غور سرزمين فراموش شده !

اگر ولسوالي تيوره به زودي به دست حکومت نيفتد ؛ پنج ولسوالي ديگر غور هم سقوط مي کنند.
متأسفانه بامداد روز شنبه 31 سرطان 1396 ولسوالي تيوره ولايت غور در اثر کج اخلاقي هاي سياسي حکومت وحدت ملي، به دست طالبان سقوط کرد. بعد از سقوط اين ولسوالي، ولسواليهاي، پسابند و شهرک، دولينه و ساغر آن ولايت نيز با تهديدات جدي مخالفان مواجه شده اند.
بعد از سقوط اين ولسوالي، ناامني ها در اين ولايت افزايش چشمگيري داشته بد بختانه با گذشت چند روز تا کنون هيچ توجهي از سوي حکومت مرکزي صورت نه گرفته ترديدي وجود ندارد که عدم توجه دولت مرکزي به ولايت غور باعث اين همه ناامني در اين ولايت گرديده است. حکومت مرکزي پيش از رخ دادن اين حمله از موضوع آگاهي داشتند اما باز هم اقدامات جدي را روي دست نه گرفتند. به باور من که زاد گاه اصلي من قريه سموچک ولسوالي تيوره است هرچه عاجلتر در مورد امنيت ولايت غور توجهي جدي صورت نگيرد سقوط ولسوالي هاي شهرک تولک ساغر پسابند و دو لينه ولايت غور نيز يک امر حتمي است. بعد از سقوط ولسوالي شهرک راه به خاطر رسيدن به منطقه دره تخت و ولسوالي چشت هرات به خاطر برهم زدن اوضاع در بند سلما به آساني فراهم مي شود.
حالا بر مي گرديم به معرفي ولايت غور؛ ولايت غور در مرکز افغانستان، در گذشته هاي نه چندان دور مورد بي مهري فراوان قرار داشت. حتي در زمان حاکميت دولت هايي با شعارهاي حمايت از مردم فقير وبي بضاعت کوچکترين خدمات عام المنفعه دراين ولايت صورت نه گرفته. سرک ها و جاده هاي شهر فيروز کوه مرکز ولايت غور تا 1394 حتي به اندازه يک متر قير نشده بودند. اميد مي رفت آغاز کار سرک هرات – غور- گردن ديوال در بهار سال 1391 عملي مي شد متأسفانه تا هنوز در اين راستا نيز گام هاي مؤثري برداشته نشده، مردم غور اميدوار بودند با طرح ايجاد بند برق بر روي درياي هريرود در محدوده مرکز ولايت غور و توليد انرژي ارزان کار عملي آغاز گردد. بدبختانه اين کار نيز مانند وعده هاي سر خرمن به تاق فراموشي گذاشته شده همه مي دانند که غور از جملة مناطق مرکزى افغانستان بوده، يک ولايتي است عمداً عقب نگه داشته شده گرچه موجوديت مينار جام از دورة غورى ها قدامت تاريخى آن را بازتاب مي دهد. اين مينار در زمان سلطنت غياث الدين غورى در سال 1202 ميلادى در دورة غورى ها بنا يافته است، که بعد از مينار قطب دهلى هندوستان دومين مينار از لحاظ بزرگى و معمارى قديمه بوده و از جمله شاهکارهاى نادر جهان محسوب مي شود.
فراموش نشود اين ولايت کوهستانى و برف گير از حيث موقعيت جغرافيايى در 31 درجه و 34 دقيقة عرض البلد شمالي و 25 درجه 65 دقيقة طول البلد شرقي موقعيت دارد و 2250 متر از سطح بحر بلند واقع است.
غور درحدود 480 کيلو مترى کابل واقع شده و با ولايت هاي هرات، بادغيس، فارياب،سرپُل، باميان، ارزگان، هلمند و فراه و قندهار سرحد دارد.
مساحت غور به بيش از 38600 هزار کيلو متر مربع ميرسد و با داشتن اضافه از366 هزار تن نفوس تخمينى و اضافه از 1900 قريه در رديف نزدهمين ولايت کشور قرار گرفته است.
تمام مناطق اين ولايت به علت کوهستانى بودن آن، داراي موسم يکسان نيست.برخي مناطق نهايت سرد ، بعضي مناطق نسبتاً معتدل و قسمتي گرم هم مي باشد.
فيروز کوه، مرکز غور داراي دو اَقليم آب و هوا است. جنوب ، شرق و غرب فيروز کوه سرد و برف گير بوده و غالباً در موسم زمستان راه هاي مواصلاتي آن براي پنج ماه برروي ترافيک مسدود مى باشد. به گفتة شاعر:
«بند باين شاخ سالنگ است
نيمه اي سال غور از آن لنگ است»
به صورت عموم ساحات مرتفع اين ولايت برفگير و نهايت سرد بوده و ساحات هموار آن نسبتاً گرم است. ولايت غور داراى 10 واحد ادارى بوده و مرکز آن شهر فيروز کوه است.
ولسوالى هاى آن را تيوره ، تولک، ساغر، پسابند، دولينه ،شهرک، دولتيار، چهار سده و لعل وسر جنگل تشکيل ميدهد.
اکثريت ساکنين ولايت غور به زبان درى تکلم مى کنند و در کنار آن، مردم لعل و سرجنگل که با ولايت باميان همسرحد است به زبان دري هزارهگى صحبت مى نمايند.
در غور، بند آبي وجود ندارد، اما سه درياى مشهور بنام هاى هريرود، فراه رود و مرغاب از آن مي گذرد. قرار بود که يک بند بزرگ آب در منطقة گرماب مربوط مرکز غور بر فراز درياى هريرود اعمار شود، متأسفانه که تا هنوز فراموش شده از سوي ديگر ضرورت پنداشته مي شود تا بنويسم که چرا طالبان غور را مرکز تشنج قرار داده اند. از چندي به اين سو پاکستاني ها به خاطر فشار مقامات امريکايي براي طالبان دستور داده اند تا ساز و برگ جنگي خويش را در داخل افغانستان انتقال دهند، هم براي پاکستاني ها و هم براي طالبان غور مناسب ترين پايگاه براي ادامه جنگ است .
1.ولايت غور با 9 ولايت ديگر مانند هلمند ، قندهار ، فراه ، بادغيس، هرات، فارياب، سر پل، باميان، ارزگان هم سرحد است .
2.حکومت مرکزي در مورد ولايت غور در گذشته و حال هيچ توجهي نداشته و سقوط آن و لايت را نيز حاکميت مرکزي چندان اهميت نمي دهد دولت موجود زيادتر متوجه ولايت هاي کليدي و سرحدي است .
3.بيکاري فقر و تنگدستي در ولايت غور بيداد مي کند. براي تروريستان زمينه جلب و جذب آسان تر است .
4. ولايت غور کوهستاني است، عمليات نيرو هاي مسلح دولت به شمول بمباردمان ها بالاي مخالفين تأثير چنداني ندارد.
5. مردم غور در حکومت مرکزي از آن ولايت در حالي که اشخاص تعليم يافتة زيادي دارند اما نه وزيري دارند نه معيني و نه والي. بناءً کسي نيست که مدافع اين مردم باشد.
بعد از سقوط ولسوالي تيوره و احتمال سقوط ولسوالي هاي شهرک، پسابند، دولينه، تشويش زيادي وجود دارد که بند سلما مورد تهاجم به خاطر تخريب قرار گيرد چنانچه روز گذشته گفته شد به دليل بي توجهي شماري از کارمندان اين بند، دست کم 110 بطري ذخيرهگاه بند سلما در حال حاضر تخريب شده است اين درحاليست که وزارت انرژي و آب به اين باور است که دليل صدمه واردشدن به اين بطريها، نقص فني است و حکومت در حال بررسي است که چه کساني در اجراي وظايف خود سهل انگاري کرده اند.
نتيجه :
بدون ترديد از همين لحظه ميگويم دولت بايد هوشيار باشد و بداند سقوط ولسوالي تيوره و بعداً در صورت سقوط ولسوالي شهرک، گامي براي تسخير حتمي بند سلما به وجود مي آيد. بعد از سقوط تيوره و ادامه جنگ يا سقوط ولسوالي هاي شهرک و دولينه راه را براي طالبان از ولايت هلمند به شرق افغانستان همه جا باز کرده است بعد از اين مناطق راه ترانزيت براي مواد مخدر و انتقال ترورستان به شما و حوزه غرب افغانستان خواهد بود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید