بحثِ نوروز، بحثِ ديني نيست!

در سال‌هاي پسين بحث و جدل‌ها در مورد نوروز در افغانستان بيشتر ناظر بر مباحث معرفت‌شناسانه بوده است. به نظر مي‌رسد که يک غلط فهمي فاحش رخ داده باشد. طبيعت در قيد هيچ دين و ايديولوژي نيست و مستقل از هر تعبير و تفسيري است که انسان مطرح مي‌کند.
دو گروه از به اصطلاع «علماي ديني» عليه نوروز موضع‌گيري مي‌کنند. يک عده، ديد ايديولوژيک و سياسي دارند و از همين زاويه به همه چيز نگاه مي‌کنند. گروه دوم، کساني‌اند که فهم عميقي از مسايل ديني ندارند و دست‌کم در اين مورد خاص قادر به تفکيک مباحث هستي‌شناسانه و معرفت‌شناسانه نيستند و ميان اين دو خلط مي‌کنند.
اکثر کساني که با گرامي‌داشت نوروز مخالفت مي‌ورزند، گرامي‌داشت از نوروز را رسم کهن و منسوخ مي‌دانند که به اعتقاد آنان دين اسلام(دين جديد) آن را ملغا و مردود دانسته است. اين عده، شايد از اين امر هم غافل‌اند که رسوم از نظرخاستگاه دوگونه‌اند. يک نوع رسوم طبيعت‌محور و زاده طبيعت‌اند و يک نوع ديگر رسوم، عقيده‌محوراند
رسم گرامي‌داشت از نوروز، طبيعت‌محور است. رسوم طبيعت‌محور ربطي به دين و عقيده و ايديولوژي‌هاي سياسي ندارند. اين‌گونه رسم از طبيعت گرفته شده‌اند و متعلق به آن مي‌باشند. حتا اگر هيچ پيشينه‌ تاريخي‌اي براي گرامي‌داشت از نوروز وجود نمي‌داشت، انسان‌ها با تماشاي زييايي‌هاي طبيعت در روزهاي نو روز به وجد مي‌آمدند و اعلام شادي مي‌کردند. در واقع مخالفان نوروز، در يک رويکرد تعميم‌گرايانه(شايد آگاهانه و شايد هم ناآگاهانه) تفاوت بين رسوم را انکار مي‌کنند و يک سره حکم به مردود بودن و منسوخ بودن رسوم کهن مي‌کنند.
اما تا جايي از آموزه‌هاي دين اسلام قابل استنباط است، دين اسلام با رسومي مشکل دارد و با آن به مقابله برخاسته که رسوم عقيده‌محوراند. رسوم عقيده‌محور از يک عقيده خاص(شايد ديني)گرفته شده و اجراي آن، مي‌تواند نشانه تمايل فرد به پيروي از عقيده خاص باشد. مثلن عيدهاي رمضان و قربان در اسلام(که بعضي‌ها از آن به عنوان بديل نوروز و هر جشن ديگر ياد مي‌کنند) که امروز بخشي ازمناسک ديني مبدل شده و به اصطلاح به رسم مبدل شده، عقيده‌محوراند. اين دو عيد را دين اسلام منحيث بخشي از دين ورزي مطرح کرده و تجليل از آن به معناي پيروي از احکام دين اسلام است. اما جشن نوروز را کدام دين و عقيده خاص تجويز نکرده است. جشن نوروز در واقع اعلام شادي انسان از تماشاي زيبايي طبيعت است. بنابراين، گرامي‌داشت از نو روز و سال نو، تضادي با آموزه‌ها و ارزش‌هاي دين اسلام ندارد و دليل موجهي نيز به رد آن وجود ندارد.
مسأله ديگر در رابطه به «حرام‌پنداري» گرامي‌داشت نوروز، بحث پسنديده بودن و ناپسند بودن رسوم است. تا جايي که به آموزه‌هاي دين اسلام بر مي‌گردد، اسلام با رسوم برخورد يکسان نداشته است. اسلام رسوم را به پسنديده و ناپسنديده تقسيم کرده و حکم تحريم شامل رسومي شده که از نظر شارع اسلام، ناپسند بوده است. مثلن يکي از رسومي که اسلام با آن برخورد جدي کرد، زنده به گور کردن دختران بود. زنده به گور کردن دختر که به يک رسم در شبه جزيره عربستان مبدل شده بود، از هر حيث ناپسند و غيرانساني بود و ايجاب مي‌کرد که بايد منع شود. در موارد زياد ديگري، اما ديده شده که اسلام با رسوم پسنديده مشکلي نداشته و بلکه آن را مورد تأييد قرار داده است. حتا مثلن با رسم برده‌داري که امروزه يک رسم به شدت غيرانساني دانسته مي‌شود، اسلام برخورد جدي نکرده و آن را مورد تأييد قرار داده است. در مواردي که پيامبر اسلام و اطرافيانش برده‌يي را آزاد کرده‌اند، بيشتر جنبه شخصي داشته و حکم صريح ديني در مورد ملغا قرار دادن رسم برداري نازل نشده است.
حالا پرسش اين است که آيا گرامي‌داشت از نوروز، يک رسم ناپسند است که بايد تحريم شود؟ پاسخ به صورت واضح، منفي است. هيچ دليلي براي ناپسند اعلام کردن اين رسم وجود ندارد بلکه دلايل زيادي در مورد پسنديده بودن آن وجود دارد. نوروز بيشتر از نظر جغرافيايي در محوطه کشورهاي غير عرب مورد بحث است. کشورهاي عربي به موجب طبعيت متفاوتي که از منطقه ما دارند، شاهد تحولات طبيعي(مثل نوروز) نمي‌باشند. به همين دليل در صدر اسلام بحثي در مورد نوروز در نزد مسلمانان مطرح نبوده و بعد از گسترش نفوذ اسلام به منطقه ما، اين بحث به ميان آمد. به همين دليل، بحث در باره نوروز، برعکس تصور بسياري‌ها، که آن را بحث ديني مي‌دانند و صلاحيت وارد شدن به اين بحث را به کارشناسان مسايل ديني مي‌دهند، اين بحث از اساس ديني نيست. چون اين بحث ديني نيست، «علماي دين» نبايد وارد اين بحث شوند. کما اين که مسايل و مشکلات ديني زيادي در جامعه وجود دارد که علماي دين بايد به آن بپردازند.
سوال اصلي‌اي که امروزه فرا راه مبلغين، مدافعين و توجيه‌گران دين وجود دارد اين است که آنان چگونه مي‌توانند در دنياي به شدت متحول شده امروزي، پاردايم جديدي براي سازگاري معرف‌شناسي ديني با معرفت‌شناسي علمي ايجاد کنند و به اصطلاح دين را با مقتضيات زمان حاضر سازگار بسازند. به تعبير ديگر، وظيفه اينها اين است که«ُپل‌ارتباطي» دنيا و آخرت را که دين مدعي ايجاد و استحکام آن است، در برابر موج‌هاي توفنده علم‌گرايي نقدباورانه حفظ کنند و از تزلزل آن جلوگيري کنند. پرداختن به مباحثي همچون حلال و حرام بودن نوروز، نه تنها که غيرضروري است بلکه نشان‌دهنده کم عمقي درک و دانش متوليان امور ديني است که بايد آن را رفع بسازند و مسووليت اصلي خود را فراموش نکنند.

نورالله ولي‌زاده

اشتراک گذاری:

نظر بدهید