اعلام جنگ بهاري طالبان به چه معنا است؟!

طالبان دو روز پيش در اعلاميه‌يي جنگ بهاري اين گروه موسوم به«عمليات فتح» را اعلام کرد. اعلام جنگ طالبان به يک معنا در معرض ناکامي قرار دادن تلاش‌هاي صلح خليل‌زاد است. خليل‌زاد که از شش ماه به اين سو، به صورت جدي برنامه صلح با طالبان را در دستور کار قرار داده و تا کنون پنج ديدار مفصل مستقيم با طالبان داشته، اعلام جنگ طالبان را محکوم کرده و از کشورهاي پاکستان، قطر و حاميان ديگر طالبان خواسته که آنان نيز اعلام جنگ طالبان را محکوم کنند.
طالبان در حالي جنگ بهاري خود را اعلام کرد که منابع نزديک به اين گروه، از بيرون شدن نام شماري از اعضاي رهبري اين گروه از فهرست سياه شوراي امنيت سازمان ملل سخن گفته‌اند. منابع نزديک به طالبان به رسانه‌ها گفته‌اند که اعلام جنگ بهاري آنان در واکنش به اعلام جنگ دولت صورت گرفته است. دو هفته پيش، نهادهاي امنيتي افغانستان نيز از آغاز عمليات سراسري موسوم به «خالد» سخن گفتند.
طالبان برخلاف سال‌هاي پيش، امسال با تأخير جنگ بهاري را اعلام کردند. اين درحالي است که در رسانه‌هاي اجتماعي به نقل از منابع غيررسمي، از احتمال به تعويق افتادن نشست قطر و نيز برگزاري جرگه مشورتي صلح سخن گفته شده است. هم‌چنين گفته شده که ميان رهبران سياسي و جهادي اختلاف نظرهايي بوجود آمده و شماري از آنان از اشتراک در نشست قطر انصراف داده‌اند که اين امر مي‌تواند روند گفت وگوهاي صلح را با تعويق بيشتر مواجه سازد. به نظر مي‌رسد که طالبان با در نظر داشت چند دسته‌گي و چندگانه‌گي ميان حکومت افغانستان و امريکايي‌ها از يک طرف و حکومت افغانستان و جريان‌هاي سياسي داخلي از طرف ديگر، به اين نتيجه رسيده‌اند که روند گفت وگوهاي صلح طولاني خواهد شد و از همين‌رو تصميم به اعلام جنگ گرفته‌اند.
برخي از منابع ديگر با احتياط اين فرضيه را مطرح کرده‌اند که اعلام جنگ بهاري طالبان در واقع با هدف ايجاد فشار مضاعف بالاي حکومت افغانستان است که مي‌تواند در تباني با امريکايي‌ها صورت گرفته باشد. طبق اين فرضيه، امريکايي‌ها با طالبان در خفا به توافقاتي دست‌يافته اند که جهت عملي کردن آن بايد حکومت را زير فشار قرار دهند تا در برابر عملي شدن توافقات تمکين کند و از مخالفت و ممانعت دست بردارد. البته اين فرضيه مي‌تواند يکي از احتمال‌هاي بعيد باشد، چون خليل‌زاد به اعلام جنگ طالبان واکنش تند و جدي نشان داد که از واکنش او مي‌توان به يکجانبه بودن تصميم طالبان پي‌برد.
فرضيه ديگر اين است که اعلام جنگ طالبان با اعلام جنگ حکومت هر دو يک هدف را دنبال مي‌کند که از آن مي‌توان به طولاني شدن جنگ و به تعويق رفتن مذاکرات صلح را نتيجه گرفت. رهبري حکومت افغانستان، به ويژه شخص محمد اشرف غني، مخالف برنامه صلح مورد نظر خليل‌زاد بوده است. اختلاف نظرها بين آقايان غني و خليل‌زاد با گذشت زمان بيشتر شده است. امريکايي‌ها به شکل غير مستقيم مثلن حتا خواستار برکناري حمدالله محب مشاور امنيت ملي رياست جمهوري شدند، اما آقاي غني دربرابر اين خواست ايستاده‌گي کرد و تا کنون آقاي محب را از سمت مشاوريت امنيت ملي برکنار نکرده است. بنا بر اين اختلاف‌ها، اعلام جنگ حکومت و اعلام جنگ طالبان، هر دو يک معنا مي‌دهد و آن چيزي است که امريکايي‌ها آن را نمي‌خواهند.
گفته مي‌شود که امريکايي‌ها مخالف اعلام جنگ از سوي حکومت نيز بوده اند، اما حلقات مشخصي در درون حکومت، جنگ بهاري با طالبان را اعلام کرده‌اند که به اين ترتيب امريکايي‌ها در يک عمل انجام شده قرار گرفته‌اند.
آقاي غني از آغاز تلاش هاي جدي صلح(شش ماه پيش) که مخالف سناريوي صلح خليل‌زاد بود، روند صلح را پيچيده و زمان‌گير خوانده است. او بارها گفته که صلح يک پروسه پيچيده، چند بعدي و زمان‌گير است. آقاي غني، خليل‌زاد را متهم به رفتار عجولانه در زمينه دست يابي به صلح کرده است. با توجه به اين که آقاي غني صلح را زمان‌گير مي‌داند، به نظر مي‌رسد که او، از هر اقدامي که منجر به زمان‌گير شدن صلح گردد، استقبال مي‌کند. اعلام عمليات بهاري خالد از سوي نيروهاي امنيتي افغانستان، در واقع مي‌تواند بخشي از انگيزه‌هاي رهبري حکومت در ناهمسويي با روند صلح مورد نظر امريکايي‌ها تلقي شود. اقدامي که اقدام طالبان مبني بر اعلام جنگ بهاري را به دنبال داشت!
در عرصه سياسي نيز آقاي غني تلاش‌هاي موازي‌اي را همزمان با تلاش‌هاي صلح خليل‌زاد آغاز کرده است که برگزاري جرگه مشورتي صلح در همين راستا قابل تحليل است. اختلاف نظرها بين رهبري حکومت افغانستان و امريکايي‌ها در واقع بخشي از پيچيده‌گي روند صلح است که موجب بي‌انگيزه‌گي کشورهاي ذي‌دخيل در اين روند خواهد شد.
اگر اعلام جنگ طالبان يک رويکرد تبليغاتي و با هدف امتيازگيري بيشتر در مذاکره نباشد، اين جنگ مي‌تواند قربانيان بيشتري از ميان مردم و نيروهاي امنيتي افغانستان بگيرد.
واقعيت اين است که از اين جنگ طالبان سود بيشتري مي‌برند. اين گروه توانست که در طول شش ماه گذشته، با حضور در نشست‌هاي صلح، خود را از شر حملات نيروهاي خارجي و نيروهاي امنيتي افغانستان در امان نگهدارد. در عين حال، در اين مدت اين گروه با اشتراک در نشست‌هاي سياسي، خود را از انزواي سياسي بين‌المللي بيرون کرده و خود را به عنوان يک نيروي سياسي(ونه صرف جنگجوي نظامي) مطرح بسازد که از آن در معادلات آينده جنگ و صلح استفاده اعظمي خواهد کرد. اما چنان‌که هويداست طالبان در ماهيت خود يک نيروي جنگجو است و دوام جنگ براي اين گروه، مي‌تواند به معناي پيروزي تعريف شود، در حالي که براي دولت و نيروهاي دولتي افغانستان دوام جنگ با اين گروه، معناي معکوس دارد.
وزارت دفاع جنگ بهاري طالبان، را يک رويکرد تبليغاتي خوانده، اما اين در حالي است که در چندين ولايت در روزهاي اخير تعداد حمله‌هاي طالبان افزايش يافته و آمار تلفات نيروهاي امنيتي نيز بلند رفته است. بهتراست که نهادهاي امنيتي افغانستان، همزمان که از اعلام جنگ سخن مي‌گويند تدابير وقايوي خود را نيز داشته باشند و با ناديده گرفتن خطرهايي که طالبان متوجه نيروهاي امنيتي مي‌سازند، موجب اغفال نيروها و اغفال مردم نشوند.

نورالله ولی زاده

اشتراک گذاری:

نظر بدهید