آيا پروژه‌ي عبور از طالب به داعش در راه است؟

ريحان تمنا/ هشدار:
حمله با سلاح سنگين به مراسم سالروز شهادت عبدالعلي مزاري در حالي که تعدادي از بلند پايه‌هاي سياسي کشور در آن حضور داشتند، در قلب کابل، يکبار ديگر توهم امنيت نسبي را به چالش کشيد. اين حمله اثبات مي‌کند که به‌هم‌ريختگي صف‌ها عميق‌تر از آن چيزي‌است که با لفاظي‌هاي معمولي جاري در ادبيات سياست‌مداران و خصوصن تيم حاکم، بشود توجيهش کرد.
واکنش‌هاي اوليه‌ي کارشناسان امور به اين قضيه متفاوت بوده است. بعضي موضوع را به جنگ هند و پاکستان و دامنه‌ي زورآزمايي‌هاي نظامي‌شان در جغرافياي افغانستان پيوند زدند و بعضي ديگر پاي امريکا و روسيه را به ميان کشيدند و کساني هم روايات ديگري داشتند. اما واقعن کدام گروه اين حمله را انجام داد و چرا انجام داد؟ اندکي بعد از وقوع حمله، منابع دولتي به رسانه هاي داخلي و خارجي آمارهاي دادند که با مشاهدات من به حيث يک فرد حاضر در واقعه سازگار نبود، اما از آنجايي که منابع دولتي عادتاً گزارش حوادث را مطابق ميل شان تنظيم مي‌کنند و کاري به واقعيت امر ندارند، بازکردن باب بحث دروغگويي هاي حکومتي‌ها، تکرار يک افسانه‌ي کهنه و عام فهم است. پس بهتر است بپردازيم به گوشه هاي ديگر بحث.
اطلاعات اوليه حکايت از اين دارد که داعش مسووليت اين حمله را به دوش گرفته است. پرسش اين است که آيا انجام حمله توسط هر کدام اين گروه‌ها ما را به ريشه هاي متفاوتي مي‌رساند؟ با آغاز روند تضعيف داعش در عراق و سوريه، افغانستان آبستن اين نطفه‌ي خطرناک و خون‌خوار گزارش شد. از همان ابتداي امر و با تکرار حملات خون‌بار، يک هماهنگي جدي ميان خصوصيات حمله و منبع که به عنوان مسوول حمله معرفي مي‌شد، وجود داشت. گويا يک مديريت واحد با دقت زياد هر دو گروه را در زمينه‌ي انجام ماموريت هاي کشتار، رهبري مي‌کند.
داعش از همان ابتداي امر خون‌خوار تر از ابتداي جريان طالبان ظاهر شد. همان رويه‌ي که در عراق و سوريه دنبال مي‌کردند. با عميق شدن شکاف ميان طالبان و دراز شدن دست‌هاي قدرت‌مند بيشتري براي استفاده از طالبان، در بعضي جاها گروه‌هاي خاصي از طالبان به مقابله‌ي داعش پرداختند. دولت افغانستان اما در برابر داعش و طالبان تحت قيموميت پاکستان برخوردي مشابه نداشت. علاوه بر منابع مردمي و درز کردن اطلاعات از دستگاه هاي اطلاعاتي رقيب، منابعي از شخصيت هاي بلند رتبه‌ي افغانستان نيز با ادعاي داشتن سند و مدرک، دولت افغانستان را متهم به تسامح و سازش در برابر نيروهاي نوخاسته‌ي داعش کردند. کشمکشي که براي مدت‌ها بحث داغ رسانه هاي افغانستان بود.
طرح مسأله‌ي صلح با طالبان از جانب ايالات متحده‌ي امريکا و دور زدن گروه حاکم دولت افغانستان، منجر شد تا کمي ابهام در زمينه‌ي پذيرش مسووليت حملات خونبار واضح شود. هرچند حرف تازه‌يي نيست، اما مايلم اينجا بياورم که بر اساس ادعاهاي که از منابع مختلف به ميان آمده است، داعش پروژه‌ي بديل طالبان است. به همين دليل موضع طالبان در زمينه‌ي صلح در يک سال اخير و موازي با توانمند شدن داعش براي گرفتن مسووليت طالبان در افغانستان، انعطاف بيشتري يافته است.
فحواي مسأله مي‌رساند که طرح صلح با طالبان چند سال پيش توسط منابع اصلي بازي قدرت در افغانستان، ساخته شده و صحنه آرايي بر اساس آن طرح تا کنون صورت گرفته است. اکنون طالبان دم از حقوق زن و يک رشته آزادي‌ها مي‌زنند، اما آيا اين همان گروه طالباني نيست که صداي پاي زن را حرام مي‌دانست و اداره‌ي امر به معروف و نهي از منکر آن در زمان تسلط شان بر شهرها، ريش مردان را اندازه مي‌گرفتند و قواعد سخت و خشک ديني را بر همه‌گان جاري مي‌ساختند؟ چيدمان قضيه‌ي طالبان و داعش را وقتي دقيق مشاهده مي‌کنيم، به نظر مي‌رسد که در هر دو سوي جبهه يک رهبر نشسته است و سياست‌گذاري مي‌کند.
آنچه برمي‌گردد به عوامل انتحاري ها، شايد باورش سخت باشد، اما افراد انتحاري در بازار زورآزمايي هاي خونين افغانستان، خريد و فروش مي‌شوند. منابع تربيت کننده‌ي انتحاري‌ها، علاوه بر پي‌گيري سياست‌هاي منابع خودي، به نوعي بازار فروش اين جنس خون‌خوار و وحشتناک را نيز ساخته اند تا از آن درآمد هاي مالي البته از اضافه توليد شان داشته باشند. افرادي که دسترسي به اين منابع با استفاده از ارتباطات شخصي دارند، مي‌توانند در موارد دشمني هاي خصوصي هم با پرداخت پول از اين سلاح متحرک، هوشمند و خون‌ريز بهره ببرنند.
نمي‌توان منکر رقابت و رويارويي هند و پاکستان در سرزمين افغانستان شد، اما حمله‌ي هفته پيش را به مشکل مي‌توان به جنگ اين دو کشور ربط داد. مي‌ماند دو احتمال ديگر. احتمال اول اين‌که گروه هاي پرقدرت رقيب افراد بلند پايه‌ي که در مراسم شرکت داشتند، از اين طريق به رقباي شان هشدار دادند، تا در بازي‌هاي پيش رو، توان شان را در استفاده از اين عنصر براي فشار بر معادله، ناديده نگيرند. استفاده از اين ابزار در برابر حريف در ده سال گذشته بسيار رايج شده است. بسياري از شخصيت‌هاي تأثيرگذار نظامي و سياسي تاجيک، ازبيک و هزاره و حتا پشتون در سال‌هاي اخير حذف فيزيکي شدند. گاهي تهديدهاي از اين دست حتا در ادبيات گروه هاي سياسي شامل بازي کنوني ديده شده است.
احتمال ديگر اين است که موازي با نزديک شدن طالبان به گره گاه صلح، داعش بايد هويت خون‌ريز و نقش‌مند طالبان را تمامن پيدا کند. منبع سياست‌گذار در پروسه‌ي جايگزيني داعش به جاي طالب، در روزهاي اخير براي تثبيت جايگاه داعش، امکانات بيشتري به دسترس اين گروه مي‌گذارد و دروازه‌ي ميدان‌هاي زياد تري را براي جولان قدرت داعش، باز خواهد کرد.
مشخصات اين حمله نشان مي‌دهد که جنگ به کوچه‌هاي کابل و بعضي ولايت هاي مهم ديگر، با دامنه‌ي بيشتري کشيده خواهد شد. از جمله‌ سياست هاي واضح طالبان، حمله به هزاره‌هاي افغانستان است. در سال‌هاي گذشته تعداد بسيار زيادي از مردمان هزاره حتا در مسير جاده ها از موتر پياده و تير باران و يا سربريده شدند. سياستي که بحث پاکسازي قومي را با شدت در چند سال اخير حتا در مجامع بين‌المللي مطرح ساخت. در موج کنوني، داعش با اين حمله به طور مشخص اعلام موضوع مي‌کند و يکي از مهمترين برنامه هايش را براي آينده واضح مي‌سازد.
علاوه بر آن چگونه‌گي حمله نشان مي‌دهد که مديران اين برنامه با دقت برنامه را براي نشان دادن قدرت اطلاعاتي و عملياتي داعش، چيده‌اند. گفته مي‌شود حمله کننده‌ها از چند مرکز به داخل مراسم و حتا از خانه‌هاي مسکوني موشک پراکني کرده‌اند. گزارش‌هاي که تا کنون به رسانه ها در مورد اين حمله رسيده است، به هيچ وجه کافي نيست. در روزهاي آينده زواياي بيشتر اين حمله روشن خواهد شد. هرچند منابع اطلاعاتي افغانستان غالباً با گذشت چند روز از حادثه، خود را ملزم به پاسخ‌گويي به افکار عمومي نمي‌دانند و حتا شايد در اين مورد خاص علاقه‌ي هم به پيگيري قضيه نداشته باشند، با آن هم با گذشت زمان چيزهاي بيشتري در اين زمينه واضح خواهد شد و به ما خواهد گفت از دو احتمال مطرح شده، کدام يک به واقعيت نزديک تر است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید