فرصت هاي دروغين اقتصادي

چندي است دولت براي توسعه صادرات كشور محورهايى را تعيين و افتتاح مى كند. دهليز هوايى و بندر چابهار محورهاي يادشده مى‌باشند كه دولت آن را با بوق و كرناي خاص به تبليغ و ترويج گرفته است.
تا رسيدن به مفيديت اين دو راه، لازم است اقلام صادراتى را كمى غربال كنيم كه اين كالاها خود چه مرغوبيت براى صادر كردن دارد و چگونه مي‌توان تسهيلات را براى صادرات آن داشته باشيم. كالاهاي صادراتى ابتدا به چند دسته تقسيم مى‌شود كه هركدام دقت زمانى را براي صادر كردن ضرورت دارد.
ميوه تازه حساس ترين قلم صادراتى كشور است كه بايد از سر مزرعه و باغ با دقت مراقبت شود تا به ماركيت و بازار برسد؛ يعنى باغ از حين شكوفه دهى تا برداشت آن و بعد پروسس و بسته بندى بايد مورد رسيده‌گى و حمايت دولت باشد.
خشك‌بار قلم ديگر صادرات وطن است كه دقيق به پروسس و بسته بندي نياز دارد. مثلن درصدى از بادام تلخ با بادام شيرين مخلوط مي‌شود و يا نحوه پروسس بسته بندى و آفت زدايى كشمش، نامناسب است که بايد مورد توجه قرار گيرد.
داروي گياهى هم از اقلام صادرات است كه هنوز مقرره لازم را جهت صادرات ندارد. در بسا موارد اقلام ممنوعه صادراتى است مثل چوخار يا صابون هندو يا پروسس آن مثل شيرين بويه… سنگ‌هاي قيمتى و نيمه قيمتى از كالاهاي صادراتى مهم ديگر كشور است كه متأسفانه هيچ نگاه براي توسعه و صادرات آن نشده است يعنى نه دهليز هوايى و نه بندر چابهار هيچ‌كدام به دليل نبود خط ريل، مفيد بر صادرات آن نيست.
البته كالاهاي ديگر از جمله پوست، قالين و صنايع دستى را هم داريم كه باز پروسس خوب نمى‌شود و بسته بندي آن هم مناسب ماركيت دنيا نيست. با اين اوضاع و احوال كه زيربناي صادرات از توليد، پروسس، بسته بندى، بروكراسي‌هايى اداري، پاتك هاي طالبان و دولت و انتقال درون كشورى به مشكلات مواجه هست چگونه مي‌توانيم اميدوار به انتقال آن از دهليز هوايى باشيم در حالي‌كه هزينه انتقال را هشتاد درصد دولت متقبل مى‌شود و بيست درصد را تاجر. و در عين حال دهليز هوايى مسكنى براي برخى از اقلام صادراتى خواهد بود نه كل آن؛ از جمله سنگ را نمى‌توان با كارگوي هوايى به مقصد رساند.
چابهار يك محور خوب و اختصاصى براي كشور ماست ولى نه مشكل تخنيكى آن كامل مرفوع شده است و نه ساز وكارهاي سياسي آن حل شده است. چابهار محصول زحمات پيگير شهيد كاظمى است كه با امضاي موافقت‌نامه‌هاي دو جانبه و سه جانبه و توافق‌نامه هاي دو و سه جانبه هم‌وارشد.
هم‌چنان توافق شد تا پنجاه هكتار زمين به منظور سرمايه گذاري، انبارداري و تجارت در اختيار بخش خصوصي افغانستان قرار گيرد و نيز قرار شد اسكله ها براي پهلوگيري كشتى غول پيكر آماده شود و همچنين مناطق بومى و مناطق آزاد براي تسهيلات سرمايه گذارى، انباردارى و تجارتى تفكيك شود كه متأسفانه هنوز تيم تخنيكى يا كميته مشترك دو كشور در آن فعال نيست بنابراين شعار دولت در راستاي توسعه صادراتى و بيان فرصت‌هايى طلايى شعار بيش نيست دولت مكلف است تا سنگ بناهاي صادرات را از كشت تا ماركيت به صورت واقع بينانه فراهم كند.

خداداد فقيهى

اشتراک گذاری:

نظر بدهید