رييس جمهور غني در باتلاق جنگ و صلح با طالبان

علي موسوي – جمهور:
اشرف‌غني؛ رييس جمهوري کشور در سفرش به ولايت ننگرهار گفته است که او، آماده است تا براي طالبان در کابل، قندهار يا ننگرهار دفتر ايجاد کند.
آقاي غني که به ولسوالي غني‌خيل ولايت ننگرهار رفته بود، اين اظهارات را در ديدار با جمعي از باشنده‌گان آن ولايت و به دور از حضور رسانه‌ها ابراز کرده است.
دفتر مطبوعاتي والي ننگرهار گفته است که آقاي غني به گروه طالبان اطمينان داده که با ايجاد دفتر براي آنان در يکي از اين ولايت‌ها، از آن به گونه درست «نگهداري» خواهد کرد.
آقاي غني، هم‌چنان گفته است که زمان پايان جنگ و خون‌ريزي فرارسيده و صلح در افغانستان آمدني است.
او، اما از برگزاري نشست مسکو بار ديگر انتقاد کرده و گفته است: «ما صلح را در مکه مي‌خواهيم، مکه شيرين است يا مسکو؟»
ايجاد دفتر براي طالبان در داخل افغانستان، با مواضع پيشين آقاي غني در اين زمينه منافاتي ندارد. او، پيش از اين هم چنين پيشنهادي به طالبان داده بود. با اين حال، تکرار اين پيشنهاد در شرايطي که طالبان، مدام آقاي غني و حکومت او را تحقير مي کنند و با مذاکره با مخالفان و منتقدان سياسي و حتا توافق مستقل با امريکا روي موضوعات کليدي و سرنوشت ساز ملي، اقتدار و سيطره آقاي غني را هيچ مي‌شمارند، عجيب و شگفت انگيز است.
موضع گيري تازه آقاي غني درباره صلح با گروه طالبان هم‌چنان در تضاد و تباين آشکار با اظهارات روزهاي اخير او قرار دارد که در آن، هم‌واره با ژست هاي انقلابي و ميهن دوستانه، امريکا و طالبان و شرکت کننده‌گان در نشست مسکو را از يک چوب مي‌راند و خود را مدافع بي چون و چراي قانون اساسي و نيروهاي امنيتي و دستآوردهاي 17 ساله و پاسبان دموکراسي و حامي انتخابات و طرف‌دار راي و انتخاب مردم نشان مي‌داد و گروه طالبان را «دشمناني» مي‌خواند که نيروهاي امنيتي بايد «نابود» شان کنند!
آيا سخنان تازه آقاي غني در ولسوالي غني خيل ننگرهار، نشان‌گر چرخش 180 درجه‌يي او، نسبت به صلح با گروه طالبان است يا بيان‌گر بي ثباتي نگران کننده رييس جمهوري فاقد فکر و برنامه و ثبات و پايداري فکري و روحي است که يک روز، در مقام يک رهبر انقلابي ضد استعمار، استقلال طلب و ملي گرا ظاهر مي‌شود، و روز ديگر دم از «صلح شيرين» در شهري مقدس با کساني مي زند که پيشتر آن‌ها را «دشمنان» خوانده بود و مي‌خواست نابود شوند؟
واقعيت هرچه باشد، صلح طلبي در برابر گروه طالبان حتا اگر با تظاهر به تقدس گرايي رياکارانه با تأکيد بر اين که «صلح در مکه شيرين است يا مسکو؟» همراه باشد، تغييري در اصل نتيجه ايجاد نمي‌کند. هم امريکا و هم روسيه مي‌خواهند با گروه طالبان صلح کنند. مجاهدين و کمونيست‌ها هم مي‌خواهند با طالبان صلح کنند و تکنوکرات‌هاي رانده از درگاه کاخ سفيد و مانده از پروسه صلح مورد نظر طالبان هم مشتاق و بيتاب آن هستند.
اين که چنين صلحي در مسکو منعقد شود يا در مکه، هيچ اهميتي ندارد. آيا اين که خليل‌زاد با استانکزي يا ملا برادر در مکه، پيمان صلح افغانستان را امضا کنند، چيزي از ماهيت استعماري آن کاسته خواهد شد؟ آيا عدم حضور نماينده‌گان کابل در نشست مسکو، تنها به اين دليل بود که اين نشست در يک شهر «نامقدس» برگزار شده بود و صلح در مسکو «شيرين» نبود؟
واقعيت اين است که هم مجاهدين و کمونيست‌هاي پيشين و هم تکنوکرات هاي بيرون و درون قدرت، مشتاقانه تلاش مي‌کنند، تا در صلحي که امريکا قصد انعقاد آن با طالبان کرام را دارد، از يک‌ديگر سبقت بگيرند؛ تا شايد بهره يي از آن ببرند. آقاي غني هم مذبوحانه تلاش مي‌کند تا در اين روند، جايگاهي براي خويش پيدا کند. او، پيش از اين، تلاش کرد، تا با گرفتن ژست‌هاي مردم فريبانه انقلابي و ملي گرايانه، در برابر نقشه امريکا براي صلح با طالبان و نيز تباني مخالفان سياسي‌اش با آن گروه، مانع ايجاد کند و به اين ترتيب، جايگاه‌اش در ارگ قدرت را حفظ کند و امروز سعي مي‌کند اين کار را با تقسيم مسکو و مکه به شور و شيرين، انجام دهد؛ تا شايد راه و رخنه‌يي به روند صلح ايجاد کند و بتواند از آن به سود سلطه خود، حظي ببرد.
در اين ميان، همه چيز به کام گروه طالبان است؛ گروهي که همه جريان‌ها و مراجع براي صلح با آن‌ها سر و دست مي‌شکنند و جاده صاف مي‌کنند تا روند احياي امارت اسلامي، تسهيل و تسريع شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید