مافياي مثلث فساد خطرناکتر از تروريزم

مبارزة جدي با فساد و راندن مفسدان و اصلاحات بنيادي در حکومت، نه تنها بازوي فولادين تروريزم را مي شکند؛ بلکه مشت کوبنده يي نيز است بر فرق مفسدان ماجراجو و غارتگران ديده درا و پر روي که نه از خدا مي ترسند و نه از مردم شرم دارند.
تنها مبارزة پيگير، قاطع و سازش ناپذير با فساد پيشه گان بزرگ است که با آن روحية اعتماد مردم نسبت به حکومت افزايش مي يابد و باورمندي شهروندان کشور به حکومت بيشتر شده و بر ميزان همکاري مردم با دولت مي افزايد. مبارزه با فساد نه تنها کمر تروريستان را مي شکند؛ بلکه شاهرگ هاي حياتي مافياي مواد مخدر را نيز قطع مي کند. از همين رو است که مي گويند، فساد اداري خطرناک تر از تروريزم است و مبارزه راستين با فساد اداري خيلي دشوارتر از مبارزه با تروريزم است. شايد به دليل آن باشد که تروريزم بيشتر اوقات در يک چهره ظاهر مي شود، درست در همان سيماي واقعي اش يعني “دهشت و خشونت و کشتار و بيرحمي و قساوت”. هرچند با مافياي فساد و مواد مخدر همخواني و همآهنگي دارد و اما از آن ها بيگانهگي هايي هم دارد که در آخرين تحليل با سيماي تروريزم نمي آميزد.
در هر حال، آنچه مسلم است اين که مبارزه با فساد امري دشوارتر از عبور از “هفت خوان رستم” است و براي پيمودن آن تنها رخشي با توانايي و تهمتني رخش رستم پهلوان روزکار در کار است که حتا رخش اش تاب جستن از فراز خس پوش “محراب کابلي” را نيز دارا باشد. از همين رو بايد گفت که براي مبارزه با فساد و محو آن “شير خدا و رستم دستانم آرزوست” بايد به سراغ چنين رستمي رفت. با تأسف که چنين رستمي را هنوز سراغ نداريم. از نارستمي بايد رستم ساخت و يا به سراغ کدام رستم پهلوان روزگار رفت. اين هم کار سهل و ساده نيست؛ زبرا “صدبار سفر بايد کرد تا پخته شود خامي”. پس اين سفر که دشوار است و بايد از نارستمي تهمتن پهلواني چون رستم ساخت و رخشي براي آن پيدا کرد.
اما توجه داشت که تا مبادا اسپ هايش قاطر نشوند و به سرنوشت برخي ها دچار نشود؛ زيرا نشستن بر فراز رخش هنر اسپ سواري مي خواهد و با چيغ و فرياد نمي توان رخش را به پيش راند.
فساد در افغانستان ديگر پديدة تازه نيست که به ساده گي به آن پرداخت؛ بلکه فساد اژدهاي هفتاد سر و هفتاد پاي را ماند که داراي هزاران پاي کاذب است که با بيرون شدن هر پاي کاذب، مبارزه با فساد را بيشتر به چالش مي برد.
به همين گونه مفسدان تنها نيستند و شرکاي تردست و خطرناکي دارند. مافياي مواد مخدر، مافياي سياسي و مافياي اسلحه، شريکان اصلي فساد پيشهگان است و مبارزه با اين هيولا هاي خطرناک را با حرف نمي توان به سر رساند؛ بلکه مبارزه با آن عمل، تدبير و جرأت مي خواهد که هنوز کمتر از اين عناصر را در دست داريم و با شعار دادن هاي گوش کرکن نمي توان به آن پرداخت. به خاطري که مبارزه با فساد يک برنامه مدون نياز دارد و يا گفته مي توان که براي مبارزه با فساد بايد برنامه هاي استراتيژيک و راهبردي داشت. اين هم زماني ممکن است که يک تيم کاري پاک باز و نيک نام و وطن دوست براي اين مبارزه آماده شود و تا با بستن سنگ در شکم ها قاطعانه به نبرد فساد پيشهگان بروند و دستگاه حکومت هم بااستفاده از آخرين توان، بدون سازش به پشتيباني آنان بپردازد. اما با تأسف که تيم کاري کنوني خيلي عاجز است و از عهدة اين کار برآمده نمي تواند؛ زيرا هنوز در رگه هاي مهم دولت فساد به آسمان رسيده است که پيشگيري از آن ساده نيست؛ زيرا فساد در سال هاي اخير بيشتر مافيايي و سازمان يافته شده که رديابي آن نسبت به گذشته دشوار است و ساز و کار آن همچنان پيچيده شده که سرنخ آن را به ساده گي نمي توان پيدا کرد؛ زيرا فساد کنوني هفتاد هزار پاي و سر دارد و شناسايي هر بعد آن نياز به شناسايي هفتاد هزار سر و پاي آن دارد. از اين رو تنها نه گفتن با زورگويان و مقابله با آنان دراز راه مبارزه با فساد را کوتاه نمي کند؛ بلکه اتخاذ تدابير معقول و راهبردي مي تواند دراز راه اين مبارزه را کوتاه کند. در صورت نبود تدابير استراتيژيک، دامنة مخالفت ها برضد حکومت افزايش يافته و بالاخره آشکار خواهد شد که نه تنها فساد کاهش نيافته؛ بلکه مخالفت ها برضد حکومت هم افزايش مي يابند؛! اما براي خنثا کردن اين مخالفت ها بايد روند اصلاحات را به گونة بنيادي سرعت داد و افراد نيک نام و کارفهم را بدون در نظرداشت روابط قومي، زباني، گروهي و جناحي در مقام هاي ارشد ابقا کرد و مفسدان و جاسوسان را هرچه زود از قدرت به زير افگند. در غير اين صورت مخالفت ها اوج گرفته و شايد هم اوضاع از کنترول بيرون شود.
در اين شکي نيست که مبارزه با فساد پيشه گان بزرگ و مافياي فساد که در تار و پود حکومت خانه کرده و تمامي رگه هاي جامعه را فراگرفته است و حتا فساد در حال نهادينه شدن است و نزديک است به فرهنگ بدل شود، دشوار است؛ اما در چنين حالي که خلاف ورزي به جاي حرمت، رنگ مشروعيت را به خود بگيرد، مبارزه با چنين پديده دشوارتر مي شود. اين مبارزه زماني دشوار مي شود که فساد با مافياي مثلث اداري، اسلحه و مواد مخدر گرة ناگسستني بخورد و فساد اداري، آن را به قول معروف قمچين کند، مافياي اسلحه شعله ورتر اش نمايد و مافياي مواد مخدر بر روي آن نمک پاشي کند و در ضمن قادر به خريد مقام هاي ارشد از که تا مه شود و با دست باز با حق سکوت دهي هاي کلان مهرسکوت را بيشتر بر لبان شان بکوبد. آشکار است که در چنين حالي بحث بر سر مبارزه با فساد نه تنها موضوع اضافي و پيش پا افتاده؛ بلکه ادعاي حاکمان براي مبارزه با فساد و ايجاد اصلاحات بيشتر شعار هاي گوش کر کن است که هدف اش به فريب کشاندن مردم وخاک افگندن در چشمان آنان است. پس از اين معلوم مي شود که چگونه حکومت پيشين در مبارزه با فساد کوتاه آمده بود و حتا زماني که من با يک مقام ارشد حکومت پيشين که گاهي لاف مبارزه با فساد را سر مي داد، در مورد فساد زدايي صحبت کردم، برايم گفت که در مورد فساد چيزي نگو. هدف اش اين بود که فساد در نظام قبول شده است و راهي براي درمان آن وجود ندارد. از حرف او فهميدم که مقام هاي حکومت پيشين براي پذيرش فساد و فربه شدن فساد پيشه گان بزرگ به تعبيري به اجماع ملي رسيده بودند و به اين فيصله نايل آمده بودند که بايد براي مفسدان فتوا داد که رشوت هاي کلان بگيريد و دست به جنايت هاي بزرگ بزنيد و اما پول ها را به بيرون از کشور انتقال ندهيد. پس با توجه به کارکرد هاي ناکام و بي تفاوتي هاي نظام پيشين، هرگونه سکوت در برابر فساد و سازش با فساد پيشه گان بزرگ در نزد مردم ما مفهوم سازش با فساد پيشه گان در عقب پرده را دارد و سر دادن شعار هاي غير عملي براي نابودي فساد ضرب زباني هاي تکراري است که سال هاي سال حاکمان با گفتن آن خواسته اند، مردم را پشت نخود سياه روان کنند. اين در حالي است که مردم ما از گذشت روزگار چيز هاي زيادي آموخته اند و به ساده گي ديگر فريب نمي خورند. تنها حاکمان بدون عمل است که با وعده هاي غير عملي، خود را فريب مي دهند و بدون ترديد روزي فرا خواهد رسيد که پشيماني سودي نخواهد داشت و به گفتة مولاناي بزرگ روم
“اين جـهـان کـوه است و فـعل مـا نـدا
بــاز گــردد ايــن نـداهـا را صــدا ”
يا اين سخن اش “چون که بد کردي بترس ايمن مباش
ز آنکه تخم است وبروياند خداش ”
تنها اعمال آيينة مردي ها و نامردي ها است و به قول شاعر ”
از مکافات عمل غافل مشو
گندم از گندم برويد جو ز جو”
پس اندک ترين تعلل و کوتاهي براي مبارزه با فساد نه تنها معناي نوعي سازش با مثلث فساد است، بلکه نبود ارادة استوار حکومت را براي نبرد با تروريزم نيز به نمايش مي گذارد؛ زيرا پشت دادن با جبهة فساد پيشه گان بزرگ جز معناي پشت دادن با جبهة تروريزم مفهوم ديگري ندارد. اين رويکرد به نحوي پرده از نيات اصلي حکومت در برابر مفسدان کلان نيز بر مي دارد که از محاکمة شان هراس دارد و گويا سر نخ هايي مشترکي از فساد آشکار مي شود. در صورتي که چنين باشد، پس سهل انگاري و بي تفاوتي در برابر مبارزه با فساد پيشه گان بزرگ جز اين چه تعبيري مي تواند داشته باشد. از اين رويکرد حکومت و بويژه مقام هاي ارشد آن چنين برداشت مي شود که دست شان بر دستان مثلث فساد چنان محکم گره خورده و منافع شخصي شان برآورده شده است که هرگز پرواي مردم را ندارند که شمشير زهرآلود فساد تا استخوان هاي آنان رسيده است.
اين در حالي است که فساد به مثابة موريانه تمامي چرخ هاي اداري، اقتصادي، اجتماعي و سياسي را در کشور فلج کرده است و مبارزه واقعي با فساد پيشه گان بزرگ و اصلاحات بنيادي معناي شکستاندن بازوي
تروريزم را دارد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید