نشست مسکو و قطع‌نامه‌اش؟!

فهيم دشتي:
نشست مسکو با صدور قطع‌نامه‌يي پايان يافت که شسکت واضح سياسيون شرکت کننده، در برابر هيأت گروه طالبان را رقم زد.
درجريان سخنراني‌هاي روز نخست نشست نيز، نماينده گروه طالبان تلاش کرد از موضع برتر سخن بگويد. يکي از نشانه‌هاي واضح اين برتري طلبي، اشاره‌هايي بود که به موقف طالبان در پيوند به ساختار نظام آينده، صورت گرفت.
در بخشي از اين سخنراني گفته شد که گروه طالبان در پي انحصار قدرت نيستند. اين بدان معناست که آنان از قبل، رأس قدرت را از خود مي‌دانند و به ديگران تفهيم مي‌کنند که براي شان در قدرت، سهمي قايل خواهند شد.
حد اقل در دو مورد ديگر از جمله در پيوند با کشت و قاچاق مواد مخدر و نقش زنان در نظام آينده، استانکزي با صراحت گفت که «امارت اسلامي» کشت و توليد و قاچاق مواد مخدر را به صفر مي‌رساند و براي زنان در چهارچوب احکام اسلامي، حقوق، قايل مي‌شود.
بخش‌هاي ديگر اين سخنراني نيز از موقف سخت‌گيرانه و تندروانه و قدرت طلبانه، بيان شد از جمله در مورد قانون اساسي، يا نيروهاي مسلح افغانستان يا مسايل ديگر. . .
هر چند در برش‌هايي از سخنراني شرکت کننده‌گان ديگر، به قانون اساسي و دست آوردهاي هژده سال گذشته، تأکيد شد و انتظار مي‌رفت که در بحث‌هاي بعدي، وضاحت بيشتري در اين موارد به وجود بيايد؛ اما محتواي قطع‌نامه يي که در پايان اين نشست صادر شد، اين انتظار را غلط ثابت کرد.
اين نکته نيز قابل ذکر است که معلوم نشد بحث‌هاي بعدي اين نشست(که پوشش رسانه‌يي نداشت و پشت درهاي بسته صورت گرفت) چه فراز و فرودهايي داشت و هنوز هيچ کدام از شرکت کننده‌گان اين نشست حاضر به اراية جزئيات در اين مورد نشده اند که اگر کسي يا کساني از اين ميان، جرأت و صداقت توضيح اين بحث‌ها را داشته باشد، اذهان عامه در روشني بيشتري قرار خواهد گرفت.
با اين حال، تا جايي که به محتواي قطع‌نامه نشست مسکو پيوند دارد، اين قطع‌نامه، عمدتن يک‌جانبه و در تأييد مواضع طالبان است. مثلن، وقتي در بخشي از قطع‌نامه روي نياز به اصلاح نيروهاي مسلح و نهادهاي ديگر دولتي، تأکيد مي‌شود، از اين که با افراد مسلح طالبان چگونه برخوردي بايد صورت بگيرد، حرفي به ميان نمي‌آيد. در حالي که وقتي دو طرف، نشسته اند و روي صلح بحث مي‌کنند و در اين ميان يکي از موارد، چگونه‌گي ديدگاه‌ها در باره اردو و پوليس و امنيت ملي است، به هيچ روي نبايد مسألة چگونه‌گي برخورد با نيروهاي مسلحي که با افکار تروريستي پرورش يافته اند، فراموش شود، يا اصلن اشاره يي به آن نشود.
استفادة اصطلاح «جنگ تحميلي» در مادة سوم، قطع‌نامه، فقط به معني مشروعيت بخشيدن به موقف طالبان است. مگر هيچ کدام از شرکت کننده‌گان نشست، از چگونه‌گي ايجاد گروه طالبان به دست پاکستان و بر اساس برنامة انگليس و با تمويل مالي کشورهاي عربي و حمايت سياسي امريکا خبر نداشتند؟ مگر اين‌ها تاريخ بسيار نزديک را هم فراموش کرده اند که گروه طالبان بدون اين که هيچ نيروي خارجي در افغانستان حضور داشته باشد و به اصطلاح، جنگ را بر آنان تحميل کند، به قتل عام و سياست کشتزار سوخته و کوچ دسته جمعي مردم و هزاران جنايت ديگر پرداختند؟ حالا اگر اين جنگ را تحميلي مي‌دانيم به اين معناست که جنگ طالبان و حاميان تروريست شان درنيمة دوم دهه هفتاد، مشروعيت داشته و حتا پس از سرنگوني رژيم شان و تا حالا هم مشروعيت دارد و تقصير آن‌چه در هژده سال گذشته در اين سرزمين اتفاق افتاده بر دوش کساني است که نظام جديد را بنا نهاده و ادامه دادند؛ در حالي که شماري از آن‌هايي که در اين ميان نقش عمده و برجسته داشته اند از شرکت کننده‌گان نشست مسکو و از ترتيب دهنده‌گان اين قطع‌نامه استند.
در آن بخش‌هايي از قطع‌نامه که بر «اسلام و اسلامي» تأکيد مي‌شود، نيز مي‌توان حضور حاکم تفکر طالباني را ديد؛ حضور تعبيري از «اسلام و اسلامي» که طالبان به آن باور دارند و تعبيريست سخت‌گرايانه، تندروانه، افراطي و غير قابل قبول به اکثريت مردم اين سرزمين.
وقتي به سخنراني‌هاي روز نخست سياسيون شرکت کننده در نشست مسکو نظر افگنده شود، واضح است که از اول، موقف ضعيف و انفعالي داشته اند. به جز بخشي از اين سخنان که در حمايت از قانون اساسي و دست آوردهاي نظام، ابراز شد، باقي محتواي سخنراني‌ها، مفاهيم زنده را ارايه نمي‌کردند، به ويژه رجز خواني‌هاي حامد کرزي که در واقع در همکاري با دولت روسيه، هماهنگ کننده و برگزار کننده اين نشست بوده است.
پيشنهاد ايجاد حکومت موقت هم که بسيار مسخره بود؛ يعني پس از چند سال مبارزه نفس گير در برابر تروريستان و حاميان منطقه‌يي و جهاني شان و ايجاد اداره جديد و هژده سال تلاش براي تحکيم ريشه‌هاي اين نظام، حالا بايد برگرديم به نقطة صفري و همه چيز را از نو شروع کنيم؟
ظاهرن قرار بر اين است که نشست مسکو با نشست‌هاي مشابه ديگر پيگيري شود. اين که چه نتيجه‌يي در پايان اين نشست‌ها به دست خواهد آمد، پرسش غالبي است؛ اما اگر افراد شرکت کننده در اين نشست‌ها باز هم مانند نشست مسکو، از موقف ضعيف و منطق انفعالي، استفاده ببرند، نتيجه را از همين حالا مي‌توان، تصور کرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید