انتخابات رياست جمهوري زير ساطور نشست قطر

احمد سعيدي:
پروسه ويا پروژه صلح که مذاکراتش در قطر با طالبان ادامه دارد خيلي طولاني وزمان‌گير شده است، اين که آيا سر انجام به واقعيت خواهد پيوست واين پروژه، پاي طالبان را به کابل باز خواهد کرد، يا بازي ديگري پشت پرده است گذشت زمان به آن پاسخ خواهد داد.
توافق با طالبان يا عدم توافق با آن گروه به طور آني ، تأثيري بر امنيت و بهبود وضعيت جاري در افغانستان نخواهد گذاشت، اما اين توافق مي‌تواند زمينه امکان مانور سياسي و تبليغاتي را براي امريکايي‌ها فراهم کند که ما جنگ را نباخته ايم تا با استفاده از اين مذاکرات و مصالحه بتوانند در صدد کمرنگ کردن شکست در جنگ 18 ساله با گروه طالبان باشند.
اگر گروه طالبان پروسه صلح را بپذيرند و وارد بازي سياسي شوند، نمي‌توانند در دراز مدت در مقابل رقباي سياسي خود بدون انتقام و ماجرا جويي‌هاي ديگر سکوت کنند، شايد خود را پيروز معرکه بدانند چنان‌چه امريکايي‌ها در مذاکرات قطر آن‌قدر در مقابل طالبان از خود کرنش ضعف و ناتواني نشان داده اند و گروه طالبان آن‌قدر مغرور به نظر مي‌رسند که شايد هرگز آن گروه طي اضافه تر از يک دهه آن‌چه را که توسط حملات انتحاري و قتل هاي دسته جمعي بالاي مردم بي‌گناه انجام داده اند خمي به ابرو نياورند و از گذشته خود در هيچ زمان و هيچ مکاني اظهار ندامت ننمايند. برعکس نمي‌دانم مردم افغانستان به خاطر صلح مي‌توانند همه گذشته را فراموش ونگاهي به آينده آن‌ها را وادار سازد، تا در پهلوي هم‌ديگر قرار گيرند و از گروه طالبان استقبال نمايند.
از سوي ديگر فرض بر اين که اگر گروه طالبان به صداي صلح خواهانه شهروندان و حکومت افغانستان لبيک بگويند، آينده نظام و انتخابات رياست جمهوري چگونه رقم خواهد خورد؟ حاکميت با آن‌ها مدغم خواهد شد يا آن‌ها با حاکميت، در کار زارهاي انتخابات رياست جمهوري که کمتر باور مندي وجود دارد که به وقت و زمانش برگزار خواهد شد، چه معامله‌يي صورت خواهد گرفت در اين مورد نيز تفاوت‌هاي چشم گيري ديده مي‌شود چنان‌چه در دوره گذشته رياست جمهوري چپ و راست افراطي حتا ملاهاي افراطي وسنت گرا کنارهم آمده بودند ويک جبهه مشترک را جهت پيروزي برحريفان راست ميانه وچپ ميانه تنظيم نموده بودند، اگر گروه طالبان از پروسه انتخابات حمايت نمايند در انتخابات آينده رياست جمهوري برعلاوه تيپ‌ها و گروپ‌هاي قبلي چه چپ چه راست چه اخواني و چه غيراخواني چه تکنوکرات و چه بروکرات سلفي‌ها وهابي‌ها ديوبندي‌ها و بريلوي‌ها نيز با آمدن گروه طالبان حضور فعال خواهند داشت. اين که صلح يک ضرورت عيني است ترديدي وجود ندارد، اما آناني‌که با گروه طالبان تعلقات تباري و قبيله‌يي دارند نسبت به ديگران زيادتر به خاطر تشريف آوري گروه طالبان لحظه شماري مي‌کنند تا طالب بيايد و امارت اسلامي را احيا نمايد.
اما اگر انتخابات رياست جمهوري با حضور داشت اشخاص ذيل محمد اشرف غني، داکتر عبدالله عبدالله، رحمت الله نبيل، محمد حنيف اتمر، احمد ولي مسعود، داکتر زلمي رسول، شيدا محمد ابدالي، عبدال‌لطيف پدرام، عنايت الله حفيظ، غلام فاروق نجرابي، دوکتور فرامز تمنا، گلبدين حکمتيار، محمد ابراهيم الکوزي، محمد حکيم تورسن، محمد شهاب حکيمي، نورالحق علومي، سيد نور الله جليلي، نور الرحمان ليوال، برگزار و زمزمه‌هاي حکومت انتقالي مطرح بحث نباشد رينگ مسابقه برد و باخت در بين اين حريفان خيلي مشکل زا و حتا خونين به نظر مي‌رسد. از طرف ديگر با در نظرداشت زد و بندهاي سياسي به خصوص زد و بندها به خاطر منافع شخصي من باور ندارم همه اين نامزدان تا آخر خط بروند بعضي‌ها پيش از برگزاري انتخابات و بعضي در جريان انتخابات با معاملات مالي يا وعده‌هاي چوکي وزارت و رياست از نامزد ديگري حمايت خود را اعلام مي‌نمايد.
اما اين که آينده چگونه رقم خواهد خورد و راه اين دوستان و معامله گران حرفوي پس از انتخابات در کجا از هم جدا خواهند شد از همين حالا معلوم است، اين معاملات و اين زد و بندها و کنار آمدن‌ها خيلي آسان هم نيست به دقت وتحليل تجربي نياز دارد که بايد گذشته وآينده را به هم پيوند داد چه بودند، چه مي‌گفتند و چه کردند و آينده چه مي‌کنند.
شايد بعضي از نامزدان رياست جمهوري را عقيده بر اين باشد که طالبان مي‌آيند قانون اساسي را مي‌پذيرند و از حاکميت ما دفاع مي‌نمايند، اما به باور اين قلم، حضور فزيکي گروه طالبان در نظام با هر شيوه چه انتخابات چه حکومت موقت اگر در آن ضمانت بين‌المللي وجود نداشته باشد، لقمه راحتي براي هيچ کس نبوده بلکه خيلي گلون گير خواهد بود، زيرا طالبان در طول تاريخ، مقام دوم بودن را در رقابت‌هاي سياسي قبول نداشته و حالا نيز مقام دوم يا سوم را در رهبري افغانستان نمي‌پذيرند.
از سوي ديگر کساني که در داخل نظام اند به خصوص رهبران حکومت وحدت ملي رقباي با قدرت مانند طالبان را تحمل کرده نمي‌توانند به همين دليل در انتخابات آينده، طالبان اگر شامل نظام شوند رقباي درد سرساز براي آناني که از همين حالا خود را برنده انتخابات رياست جمهوري به حساب مي‌آورند شمرده مي‌شوند. از سوي ديگر از وضعيت مذاکرات پشت درهاي بسته در قطر چنين استنباط مي‌شود که مقام‌هاي امريکايي پس از اين عوض تقويه در صدد خورد کردن رهبران حکومت افغانستان در مقابل طالبان اند.
تشويش ديگر من در اين است که اگر بدون حضور فعال دولت افغانستان آقاي زلمي خليل‌زاد با گروه طالبان به توافقي برسند جهت گيري آينده طوماري خواهد بود نسبت به هر طومار ديگري پيچيده تر و مشکل زا تر که هرگز به صلح دايمي منتج نخواهد شد.
دور از امکان نيست که جهت‌هاي فکري طور موازي با هم حرکت خواهند کرد مثلن چپي‌ها چه افراطي وچه ميانه در يک صف مخالف با طالبان قرار خواهند گرفت وراستي‌ها هم قطع نظر از خصوصيات تباري وقومي، دست يک‌ديگر را خواهد گرفت وچه بسا که در نهايت امر در هم‌چو سرنوشت چه بايد نوشت.
از طرف ديگر مشکل افغانستان تنها مذاکره و مصالحه با اپوزيسيون مسلح نيست در داخل نظام هم چالش‌هاي جدي وجود دارد. بعضي از مقام‌هاي دولتي از همين حالا در صدد خورد کردن رقباي انتخاباتي خويش و ضعيف ساختن برخي حريف‌هاي سياسي خود اند که سال‌ها از حضورشان در حکومت رنج برده اند و مي‌خواهند براي هميش شخصيت‌هاي با نفوذ که مقام‌هاي دولتي آن‌ها را براي خود مانع رشد محاسبه مي‌کنند بردارند در چنين بازار شور ماشور هيچ کس نمي‌تواند بگويد که آينده چه مي‌شود و چه کساني سرنوشت ما را رقم مي‌زند .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید