زورآزمايي در جغرافياي افغانستان!

متأسفانه در طول تاريخ، سرزمين دوست داشتني ما افغانستان هميشه ميدان بازي هاي سياسي براي ديگران بوده و نخبه هاي سياسي ما يکي پي ديگري بيشتر ابزارِ بازي براي ديگران بوده اند، بعضي از اين بازيگران که در رهبري کشور قرار دارند خيلي درمانده و ناکاره بوده اند. از چندين سال به اين سو افغانستان در بحران موجوديت بين بقا و فنا دست و پنجه نرم مي کند. نه تنها همسايه هاي شرير، بلکه دنيا نيز ما را در حدِ يک ميدان ، يک پل و يک محلِ جنگ با ديگران مي بيند. بعضي از زمامداران کشور هاي بزرگ دنيا مارا بيشتر از مزدور نمي پذيرند. بيشترين نخبه هاي سياسي ما که در جريان انتخابات لاف از صداقت و وطن دوستي ميزنند بهترين معامله گران شخصي اند تا وطن دوستان مهربان و ملي. افزايش نا امنيها در اکثر ولايت هاي کشور و کم توجهي حکومت، گمانها را بر تغيير جغرافياي جنگ و عوامل خارجي با اهداف منطقهيي معطوف ساخته است.
برخي به اين باور اند که عامل اصلي افزايش نا امنيها در اين کشور، رقابت ميان کشور هاي بزرگ جهان و نبود همکاري و هم پذيري بين رهبران حکومت وحدت ملي است. ترديدي وجود ندارد که قدرت هاي بزرگ جهان به شکل نيابتي در ولايتهاي مختلف افغانستان در حال جنگ هستند، عامل اصلي افزايش نا امني ها در سرزمين ما، مشکلات دروني و مداخله خارجي ها است. رقابت ميان امريکا و روسيه، جنگ در اين جا را شديد ساخته است، تعدادي از مردم را که آگاهي ديني و سياسي ندارند، آلة دست ساخته و به اين جا مي فرستند تا بجنگند. جنگ نيابتي در سرزمين ما جنگ بين هندوستان و پاکستان، ايران و سعودي ، امريکا و روسيه است که از مردم افغانستان مانند هيزم سوخت استفاده مي شود. از اوايل ماه هاي جوزا و سرطان امسال، ولايت هاي کندز، بغلان جوزجان ، هلمند، سر پل، غزني، ارزگان، غور، لوگر، ننگرهار و بدخشان نسبت به ولايت هاي ديگر ناامن تر اند.
از ورود هزاران جنگجو که گفته مي شود بيشتر شان شهروندان پاکستاني، ازبيکستاني و کشورهاي عربي اند گزارش داده شده است. با همه مشکلات، تا هنوز قوت هاي مسلح افغانستان دليرانه از سرزمين خويش دفاع مي نمايند.
گفته مي شود در اين جريان تلفات زيادي بر مخالفان مسلح و همچنان نيروهاي امنيتي افغان و مردم عادي جامعه وارد گرديده است. در بعضي از ولسوالي ها و دهات، مردم در حال حاضر هيچگونه امنيت و مصونيت ندارند. اکثريت مردم از افزايش نا امني ها به ستوه آمده اند و در صورت حمايت حکومت، تعداد زيادي حاضر به خيزش هاي مردمي اند، متأسفانه همه مردم ميدانند که جبهات مخالفان مسلح بسيار وسيع شده، تعداد نيروهاي امنيتي افغان کافي نيست و نمي توانند به همه محلات رسيده گي کنند يگانه راه حل براي سرکوب مخالفان مسلح، خيزش هاي مردمي است که از قريه، خانه و کاشانة خود دفاع کنند. اما متأسفانه حرکت حکومت براي حمايت از اين خيزش ها کُند است. مردم از نا امني ها سخت تشويش دارند اما مسؤولان دولتي مي گويند در حال حاضر هيچ مورد نگراني در رابطه به وضعيت امنيتي ولايت هاي مختلف وجود ندارد.
به عقيدة من، بايد تمرکز اساسي برنامه ها به خاطر سر کوب دشمن در قدم اول بايد تصفيه مناطق از وجود آنان، تطبيق برنامه هاي نظامي و امنيتي حکومت به خاطر نگهداشت ساحه مربوط ادامه يابد، بعضي ها مي پرسند که چرا جنگ از يک ولايت به ولايت ديگر، از يک نقطه به نقطه ديگر کشانيده مي شود؟
به باور من، انتقال نا امني ها از جنوب به شمال و بعضي اوقات از شمال به جنوب و از شرق به غرب از اهداف بزرگ استخبارات بين المللي و منطقه شمرده مي شود.
وضعيت خوب به نظر نمي رسد، کشور از ماست پس از اين مسؤوليت بر ما و حکومت افغانستان بر مي گردد که با داشتن يک همآهنگي تنگاتنگ نگذاريم که اين برنامههاي خائنانه استخباراتي خارجي در افغانستان تطبيق شود و بالاخره تمام خواسته ها و آينده مردم افغانستان را تهديد کند.
از چندي به اين سو داعش مي خواهد فعاليت هايش را از طريق افغانستان به کشور هاي آسياي ميانه و همسايه هاي اين کشور گسترش دهد در حقيقت ناامني ها آسياي ميانه به معني نا امن ساختن فدراتيف روسيه است.
در شرايط موجود، مردم از حکومت مي خواهند تا رويکرد اش را در برابر مخالفان مسلح واضح ساخته و مشخص بسازد که با آنان در حال جنگ است و يا در حال مذاکره.
آنان تأکيد مي کنند که بايد با رويکرد جدي با شورشيان مسلح و دشمنان مردم افغانستان برخورد صورت گيرد و سياست نرم يک دهه اخير که به گفتة آنان پيامد هاي مثبتي در اين زمينه نداشته، کنار گذاشته شود. رياست جمهوري در مورد مخالفان، حرف جداگانهاي دارد، اما شوراي عالي صلح سخن ديگري مي گويد، بهتر است با درنظرداشت منافع ملي، ارزش ها و معيارهاي مصالحه، ديدگاه هاي رياست جمهوري باشد. من ميدانم که با اين نصيحت هاي پدرانه نمي شود کار مناسبي را انجام داد با تمام وجودم احساس مي کنم کشورما يکبار ديگر ميدان زور آزماييهاي غول هاي جهاني ومنطقوي قرار گرفته است. تدوين استراتيژي امريکا در مورد افغانستان در حالي که شش ماه از به قدرت رسيدن دونالد ترامپ رييس جمهوري امريکا مي گذرد معلوم نيست سناتوران امريکا و بعضي از آگاهان درا ين روزها از به وخامت گرائيدن وضعيت توسط داعش و طالب در ننگرهار وکنرها و داخل کشور صحبت مي نمايند ، به گفته مسؤولان بلند پايه امريکايي، داعش مي خواهد ننگرهار يا ولايت کنر را به پايگاه شان در افغانستان مبدل نمايند. به گفتة جيمز ماتيس وزير دفاع امريکا، نه تنها در همين سال، بلکه سال آينده نيز نيروهاي امنيتي افغانستان روزهاي پر چالشي خواهند داشت و به گفته لوي درستيز قوت هاي مسلح امريکا که گفته است، ما پيش بيني مي کنيم که سال آينده نيز نبردها افزايش مي يابد. نمي دانم چرا مقامات امريکايي درين اواخر پيوسته از خراب شدن وضعيت وقدرت گرفتن طالب وداعش وشدت جنگ در سال آينده سخن مي زنند؟
امريکايي ها قبل از اين که برنامهاي را عملي نمايند، جو سازي و فضا سازي مي نمايند و با تبليغات وسيع از طريق رسانه ها و مصاحبهها، روان جامعه را آمادة پذيرش وضعيتي مي نمايند که در نظر دارند در آينده به وجود بياورند.
در جهان کي نمي داند که لجام طالب وداعش در دست امريکايي ها و متحدينش در منطقة خليج وعربستان سعودي در سوريه، ليبيا و عراق و اکنون در کشورما نيست ؟اول طالب و بعد داعش به اساس برنامههاي استراتيژيک سياسي ونظامي واقتصادي امريکا در افغانستاان و خاورميانه به وجود آمده است.
حرکت اين نيروها تحت نظر مشاورين و نمايندهگان امريکا ومتحدينش درتمام کشور هايي که داعش و گروههاي تروريستي وجود دارند طراحي و به دستور آن ها عملياتي مي شود.
امريکايي ها و متحدين شان درسوريه با وارد شدن روسيه در قضيه و دفاع از بشارالاسد وکوبيدن مواضع داعش در آن کشور از رسيدن به پيروزي از طريق قوت نظامي مأيوس شدند، حالا از کشورما به حيث تخته خيز ومرکزتجمع گروههاي تروريستي و تهديد امنيت عليه روسيه و ايران که متحد بشارالاسد رييس جمهوري سوريه مي باشند، استفاده مي نمايند.
به همين مناسبت، جنگ را از مرزهاي پاکستان به مرزهاي ايران و کشورهاي آسياي ميانه که مناطق منافع حياتي روسيه به شمار مي روند و روسها مرزهاي اين کشورها را مرزهاي کشور خود ميدانند، انتقال ميدهند.
به همين مناسبت پوتين درکنفرانس ساليانه که چندي قبل با حضور 1500 خبرنگار برگزارشد به امريکا هوشدار داد وگفت: “آن زمان که به مداخله نظامي و تغيير حکومت ها اقدام مي کرديد ، تمام شده است روسها ميدانند که انتقال جغرافياي جنگ از جنوب کشور ما به مناطق شمالي وهم سرحد با کشورهاي آسياي ميانه اهدافي را در آن طرف مرزها دنبال مي کند، نه در داخل افغانستان، گزارش هايي جديد مبني بر ملاقات ها، مذاکرات گروه طالبان با جانب روسها اگر حقيقت باشد نمايانگر شکل گيري آغاز بازي هاي جديد در منطقه مي باشد.
در حالي که لجام طالبان در دست پاکستان مي باشد و اين پاکستاني هاست که نوع موقعيت بازي را براي طالبان مشخص مي کنند. با گذشت هر روز سرنوشت صلح و جنگ در افغانستان بغرنج و پيچيده مي شود. در حال حاضر بايد منافع روسيه و پاکستان، منافع امريکا به خاطر داعش، تضاد بين سعودي و ايران ، امريکا و ايران روابط تنگاتنگ چين با پاکستان، نزديکي افغانستان با هندوستان يکي پي ديگري بررسي شود آنگاه مي توان ريشه را دريافت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید