افسانه ملا عمر؛ زنده‌گي زشت، مرگ مبهم

علي موسوي/ جمهور
بتي دم؛ روزنامه نگار هالندي در کتاب تازه‌اش ادعا کرده که ملا عمر، رهبر پيشين گروه طالبان زماني در نزديکي يک پايگاه امريکايي در افغانستان زنده‌گي مي‌کرد.
کتاب «زنده‌گي مخفي ملا عمر» حاکي از آن است که ملا عمر هرگز در پاکستان پنهان نشده بود. او، در زادگاهش، ولايت زابل در فاصله پنج کيلومتري يک پايگاه امريکايي زنده‌گي مي‌کرد.
ارگ رياست جمهوري با رد اين موضوع، آن را ادعايي «فريبکارانه» براي «شناسايي طالبان و حاميان خارجي» آن خوانده است.
ارگ ادعا کرده که کابل شواهد کافي دارد که ملاعمر در اين مدت در پاکستان زنده‌گي مي‌کرده و همانجا نيز مرده است.
خانم دم براي نگارش اين کتاب پنج سال را صرف تحقيق و مصاحبه درباره اعضاي گروه طالبان کرده است.
او، موفق شد با جبار عمري، مردي که در دوران اختفاي ملاعمر پس از سقوط امارت اسلامي طالبان در سال 2001 عملن محافظ او شد، مصاحبه کند.
آقاي عمري، ملا عمر را تا زمان مرگش در اثر بيماري در سال 2013 پنهان کرد.
انتشار اين کتاب ابعُاد ابهام‌ها و دامنه پرسش‌ها درباره رهبر مرموز طالبان را گسترش مي‌دهد و به شک و گمان‌ها درباره حيات و مرگ پررمز و راز او دامن مي‌زند.
اين ادعاي تازه درباره زنده‌گي و مرگ ملاعمر در حالي مطرح مي‌شود که پيشتر دولت افغانستان، مدعي شده بود که ملا عمر در کراچي پاکستان درگذشته و سازمان‌هاي استخباراتي افغانستان از اين رويداد آگاه بوده اند.
پاکستان هم براي رد مرگ ملا عمر در کراچي، شواهد محکم و مقنع ارايه نکرده و اين امر، به ابهام‌ها در اين خصوص دامن زده است.
از سوي ديگر، بربنياد يافته‌هاي روزنامه نگار هالندي، ملا عمر پس از سقوط رژيم طالبان، عملن رهبري آن گروه را به ملا عبيدالله آخوند؛ وزير دفاع رژيم طالبان واگذار کرد و خود در انزوا و اختفا به عبادت و زنده‌گي صوفيانه روي آورد.
اگر اين اطلاعات درست باشد، گروه طالبان براي سال‌ها از نام رهبر و پايه گذار آن گروه سوء استفاده مي کرده و با صدور فرمان‌ها، پيام ها و احکام مورد نظر خود با امضاي ملا عمر، هزاران نفر از اعضاي خود را فريب مي‌داده است.
در کتاب خانم دم آمده است که ملاعمر اکثر اوقات مشغول خواندن قرآن و عبادت بود و اخبار جهان را نيز از طريق راديوي پشتوي بي بي سي و بعضن توسط فرستاده‌گان گروه طالبان دريافت مي‌کرد. گفته مي‌شود که رهبر پيشين گروه طالبان، خبر مرگ اسامه بن لادن را هم نخستين بار از طريق راديو بي‌بي‌سي مي‌شنيد؛ اما هيچ واکنشي به آن نشان نداد.
در کتاب جديد خانم دم، با مقام هاي ارشد محلي و منابع امنيتي دولت افغانستان هم مصاحبه شده و آن‌ها صحت اين اطلاعات درباره رهبر طالبان را تأييد کرده اند. از سوي ديگر، بربنياد گزارش‌ها جبار عمري؛ نزديک ترين فرد به ملاعمر پس از سقوط رژيم طالبان تا زمان مرگ او، اکنون در زندان امنيت ملي افغانستان به سر مي‌برد.
بنابراين، دولت و منابع امنيتي افغانستان، بدون ترديد اطلاعات دقيق و دست اولي درباره زنده‌گي رهبر متواري طالبان پس از سقوط اين رژيم در اختيار دارند؛ اطلاعاتي که بنا به هر دليلي هنوز از آن‌ها رونمايي نشده و از دسترس افکار عمومي افغانستان، پنهان مانده است.
نکته مهم اين که ارگ رياست جمهوري هم‌چنان ادعا مي‌کند که اطلاعات ارايه شده در کتاب خانم دم فريبکارانه است و هدف از آن، شناسايي طالبان و حاميان خارجي آن است. اين در حالي است که ارگ و دستگاه‌هاي امنيتي تحت امر آن، هيچ اطلاعات قابل اعتنايي درباره سرنوشت نهايي ملاعمر ارايه نمي‌کنند و به نوعي ادعا را با ادعا پاسخ مي‌دهند. در چنين شرايطي، مخالفان موضع ارگ هم ممکن استدلال کنند که هدف کابل، نسبت دادن همه مسووليت هاي جنگ افغانستان به پاکستان است و در اين زمينه، از سرنوشت ملاعمر به عنوان يک اهرم قدرت‌مند براي اثبات و احراز حقانيت موضع خود سود مي‌برد.
از جانب ديگر، اگر ادعاهاي تازه اين روزنامه نگار هالندي درست باشد، اين امر يک شکست سياسي و استخباراتي سنگين براي واشنگتن هم خواهد بود؛ زيرا امريکا براي سر ملا عمر، 10 ميليون دالر جايزه تعيين کرده بود؛ اما در نهايت، او در سه مايلي پايگاه نظامي آن کشور در زابل، زيست و مرد.
خانم دم از قول منابع خود، مدعي شده که حتا امريکايي‌ها يک‌بار خانه‌يي که ملاعمر در آن مخفي بود را جستجو کردند؛ اما اتاق‌هاي مخفي آن خانه از چشم امريکايي‌ها پنهان ماند.
شايد يکي از دلايل همين باشد که کابل به دستور امريکايي‌ها از پذيرش مکان مرگ ملاعمر در داخل خاک افغانستان، امتناع مي‌کند و آن را به پاکستان نسبت مي‌دهد.
به هر حال تا زماني که کابل اسناد موثقي در اين خصوص ارايه نکرده، نمي‌توان شک و پرسش‌ها در اين زمينه را محدود کرد و ادعاهاي ارگ را حقيقت محض در نظر آورد.
نکته ديگر اين‌که با ادعاهاي ضد و نقيض مطرح شده درباره سرنوشت نهايي ملاعمر، رهبر مرموز طالبان اکنون بيش از هر زمان ديگري، رازآميز و افسانه‌يي به نظر مي‌رسد؛ رهبري که تمام تصور باقي‌مانده از او، يک عکس سياه و سفيد است؛ اما نام‌اش با کشتار و جنايت و خون‌ريزي و تروريزم گره خورده است. او هرکجا زيسته و در هر جايي که مرده، زنده‌گي زشت و مرگ مرموزي داشته است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید