نوروز؛ سنتِ کهن و ماندگارِ در تاريخ بشريت

جشنِ نوروز پيشنه و قدمتِ تاريخي دارد، اين سنتِ پسنديده جهاني فراترا از حوزه تمدني پارسي تا مرزهاي کاخ سفيد نفوذ کرده است و اين سنتِ ماندگار نيز يکي از کهن‌ترين جشن‌هاي به‌جا مانده از دورانِ باستان محسوب مي‌گردد، ساليان درازي است که کشورهاي (جمهوري اسلامي ايران، جمهوري آذربايجان، افغانستان، تاجيکستان، ترکيه، ازبيکستان، ترکمنستان، قزاقستان و قرقيزستان، هند، آلباني، چين، پاکستان، جاپان، پرتگال،تانزانيا و…) هر يک از اين کشورها زير نام و رسم و سنت‌هاي پسنديده خود، نخستين روز سال‌نو و آغاز بهار را با برگزاري مراسم‌هاي ويژه و توأم با سرور و شادماني جشن مي‌گيرند و مراسم‌هاي گوناگون و مناسبتي را به‌مناسبت جشن نوروز، اين کشورها برپا مي‌نمايند.
هم‌چنان جشنِ نوروز در مجمع عمومي سازمان ملل در سال 1388 روز جهاني نوروز را در چارچوب ماده 49 دستورکار خود و تحتِ عنوانِ «فرهنگ صلح» به‌تصويب رساند و براي نخستين بار در تاريخ اين سازمان،‌ نوروز به‌عنوانِ يک مناسبتِ بين‌المللي گرامي داشته شد. نوروز هم‌‎چون زبانِ مشترکِ ميليون‌ها انسان در آسيا، شبه قاره هند، آسياي مرکزي، خاورميانه، قفقاز، بالکان، حوزه درياي سياه و بسياري از نقاطِ ديگر جهان درآمده است. بربنيادِ گزارش‌هاي موجود امروز بيش از (300) ميليون نفر نوروز را در سراسر جهان گرامي مي‌دارند. بزرگداشتِ نوروز بزرگداشتِ ريشه‌ها، تاريخ و ارزش‌هاي تمدن‌هاي درخشانِ بشري است که در طولِ قرن‌ها ارزش‌هاي انساني را منتقل ساخته‌اند. ترويج و پيش‌برد فرهنگِ زنده‌گي سازگار با طبيعت، يکي ديگر از جنبه‌هاي نوروز است که هم‌سو با بسياري از اهدافِ سازمان ملل است.
برخي از پژوهش‌گران، ريشه تاريخي اين سنت قديمي را به‌جمشيد شهريار بزرگ سلسله‌يي پيش‌دادي نسبت داده و نوروز را «نوروزِ جمشيدي» گفته‌اند. در پيوند به اين مهم، نيز فردوسي شاعر بزرگ و تواناي زبان پارسي چنين نقل شده است: «جمشيد پس از يک سلسله اصلاحاتِ اجتماعي، بر تختِ زرين نشست و فاصله بينِ دماوند، تا بابل را در يک روز پيمود و آن روز (روزهرمزد) از فروردين ماه بود. (هرمزد روز اول فروردين را مي‌گفتند)، چون مردم اين شگفتي از او، بديدند جشن گرفتند و آن روز را «نوروز» خواندند».
هم‌چنان، از ابوريحانِ بيروني نقل قول شده که گفته است: «نوروز از رسم‌هاي پارسيان است و نخستين روز است از فروردين ماه و از اين جهت، آن را «روزنو» ياد کرده‌اند، زيرا که پيشاني سال‌نو است و آن‌چه از پس او است، از اين پنج روز همه جشن هاست.» از جانب ديگر پيروان آيين زرتشت را عقيده بر آن است که در روز شش ماه فروردين زرتشت توفيق يافت که با خداوند مناجات کند، لذا اين روز را به‌نامِ «نوروز» جشن مي‌گرفتند؛ جشنِ روز هم در بستر و پيشنه تاريخي خويش و هم در حافظه شاعرانه شعراي بزرگ حوزه پارسي دري چون، مولوي، سعدي، بيدل، حافظ، و نيز برخي از شعراي معاصر مانند منوچهر، خليلي، واصف باختري، نايل لاجوردين شهري …. سرودهاي را به اين مناسبت خجسته، شعراي پسينِ حوزه پارسي زبان سروده‌اند و سالانه ده‌ها شاعرِ نام‌دار ديگر از اين حوزه با خوانش و سرود شعر اين مراسم ملي و تاريخي را تجليل و گرامي داشت نموده‌اند و مي‌نمايند.
جشنِ نوروز در بسياري از نقاطِ افغانستان، با شکوه‌مندي خاصي برگزار مي‌شود، در مزارشريف، در زيارت‌گاه منسوب به حضرت علي، جشن بزرگي به‌نام ميله‌هاي گل سرخ برگزار مي‌گردد و همه ساله، هزاران نفر از زايران آن زيارتگاه و علاقه‌مندان نوروز از نواحي مختلف کشور، حتا از کشورهاي ايران و تاجيکستان و ديگر کشورهاي آسياي ميانه به شهر مزارشريف مي‌روند و اين جشنِ ملي و پارينه را با شکوه‌مندي هرچه بيش‌تر برگزار مي‌کنند.
جشنِ نوروزي در شهرها و در اکثرِ نقاطِ مهم در محلاتي مانند کابل، خواجه صفا، شاه‌شهيد، دامنه کوه کارته سخي، کاريز مير، تپه زيباي استالف، گل‌غندي چاريکار و برخي نقاطِ ديگر برگزار مي‌شود. شهروندان کشور در تفريح‌گاه‌هاي داخل و خارج شهر دور هم مي‌آيند و جشنِ نوروز را به‌عنوانِ نمادِ رستاخيز حياتِ دوبارة طبعيت گرامي مي‌دارند.
سنت‌هاي پسنديدة نوروز:
رسم و سنت‌هاي پسنديده و مروجِ جشنِ نوروزي در آغاز سال‌نو عبارت‌اند از: سمنک، هفت ميوه، يا تهيه هفت‌سين، بر افراشتن «ژندة‌سخي» در شهر مزار شريف و نيز در کابل پايتخت، کارتة سخي، جشنِ دهقان، غرسِ صدها اصلحه نهال، سبز کردنِ گندم، عدس، تره تيزک، «ده -پانزده روز» به عيد نوروز مانده در خانه‌ها صورت مي‌گيرد، هم‌چنان خانه تکاني و رفت روب خانه‌ها، خريد لباس‌نو براي تمامِ اعضاي خانواده، پيام‌هاي تبريکي و رفتن به‌خانه‌هاي دوستان و اعضاي فاميل در اکثرِ نقاط کشور از سنت‌هاي ماندگار و کهنِ جشنِ نوروزي است که با برگزاري مراسم‌هاي ويژه ديگر از اين دست در افغانستان، ايران و تاجيکستان… متداول است.
اما با توجه به آن‌چه برشمرده‌ شد، برخي از کنش‌ها و واکنش‌هاي بدوي و دماگوژانه‌ي عده‌يي از نيم‌چه ملاها و شماري از افراد درس ناخوانده و متأثر از عوام فريبي‌ها جشنِ نوروز را بدونِ تأملي بر پيشينة تاريخي اين جشنِ ملي هر سال مواردي نامؤجه را وارد مي‌نمايند. در حالي‌که گرامي داشت و تجليل از اين مراسم باشکوه، هيچ‌گونه منافات و تضاد با دين و آموزه‌هاي ديني ندارد و با توجه به‌ژرفا و پهنايي‌که جشنِ نوروز به‌مثابة يک سنتِ پسنديده و پارينه ملي در تاريخ و فرهنگ افغانستان دارد، محال است که با برخوردهاي عصبيتي کساني‌که از مبدآ و پيشينه تاريخي و ارزش‌مندي فرهنگي آن آگاهي ندارند، نوروز از مردم افغانستان فاصله بگيرد و يا از حافظه زمان محو شود.‌به‌سخنِ بشير انصاري «نوروز فراتر از تاريخ و مذهب است و ريشه‌هاى آن در ژرفناى تاريخ و فراتاريخ منطقه فرو رفته است» افراطيون جهل‌پسند با کژانديشي نمي‌توانند جشنِ ملي و تاريخي نوروز را با کنش‌ها و واکنش‌هاي عوام فريبانه برانداز و تحريم کنند؛ سنگ اندازي بر نوروز، تحجر و عقب‌گرد تاريخي مارا نشان مي‌دهد. بربنياد آموزه‌هاي ديني، شادماني و خنده به رخِ انسانِ هم‌نوعت صدقه است. کوتاه سخن اين‌که نمونه‌ها و رويکردهاي توجيه پذير ديگر به‌اين رسم و آيين خجسته در ادبيات پارسي حوزه نوروزي وجود دارد موارد برشمرده بسنده است.

معين اسلام‌پور

اشتراک گذاری:

نظر بدهید