتجه اين توافق امريکا با طالبان قدرت گيري اسلام گرايان ضد تجدد، وابسته به قدرت‌هاي بيروني و بردن افغانستان به دو دهه پيش است؛ اما براي امريکا مشکل است، فرصتي که اکنون در اختيار دارد بار ديگر به‌ دست بياورد. آنگونه که روسيه هنوز آن را به دست نياورده، اما براي دست يافتن آن تلاش مي‌کند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید