امريکا بايد از مسؤوليت مقابله با تروريزم شانه خالي نکند

هشت ماه مي شود که حکومت ترامپ استراتيژي نظامي – سياسي خود در باره ي افغانستان را تعيين کرده نمي تواند. تا حال گفته مي شد که پنج هزار عسکر ديگر به افغانستان مي فرستد، براي قوماندان امريکايي قواي خويش و ناتو اختيارات کامل مي دهد، مگر اين استراتيژي اعلان نگرديد. بعد از ديدار غير مترقبه ترامپ از پنتاگون شايع گرديد که ممکن ترامپ فيصله نمايد که جنگ افغانستان به کمپني هاي امنيتي سپرده شود. اگر اين کار صورت گيرد، اين يک فاجعه بزرگ مي باشد، چه همه مي دانيم که اين کمپني ها تجارتي اند و هدف خاص شان پيدا کردن پول مي باشد، هرجا جنگي آغاز شد که پاي امريکا در آن باشد، اين کمپني ها چون شريکان بزرگ حکومت امريکا فوراً در آنجا حاضر مي گردند، چنانچه در يوگوسلاوياي سابق، در افغانستان و هيمن حالا در سوريه و عراق حاضر مي باشند. اين کمپني ها بود که يک بوتل آب معدني را که به بيست سنت توليد مي شود بالاي عساکر امريکايي در افغانستان به يک دالر به فروش مي رساند، به همين قسم و قيمت هاي سرسام آور تمام مواد مورد نياز قواي امريکايي را به صورت انحصاري تهيه مي کردند، به اين ترتيب ميلياردها دالر را اين کمپني ها از مصارفي که به عنوان افغانستان از کيسه و ماليات امريکايي ها اجرا مي شد، به جيب زدند ولي نام بد آن به نام فساد اداري نصيب حکومت افغانستان گرديد.
اين کمپني ها بودند که با يک تعداد از قوماندان هاي قواي غير منظم افغانستان که بعد از جهاد بيکار شده بودند آشنا شدن و در برخي از موارد اين ها را شريک خود ساختند. آن هايي که تفنگ داشتند، مليشه داشتند ولي امروز سرمايه بزرگ هم دارند و در فساد با همين کمپني هاي امريکايي شريک مي باشند، اگر حکومت ترامپ جنگ افغانستان را به اين کمپني ها بسپارد، اين کمپني ها با همين قوماندان ها داخل معامله مي شوند و اين قوماندان ها را استخدام مي نمايند.
اين قوماندان ها عساکر جنگي را از بين مليشه هاي شان که در جنگ با شوروي با اين ها بودند، اگر آن ها امروز زنده نباشند، با ديگر اشخاص از اين قبيله قرارداد مي نمايند زيرا اين قوماندان ها امروز که حکومت افغانستان بي تجربه و ضعيف مي باشد تمام معادن افغانستان را به صورت غير قانوني و غير فني استخراج نموده به فروش مي رسانند.
توليد، نقل و انتقال ترياک و هيرويين را بدست دارند، با جنرال هاي استخبارات پاکستان و سپاه پاسداران ايران در تماس اند و مواد را از کابل، هلمند، قندهار وغيره نقاط افغانستان به پاکستان و ايران مي رسانند باز سپاه پاسداران و استخبارات نظامي پاکستان آن را به ترکيه مي رسانند و در ترکيه هيرويين سفيد درجه اول ساخته شده، بعد به اروپا انتقال داده مي شود. ترکيه هم به همين ترتيب و از همين راه به قدرت اقتصادي- نظامي تبديل گرديده است.
اين بار اين دو کمپني امنيتي ديگر تمام اين تجارت را به صورت انحصاري اداره مي کنند، با جنرال هاي استخبارات پاکستان متحد مي شوند و مفاد بزرگ را به جيب خود و اندک آن را به قوماندان ها و جنگ سالاران افغان مي سپارند و حق صلاحيت داران امريکايي نيز اجرا مي شود.
در نتيجه، جنگ در افغانستان ادامه داده مي شود و يک نسل جوان افغان همه ترياکي و مردم افغانستان در خون و آتش مي سوزند.
ناگفته نبايد گذاشت که جنگ که از روز اول روي قومانداني و روي مصرف بودجه در بين حکومت افغانستان و رييسان اين کمپني ها آغاز مي گردد، افراد دلسوز در حکومت افغانستان با اين کمپني ها در مبارزه و جنگ مي شوند و اين مبارزه، ترورها را در داخل کشور به عمل مي آورد و ممکن يک تعداد ديگر از فرزندان دلسوز و صادق افغانستان توسط همين کمپني ها از بين برده شوند.
بناءً اين گونه سياست، فاجعه بار مي آورد. حکومت ترامپ وجيبه دارد تا مطابق به قراردادهاي استراتيژيکي و امنيتي که با افغانستان دارد، سياست جنگي خود در افغانستان و پاکستان را تعيين نمايد. به ترتيبي که در هر جايي که مراکز تروريستي باشد، در داخل افغانستان، در داخل پاکستان بايد مورد حمله نظامي قرار داده شده و از بين برده شود، تمام تشکيلات مدارسي که چون فابريکه، تروريست توليد مي نمايند در هر کجايي که باشد بايد توسط حملات نظامي از بين برده شود، در عوض برنامه اقتصادي و تجارتي براي افغانستان، قبايل آزاد و پاکستان ترتيب شود تا تطبيق گردد و سبب محبوبيت امريکا در منطقه و مانع اخلال امنيت بگردد، به اين ترتيب با جنگ، با مرض و با فقر مبارزه صورت بگيرد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید