خوردن سوپ «برش» درمسکو، «شورمه» در دوحه، «دال» در اسلام‌آباد و جنگ در افغانستان

احمد سعيدي:
با درنظرداشت مداخله و ديد و بازديدهاي پشت پرده ديروز مقام‌هاي پاکستان با طالبان تا مداخله و جلسات روي پرده امروز، بايد گفت که نشست طالبان با نخست وزير پاکستان نخستين نشست با کشورها درسطح منطقه و فرا منطقه نيست؛ چنان‌چه چندي پيش گروه طالبان نشست‌هاي را نيز در قطر با زلمي خليل‌زاد داشتند و ديدگاه و نظريات خود را پشت درهاي بسته با او، شريک کردند. به سلسله همين ديد و بازديدها، نماينده‌گان طالبان در مسکو با بعضي از نماينده‌گان احزاب، شخصيت‌هاي سياسي و يک تعداد از حاميان خود طالبان که در حکومت وحدت ملي فعال اند، تحت رهبري آقاي حامد کرزي رييس جمهور قبلي افغانستان نشست دو روزه‌اي داشتند. طالبان فرصت را غنيمت دانسته در نشست مسکو نظريات و ديدگاه‌هاي خود را از جمله آوردن تغييرات در قانون اساسي افغانستان، رهايي زندانيان آن‌ها از زندان‌هاي حکومت افغانستان، بيرون کشيدن نام شان از فهرست سياه و تعداد فرمايشات و گفت‌وگوهاي خود را با رسانه‌ها شريک ساختند. اما در حال حاضر که پاکستاني‌ها تقسيم اوقات نشست‌هاي طالبان را در اسلام‌آباد با عمران خان، وليعهد عربستان سعودي و نماينده خاص امريکا در امور افغانستان تدوين و تنظيم نموده اند، به يقين که هدف شان در قدم نخست برملا کننده اين حقيقت است که اسلام‌آباد در تلاش ساختن حکومت موازي با حکومت وحدت ملي از طريق طالبان است. از سوي ديگر دعوتي را که اسلام آباد از طالبان به خاطر نشست و مذاکره با نخست وزير آن کشور به عمل آورده، مي‌خواهد اين پيام را به افغانستان و جهان بدهد که گروه طالبان در پاکستان حضور فزيکي ندارند و ما آن‌ها را از خارج پاکستان به خاطر مذاکره در راه صلح دعوت کرده ايم. نشست اسلام‌آباد هرچه باشد اگر طالبان واقعن مستقل و افغان اند، مردم افغانستان انتظار پيام‌هاي ديگري را نيز از آن‌ها در نشست اسلام‌آباد دارند؛ مثلن ديدگاه طالبان در مورد اين که جنبش تحفظ پشتون‌ها تحت رهبري منظور پشتين که به خاطر غصب حقوق شان عليه مظالم پنجابي‌ها به پا خاسته اند چيست؟ هم‌چنان در مورد خط فرضي ديورند نظر طالبان در مقابل پاکستان از چه قرار است؟
باور دارم با همه مداخله گري‌هاي بي شرمانة پاکستاني‌ها در اين روزها، لحظات دشواري را زمام‌داران پاکستان تجربه مي‎‌کنند. حمله گروه جهش محمد به حمايت ارتش و استخبارات پاکستان بر سربازان هندي در کشمير، قهر و غضب هند را بر انگيخته است و پاکستاني‌ها انتظار عمل بالمثل از طرف هندوستان را لحظه شماري مي‌کنند. در چنين وضعيتي مقام‌هاي پاکستاني مي‌خواهند از نشست اسلام‌آباد با طالبان و حمايت آن گروه از پاکستان عليه هندوستان بهره برداري نمايند. روي ديگر صفحه بر مي‌گردد با نقش خليل‌زاد و سعودي‌ها؛ چنان‌چه آقاي زلمي خليل‌زاد نماينده خاص وزارت خارجه امريکا به خاطر مصالحه با طالبان سفري را که يک‌بار ديگر آغاز کرده است، بعد از ديد و بازديدها از کشورهاي مختلف روز گذشته وارد کابل گرديده و پس از ملاقات با آقاي اشرف غني رييس جمهوري ومقام‌هاي ديگر، با عجله از کابل به اسلام‌آباد مي‌رود تا يک‌بار ديگر نشستي با گروه طالبان به ميزباني پاکستان داشته باشد.
نشستي را که آقاي خليل‌زاد در اين هفته با طالبان در اسلام آباد دارد، تنها نشست طالبان با آقاي خليلزاد نيست. اين گروه نشست هاي جداگانه اي با عمران خان نخست وزير پاکستان، شاه محمود قريشي وزير خارجه آن کشور و محمد بن سلمان وليعهد عربستان سعودي که با دست پر به پاکستان آمده است. اين وليعهد جوان و مغرور که در اين سفر اضافه تر از 600 نفر نوکر و چاکر وي را همراهي مي‌نمايد در حدود يک ميليارد دالر کمک مالي به پاکستان تحفه خواهد داد تا اقتصاد ورشکسته پاکستان به پا ايستاده شود.
هم‌چنان به گفتة ذبيح الله مجاهد سخن‌گوي طالبان، هيأت اين گروه در روزهاي اقامت خويش در پاکستان، برعلاوه ملاقات با مقام‌هاي پاکستاني وليعهد سعودي و زلمي خليل‌زاد، با مهاجران افغانستان، تجارملي که در آن کشور حضور دارند و يک تعداد اشخاص و افراد ديگر گفت‌وگو و مذاکراتي خواهند داشت. حتا گفته مي‌شود؛ گروه طالبان روي روابط سياسي، اقتصادي و اجتماعي براي سياست گذاري‌هاي آينده با نخست وزير پاکستان و وليعهد سعودي گفت‌وگو مي‌نمايند.
مي‌توان گفت که نشست طالبان با عمران خان نخست وزير پاکستان را بدون موافقه و حضورداشت نماينده حکومت افغانستان در اسلام‌آباد، مداخله آشکارا در امور افغانستان است. از سوي ديگر به نظر مي‌رسد از اين نشست نسبت به هر کشور و نهادهاي ديگر؛ پاکستان و طالبان مفاد بيشتري خواهند برد.
عمران خان نخست وزير پاکستان در اين نشست درحالي که از يک‌طرف نورم‌هاي قبول شده ملي و بين‌المللي را در مقابل حکومت وحدت ملي، زيرپا مي‌کند، از سوي ديگر مي‌خواهد طالبان را نه يک گروه جنگي و تروريستي، بلکه منحيث يک تحريک سياسي فراگير در سطح منطقه و جهان معرفي کند.
به عقيده من مذاکرات مستقيم نخست وزير پاکستان و محمد بن سلمان وليعهد عربستان سعودي با طالبان، تلاشي است به خاطر به انزوا کشانيدن حکومت وحدت ملي و معرفي اسلام‌آباد منحيث کشور تأثيرگذار براي جهان و به خصوص براي امريکا در تعيين سرنوشت جنگ و صلح افغانستان. هم‌چنان نخست وزير پاکستان تلاش خواهد کرد، تا در نشست‌هاي بعدي نقش عربستان سعودي را نسبت به قطر و مسکو برجسته سازد.
بدون ترديد گروه طالبان نشستي که با عمران خان دارند، با او، و مقام‌هاي استخباراتي پاکستان اطمينان مي‌دهند که ما اگر با زلمي خليل‌زاد ملاقات‌هاي داشته ايم، يا سفرهاي به روسيه و کشورهاي ديگر نموده‌ايم، در تمام مذاکرات و گفت‌وگوهاي ما چه در گذشته و چه در آينده، منافع پاکستان براي ما خط سرخ بوده و خواهد بود.
به نظر مي‌رسد در اين نشست، ظاهرن پاکستان به طالبان خواهد گفت که با حکومت افغانستان نيز مذاکره نمايند، اما اين پيشنهاد هرگز صادقانه نخواهد بود. متأسفانه از چندي به‌اين‌سو، نشست‌ها و گفت‌وگوها با طالبان طوري تدوين و طراحي گرديده است که نقش حکومت افغانستان کمرنگ جلوه داده شود و کوشش مي‌گردد تا حکومت وحدت ملي به انزوا و بن بست سياسي مواجه شود. تنها و تنها اين مداخلات و اين گفت‌وگوها که در اسلام‌آباد طراحي شده يگانه درد نيست، بلکه همه مي‌دانيم کشور و مردم عزيز ما در گذشته و حال در جنگ‌هاي نيابتي و رقابتي که دامن‌گير آن بوده سرچشمه همه برگرفته از رقابت‌هاي هند و پاکستان، روسيه و امريکا، سعودي و ايران و يک تعداد بازيگران ديگر منطقه‌يي و فرا منطقه‌يي بوده است. اما حالا تشويش اين است که يک‌بار ديگر رقابت‌هاي قطر و عربستان سعودي مشکل ديگري را به ما ايجاد نکند که حتمن خواهد کرد.
با در نظرداشت مخالفت‌هاي سياسي و ايديولوژيکي که بين قطر و عربستان سعودي وجود دارد قطر در تلاش بود، تا عربستان سعودي نتواند گروه طالبان را مانندي که قطر در زيرچتر خود دارد، با خود داشته باشد. اما پاکستان که يار ديرينة عربستان سعودي است از چندي به‌اين‌سو تلاش مي‌کرد تا زمينه ملاقات بين گروه طالبان و محمد بن سلمان وليعهد عربستان سعودي را فراهم نمايد.
قرار است روز دوشنبه ملاقات طالبان با وليعهد سعودي در اسلام آباد صورت گيرد. اما با در نظرداشت رقابت‌هاي سعودي و قطر، اين ملاقات مشکل ديگري را در سرنوشت صلح افغانستان ايجاد مي‌کند.
مخالفت بين سعودي و قطر سابقه طولاني و زيادتر جنبه ايديولوژيکي دارد. بدون ترديد مخالفت‌هاي اين دو کشور زيادتر روي رهبري جريان‌هاي فكري اهل سنت و جماعت است.
همه مي‌دانند که کشور قطر، حامي انديشه اخوان‌المسلمين است؛ چنانچه آگاهي داريد به آقاي قرضاوي پناهنده‌گي سياسي داده است. همين آقاي قرضاوي درکشور مصر از جمله رهبران بزرگ اخوان المسلمين شمرده مي‌شود. از سوي ديگر کشور قطر که بعد از کويت درکشورهاي عربي از جمله سرمايه دارترين کشورها شمرده مي‌شود، از ساليان متمادي در فلسطين به گروه حماس كمك‌هاي مالي و حتا لوجستيکي مي‌نمايد، سرنوشت خالد مشعل نيز به همه معلوم است. از سوي ديگر حزب حاكم عدالت و توسعه تركيه تحت رهبري رجب طيب اردوغان نسبت به سعودي با قطر رابطه بهتري دارد، اما برعکس عربستان سعودي از اسلام سياسي يعني سلفي وهابي حمايت مي‌كند و تلاش دارد، تا انديشه‌هاي اخواني را به انزوا بکشاند و سلفي‌ها را تقويه نمايد. علاوه بر آن اکثريت اخواني‌ها دلايل شکست خود را، به دوش عربستان سعودي مي‌اندازند. در کشور عزيز ما افغانستان نيز حزب اسلامي گلبدين حکمتيار، جمعيت اسلامي، حرکت اسلامي و يک تعداد احزاب ديگر که انديشه‌هاي اخواني دارند، با ورود عربستان سعودي و نزديک شدن طالبان به آن کشور منزوي مي‌شوند. عربستان سعودي تلاش خواهد کرد، تا طالبان در آينده رهبري جريان اسلام سياسي در افغانستان را به عهده داشته باشند. البته جرياني كه شديدن متأثر از انديشه‌هاي سلفي متأثر از ديوبندي‌ها و بريلوي‌ها مي‌باشد.
با نزديک شدن سعودي با طالبان، حضور قطر به عنوان كشور ميزبان دفتر سياسي طالبان در مذاكرات صلح، وضعيت را در دراز مدت به نفع خود ندانسته، تغيير سياست خواهد داد.
در صورتي که پاکستان بتواند نقش عربستان سعودي را در مذاکرات صلح نسبت به قطر و کشورهاي ديگر پررنگ سازد، درآن صورت قطر و ايران، دو كشور بازنده منطقه در قضاياي افغانستان خواهند بود.
درچنين وضعيتي، زور آزمايي‌هاي منطقه عربي خاورميانه، وارد ميدان افغانستان مي‌شود و سرنوشت صلح را تا زمان نامعلومي تيره تر خواهد ساخت. حضور فعال عربستان سعودي در قضيه افغانستان، بحران موجود افغانستان را چه در سطح داخلي و چه در سطح منطقه‌يي، افزايش خواهد داد.
گرچه تا کنون نقش امريکا و قطر در سرنوشت صلح نسبت به بازيگران ديگر برجسته‌تر است، با آن‌هم اگر حکومت افغانستان نتواند مذاکرات صلح را از انحصار امريکا و کشورهاي ديگر به‌شمول قطر، سعودي و پاکستان بيرون نمايد و نقش کشورهاي اروپايي و سازمان ملل متحد را در اين راه هم‌سو و همگام به خود نسازد، آينده صلح به هيچ صورت روشن نخواهد بود و اين گفت‌وگوهاي که در سطح منطقه و فرا منطقه به خاطر آوردن صلح و ختم جنگ در افغانستان آغاز گرديده، به زودي نتايج مطلوبي از خود به جا نخواهد گذاشت.
تمهيد: لحظات که آخرين سترهاي اين مقاله را مي‌نوشتم اطلاع يافتم که ملاقات عمران خان با طالبان با در نظرداشت مصروفيت‌هاي که به خاطر استقبال محمد بن سلمان وليعهد عربستان سعودي داشته لغو گرديده است. شايد اين ظاهر قضيه باشد پشت پرده لغو اين ملاقات شايد حرف‌هاي ديگري نهفته باشد که ما تا هنوز نمي‌دانيم.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید