تا چه زماني خون مردم بي گناه افغانستان در بسترهاي خواب شان ريختانده مي شود؟

در اين هيچ شک و ترديدي وجود ندارد که: از مدت 18 سال تا اکنون سرزمين غرق در خون کشور پروتکتورات افغانستان در محراق محاسبات مانورهاي استراتيژيکي و در محور عمليات هاي نظامي استمراري نيروهاي مداخله گر کشورهاي استعماري غربي به سرکرده گي امريکاي جهانخوار به مثابه تخته خيز و فوکل پاينت منطقه آسياي مرکزي و کشورهاي آسياي ميانه تحت الحمايه فدراتيف روسيه قرار گرفته است.
چنانچه تا هنوز دود غليظي آميخته از آتش جنگ هاي استمراري و فرسايشي توأم با خون، دود و خاکستر فضاي گواراي ايروماتيک کشورمان را مسموم، آلوده و ظلماني ساخته است. در حالي که در نتيجه جنگ ها، انفجار ماين ها، بمباري هاي کورکورانه و عامدانه هواپيماهاي با سرنشين و بي سرنشين و چرخبال نظامي آيساف و حمايت قاطع ده ها و حتا صدها هزار کودکان معصوم، زنان با عفت و محروم، پيرمردان با ديانت، باعزت و جوانان رشيد و با شهامت افغان به بسيار بيرحمي، به حالت فجيع و به صورت دسته جمعي چه در بستر خواب شان و چه در بيداري مظلومانه کشته شده و به شهادت رسيده اند. موازي به آن هزارها شهروندان مظلوم و بيگناه افغان به صورت دايمي معلول، معيوب و بار دوش جامعه فقير، در خون خفته و سياست زده افغانستان شده اند.
خواننده گان فرهيخته و فرزانه روزنامه وزين و با اعتبار آرمان ملي! از اين که احساس بشر دوستي و وجدان بيدار اجتماعي در افکار و اذهان سردمداران، زمامداران، قلدران و دولتمردان کشورهاي مداخله گر غربي منجمله امريکا که پيشينه و روحيه امپرياليستي و استعماري دارند، متکي به اين اصل اساسي کشتارهاي ظالمانه کتلوي عمدي اهالي بيگناه ملکي افغانستان به وسيله سلاح هاي مخرب نيروهاي نظامي امريکا، بريتانيا و حمايت قاطع همه روزه و بدون وقفه ادامه دارد که انکار از آن کفر ايمان است. اين امر مؤيد اين حقيقت دردناک و مصدق اين واقعيت المناک است که: ريختاندن خون مردم غيرنظامي بي دفاع افغانستان در نزد افراد لومپن و بي رحم نظامي امريکا و بريتانيا هدر است. ملت در خون خفته و گرسنه افغانستان اين واقعيت تاريخي را پذيرا شوند؛ اگر سردار محمد ايوب خان و سردار وزير محمد اکبرخان در چنين زمان زنده مي بودند، در آن صورت هرگز، ملت با ديانت، با شهامت و با عزت افغانستان در چنين حقارت و اسارت بيگانه گان به سر نمي بردند؟
يافته در پاني پت احمدظفر
تاخته محمود تو تا سومنات
تاريخ نه تنها بهترين محافظ افتخارات ملي يک مملکت مي باشد، بلکه همچنان گوياترين و صادق ترين شاهد فجايع، اشغالگري و جنايات بشري دولت هاي استکباري و استعماري جهان نيز مي باشد. چنانچه صفحات تاريخ کشورهاي بريتانيا و امريکا مملو و لبريز از پديده هاي منحوسه، اشغالگري، تعدي، جنايات بشري، سلطه جويي و کشتارهاي دسته جمعي شهروندان کشورهاي مستضعف گيتي منجمله افغانستان مي باشد. نمونه هاي برجسته، تازه و زنده بمباري هاي ددمنشانه و وحشيانه ولايت هاي کندز، حصارک ننگرهار، خوست، غزني، لوگر، پکتيکا، قندهار، کنر، هلمند و ارزگان مي باشد.
اين واقعيت را نبايد از ملت هردم شهيد و رنج‌ديده افغانستان پنهان کرد که: از مدت پنج سال به اين طرف حفظ چوکي حاکمة اقتدارگراي دولت مصلحتي افغانستان بنابر دلايل و انگيزه هاي محافظه کاري، مصلحت انديشي، بيگانه مداري ناشي از کشتارهاي ظلمانه کتلوي شهروندان بيگناه و مظلوم ملکي و غير نظامي افغانستان توسط بمباران‎هاي استمراري و بيرحمانه هواپيماها و چرخبال نظامي قواي امريکايي و ناتو را با نامردي ماست مالي سياسي کرده و حتا براي خانواده هاي کشته شده گان افغان اظهار تسليت و ابراز همدردي نکرده اند چون فرزندان خود شان در کشورهاي خارج زنده‌گي شاهانه دارند. به همين منوال چون بمباران هاي استمراري قواي نظامي هوايي امريکا به هيچ صورت يک عمل اشتباهي، سهوي و يا تصادفي نبوده، بلکه يک عمل تکراري قصدي، انتقام جويي و عقده گشايي پنداشته مي شود که از فقر تقواي اخلاقي و از نهايت ضعف بصيرت عاطفي و از کمبود و نبود عواطف بشر دوستي پيلوتان قواي هوايي کشورهاي امريکا و ناتو مستقر در سرزمين افغانستان الهام، منبع و سرچشمه مي گيرد.
متکي به اين اصل نه فرمانده عمومي حمايت قاطع که امريکايي مي باشد و نه سفير حکومت امريکا جان بس در کابل هيچگونه معذرت خواهي نه از سردمداران حکومت وحدت ملي و نه از ملت اندوه زده افغانستان نکرده اند و نه مي کنند. در حالي که از ديدگاه موازين حقوق بين المللي و از نقطه نظر ميثاق دادگاه بين المللي جرايم و جنايات جنگي مقيم هاگ اين بمباري ها و کشتارهاي دسته جمعي اهالي غير نظامي افغانستان در رديف جرايم ضد بشري و جنايات سنگين جنگي قرار دارد که مقصرين، مرتکبين و مجرمين آن به مثابه مجرمان و جنايت کاران جنگي در محکمه جرايم جنگي هاگ به ميز عدالت کشانيده مي شوند، تا خون افغان هاي مظلوم به هدر نرفته باشد.
قابل يادآوري است که چه سال گذشته و چه در سال جاري سارنوالان مربوط به محکمه جزايي جنگي بين المللي هاگ رسمن خواهان پژوهش و تحقيقات جنايات جنگي و جرايم ضد بشري عساکر امريکايي مستقر در خاک افغانستان شده اند تا جنايتکاران جنگي و مجرمين آن را به ميز محاکمه بکشانند. در حالي که چندي قبل وزير خارجه حکومت امريکا براي سرپوش گذاشتن به جنايات جنگي عساکر امريکايي در افغانستان اعطاي ويزه را به سارنوالان محکمه جزايي هاگ به امريکا ممنوع قرارداد و از آمدن آنها به امريکا جلوگيري کرد.
لازم به تذکار است که قبلن سردمداران و قلداران و دولتمردان حکومت امريکا از به رسميت شناختن محکمه بين المللي جنايي هاگ سرباز زده اند و فيصله هاي آن محکمه را سياسي خوانده اند؟ تا به اين ترتيب عساکر و افسران اردوي امريکا که مرتکب جنايات جنگي و جرايم ضد بشري مي شوند مصون و محفوظ بمانند.
اين در حالي است که از بدو مداخله نظامي امريکا در اواخر سال 2001 ميلادي تا اکنون در کشور افغانستان طبق آمار احصائيوي دقيق منابع پژوهشي و وسايل در رسانه هاي اطلاعات جمعي ملي و بين المللي در مدت 18 سال جنگ هاي استمراري و فرسايشي در افغانستان که معمار آن امريکايي ها بودند بيش از 32 هزار تن شهروندان غير نظامي افغانستان اعم از پير، جوان، کودک، مرد و زن کشته شده و به شهادت رسيده اند و بيش از 70 هزار نفر شهروند افغانستان مجروح، معلول، مصدوم و معيوب شده است. همچنان هزارها خانه و منزل مسکوني و رهايشي افغان ها تخريب و به ويرانه مبدل گشته است. چنانچه تا اکنون روند ناميمون اين کشتارهاي دسته جمعي اهالي بيگناه ملکي و ويران ساختن منازل و خانه هاي شان در اکثر ولسوالي ها و ولايت هاي کشور ما به وسيله هواپيماهاي قواي نظامي امريکايي و حمايت قاطع بدون وقفه بي رحمانه ادامه دارد. تا حکومت بيگانه مدار در افغانستان بر سراقتدار باشد اين کشتارهاي اهالي غير نظامي افغانستان مضاعف خواهد شد.

ميرنجيب الله شمس

اشتراک گذاری:

نظر بدهید