نامه وارده: از روزنامه آرمان ملي خواهش مي کنم که اين شکايت را به گوش آقاي اشرف غني برساند!

اين ياددشت را ساعت 30: 1 شب نوشته‌ام! در جايي خوانده بودم که در کشورهاي غيراسلامي اروپايي در صورتي‌که در محلي يکي از همسايه‌گان مانع آرامش همسايه‌هاي ديگر شود، همسايه‌گان حق دارند شکايت کنند و با بهره‌گيري از قانون، آرامش آن‌ها را به عنوان حق مسلم شان دوباره برگردانند، در ذهنم خطور کرده بود که خير است در کشورِ ما اگر حاکميتِ قانون تحکيم نشده است، لااقل کشورِ اسلامي است، بر اساس اخلاق ديني اين گونه معضل‌ها مرفوع مي‌شود، اما اينک عملن دريافته‌ام که هم قانون و نيز اخلاق چنان محجور و مظلوم واقع شده اند که آدم براي رفتارِ حيوانات احترام قايل مي‌شود. آخر، در ماه مبارک رمضان به جاي نماز تراويح و عبادات رمضاني ديگر در کجاي دنيا و در کدام مرکز فسق و فجور شنيده يا ديده شده است که تا هنگام صبح، سر و صداي بلندِ ساز و آواز و سرود و موسيقي منعکس شونده از لودسپيکرهاي بزرگ و گوش‌خراش همهٔ محل را آن‌هم تمام شب ناآرام کند و مزاحم شود؟

وقتي برخي از وزيران کابينه حکومت وحدت ملي به بدترين شکل موجبِ ناآرامي روزه داران محل مي‌شود، انتظار چه خواهد بود؟ مردم جبروت طالبان را ترجيح نمي‌دهند؟ از براي خدا! وقتي وزيري احساس نمي‌کند که در اطراف خانه‌اش ده‌ها خانواده روزه مي‌گيرند، مريض دارند، مطالعه مي‌کنند و نيازمندِ آرامش اند، هرشب صداي سازو وسرود‌اش آسمان را به فرياد مي‌آورد و همسايه‌ها را تمام شب در فضاي جهنمي قرار مي‌دهد، مردم براي دعاي گم شدنِ او و حکومت فاسق و ظالم اش دعا نمي‌کند؟ فکر کنيد که وزيري در شيرپور هر شبِ رمضان و حتا شبي که تروريستان انتحاري ده‌ها خانواده هموطن ما را در سوک عزيزان شان داغ‌دار نموده بود عربده مي‌کشد و صداي سازو سروداش گوش فلک را کر کند، بقيه نيروهاي دولتي با مردم چه خواهند کرد؟ اين دست از مسوولان ارشد حکومتي واقعن مردم را به جان رسانيده اند، آقاي رييس جمهور از براي خدا دور نيست نيمه شبي به چند قدمي ارگ در شيرپور قدم رنجه فرما و ببين که وزيرِشما از چه درجه تربيت و اخلاق و مدنيت برخوردار است؟ آنگاه درخواهي يافت که چگونه ميان مــــــردم و حکومت فاصله افتاده و بدبيني شدت گرفته است، همين است وعده‌ي کابينه تخصصي شما؟ بيا و نعره‌هاي مستانه‌ي شبانه وزير حکومت وحدت ملي را گوش کن که همسايه‌ها از دستِ گزند و اذيت اش مجبور به ترک کردن خانه و کاشانه‌هاي شان شده اند. جالب است که امام حسين نواسه پيامبر به سپاه يزيد گفته بود: “اگر دين نداريد لا اقل آزاده باشيد!” اخلاق آزاده‌گي را در نظر بگيريد و دين تان را در برابرِ عيش زودگذرِ دنيايي تباه نکنيد، گوش نکردند و تا ابد نفرين مي‌شوند. بي تربيت بودنِ حاکمان در جامعه اسلامي افغانستان ما را به اين باور رسانيده است که متفاوت تر از خداوند گار بلخ بگوييم: از انسان بي تربيت ملولم و حيوانم آرزوست!. از همين جهت بي‌جا نبوده است آن داستان کنفسيوس: در نتيجه جنگ بيرحمانهٔ که در شهرِ “لو” صورت گرفته بود مردم فرار مي‌کردند و به شهرهاي ديگر پناه مي‌بردند، کنفسيوس هم در حال ترک کردن شهر بود، او را مريدان و پيروانش همراهي مي‌کردند. در مسيرِ کوهستاني صداي حزين گريه به گوشش آمد، به دنبال پيدا کردن صدا پيش رفت، ديد زن جواني گريه مي‌کند، کنفسيوس پرسيد، چرا گريه مي‌کني؟، زن جواب داد پريروز در همين کوهستان شيران گرسنه آمدند پدر شوهرم را دريدند، ديروز برادر شوهرم و امروز صبح شوهرم را طعمه خود ساختند. کنفسيوس گفت با احساس اين همه خطر چرا به حومه‌هاي شهر برنگشتيد؟، زن جواب داد: آن‌جا ستم مامورين حکومتي است!. کنفسيوس از شنيدن اين سخن بسيار و بسيار اندوهگين شد… . وضعيتِ کابل گويي از دستِ مامورين حکومت همانند شهرِ لو شده است!!!.

س . ا . ح از شيرپور

اشتراک گذاری:

نظر بدهید