نبود انديشه در دانشگاه‎هاي افغانستان!

افغانستان کشوري است که نهادهاي تحصيلي آن ازمدت بيشترازسه دهه داراي نواقص وکمبوديهايي است و از معيارهاي علمي درسطح جهاني ومنطقوي، عقب مانده وروزتاروزاين روند به جاي اين که بهبود يابد سيرصعودي خودرا مي پيمايد.
اين نهاد تحصيلي ما زماني به کمک و همکاري استادان امريکايي و انگليسي تحت نام «پيسکورها» توانسته بود جايگاه خوبي در بين نهادهاي تحصيلي کشورهاي منطقه داشته باشد چنانچه دانشجويان از برخي از کشورهاي آسيايي در دانشگاه کابل آموزش مي ديدند و برخي از دانشجويان ما توانايي رسيدن به دانشگاه هاي بزرگ کشورهاي بزرگ دنيا را کمايي کنند.
درکشورما درسال 1356خورشيدي وزارت تحصيلات عالي در تشکيل کابينه حکومت سردار داوودخان گنجانيده شد وهدف آن رشد وترقي نهاد هاي تحصيلي در سراسر کشور بود- اما بنابر ناگواري هاي که در کشور به وجود آمد بدون شک وترديد که نهاد هاي تحصيلي کشورنيزازآن متأثر گرديد و تحت شعاع حرکت هاي ايدئولوژي هاي سياسي قرارگرفت- چنانچه بعد ازسال 1357خورشيدي به نحوي درداخل نهاد هاي تحصيلي ما ايدئولوژي هاي گوناگون نفوذ نمود و کشورازرشدوتوسعه علمي بي بهره باقي ماند.گرچه دربخش تحصيلات عالي – افغانستان فراز و فرودهاي زيادي را تجربه کرد، اما بعد ازدهه شصت خورشيدي مشکلات فرا راه توسعه کشورازنظرعلمي افزايش بيشتريافت تا بالاخره اين که در دهه هفتاد ازاثرجنگ هاي خانمانسوزداخلي بسياري ازدانشگاههاي کشوردروازههاياش بسته شد و حتا دانشگاه کابل مبدل به محل منازعه وبرخورد طرفهاي درگيردرجنگ گرديد.
جملات بالا فقط مقدمه کوتاه بود ازوضعيت نهادهاي تحصيلي در کشور، حالا به جاست تا بر موضوع جاي خالي انديشه دردانشگاه هاي افغانستان تمرکز صورت گيرد.
دردانشگاه هاي افغانستان يکي ازمشکلات عديده اي که وجود دارد نبود انديشه وتفکراست. هنوز هم دانشگاه به عنوان کانون ومرکزانديشه ها وتفکرات ازسوي اساتيد دانشگاه پذيرفته نشده است – بلکه دانشگاه ها ازسوي تعدادي ازاساتيد مبدل به مرکزديکتاتورهاي بدون منطق علمي وتحصيلي شده است که درآن فقط هر موردي بدون مؤجه راکه بخواهند به عنوان راهکارعلمي عملي مينمايند. دانشگاه هاي افغانستان مملو از اساتيد است که درآن تعداد کمي ازاساتيد ازتوانايي هاي علمي برخورداراست وهمچنان شمار معدودي ازاستادان دانشگاه ها درسطح دانشگاههاي کشورفضاي بازانديشه وتفکر را براي دانش جويان فراهم ساخته است. اين درحاليست که دردانشگاه هاي کشورهاي منطقه فضاي بازانديشه وتفکربراي دانشجويان به گونهيي مهيا گرديده است که بسياري از استعدادهاي خفته درجامعه شان در دانشگاهها به شکوفايي رسيده و باعث افتخارات بزرگ علمي در کشور و جامعه شان گرديده است. اما در کشورما دردانشگاه ها استعداد هاي جوانان ما دفن ميگردد وجواناني که با آرمانها و آرزوهاي بزرگ به دانشگاه ها روي مي آورند با يأس تمام از دانشگاه ها فارغ ميشوند در دانشگاه هاي افغانستان کساني راکه به عنوان کادرهاي علمي فارغ ميدهند مشکلات فراوان خود را دارند چنانچه اين کادرها فقط درجريان تحصيلات چهارسالة خويش به جز از اين که دروس چپترهاي درسي را به مانند حافظان قران کريم ازحفظ دارند دربخش دروس دانشگاهي فاقد تحليل وتجزيه مفردات درسي استند حتا اين مورد تا سرحد سير صعودي خود را طي کرده است که يکي ازاساتيد دانشکده حقوق – تفاوت ميان معدني ومدني را درست براي دانشجويان نتوانسته است توضيح بدهد در حالي که انتظار اين ميرود که دانشکده هاي حقوق وعلوم سياسي دانشگاه هاي کشورچنان سياستمداران- حقوقدانان وديپلومات هاي ورزيده را براي جامعه استخدام نمايد که داراي انديشة ملي وعلمي باشند.
جاي بسيار تأسف وافسوس است که اساتيد وکادرهاي علمي دانشکده حقوق وعلوم سياسي يک دانشگاه دولتي کشورنتواند يک مقاله دوصفحه اي را درمورد يک موضوع علمي بنگارد که چنان اساتيد در دانشکده هاي دانشگاه هاي دولتي افغانستان به وضوح قابل مشاهده است. پس چقدرجفا است ازسوي اساتيد دانشکده هاي علوم انساني دانشگاه هاي کشورما که کساني را به عنوان کادرهاي علمي ميپذيرند که فاقد انديشه وتفکربوده وفقط درمدت چهارسال توانسته اند صرف روز امتحان درس بخوانند. اين مورد براي توسعه علمي کشوردربخش علوم انساني درسطح دانشگاه هاي کشور فاجعه بار است وباعث عقب ماني کشوردرعرصه هاي سياست، اجتماع وفرهنگ ميگردد.
درکنار اين موارد ما امروزدردانشکده هاي علوم انساني دانشگاههاي اساتيدي داريم که دانشجويان را بر اساس داشتن علايق شخصي – روابط وديگرموضوعاتي ازاين قبيل ميخواهند به عنوان کادر فارغ بدهند وبسياري ازجوانان با استعداد وتواناي مارا به نحوي ميخواهند ازدانشگاه هاي کشور برانند. ازهمين سبب است که درميان کادرهاي علمي دانشگاههاي کشورکمترکساني بوده اند که نويسنده – سخنور و تحليلگر پديدههاي علمي بوده باشند. حالا سوال اين است که چه بايد کرد تا اين معضل ومشکل بزرگ درنهاد هاي تحصيلي کشورتا جايي مرفوع گردد.
يکي ازراه حل اين است که قانون تحصيلات عالي کشوردرعرصه جذب کادرهاي علمي اساتيد بايد تغيير نمايد.
دراين راستا اکادمي علوم افغانستان يک طرح خوبي دارد، آن هم اين که دانشمندان ومحققين را به دوطريقه جذب مينمايند – نخست اين که ازطريق فيصدي نمرات که اين روند در دانشگاههاي کشورما نيزرواج دارد وطريقه دوم ازسبب داشتن اثرعلمي وپژوهشي افراد را مي پذيرند، اگر وزارت محترم تحصيلات عالي کشوراين روش را به کار گيرد تا حد زيادي جاي خالي انديشه وتفکردردانشگاههاي افغانستان پر خواهد شد و همچنان فرهنگ کتاب نويسي ونويسنده گي علمي درسطح دانشگاهي افغانستان بيشترازپيش رواج خواهد يافت وما شاهد اساتيد پژوهشگرودانشمند درسطح دانشگاه هاي کشورخواهيم بود
به اميد آن روز.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید