توطئه جنگ هاي فرقه يي در افغانستان

دربيشتر از دوسال گذشته دقيقاً بعد از ايجاد حکومت وحدت ملي، افغانستان با چالش هاي تازه اي مواجه شد. جنگ با طالب ها ابعاد جديد کسب کرد و آتش جنگ ازجنوب به شمال گسترش يافت .
گرچه زمينه هاي انتقال جنگ وطرح آن در زمان زمامداري حامد کزري ريخته شده بود اما در دوران حکومت اشرف غني، اين طرح به صورت کل به اجرا گذاشته شد که به اثرآن کندز دوبار به دست طالبان سقوط کرد، اکثر ولسوالي هاي ولايت هاي فاريات ، جوزجان وسرپل به دست طالبان افتاد ودر شمالشرق افزون به برخي از ولسوالي هاي بغلان وکندز، دامنة جنگ تا کوه هاي پامير به جاهايي کشانيده شد که طالبان درگذشته ، نمي توانستند ازآن مناطق عبور کنند.
در همين حال، افراد داعش وارد عمل شدند و ظاهراً توره بوره درشرق کشور را اشغال کردند که بعد از جنگ هاي شديد از آن مناطق رانده شدند. اما اين گروه درولسوالي هاي اچين وخوگياني ودر برخي از مناطق ديگر در شرق کشور آزادانه فعاليت دارد. همچنان گروه هايي از داعشيان در ولسوالي بورکه ولايت بغلان و ولايت سرپل مراکز علني ايجادکرده اند. همزمان با شدت کار داعش، حملات انتحاري بر مساجد اهل تشيع و تظاهرات جنبش روشنايي و همچنان حمله بالاي نماز گزاران د راين مساجد،آغاز طرح تازة قدرت هاي منطقوي وبين المللي را در زمينة دامن زدن به جنگ هاي مذهبي نشان داد.
در گذشته ،افغانستان گرفتار جنگ ها واختلافات قومي بوده است، اما جنگ هاي مذهبي ميان شيعه و سني هيچگاه اتفاق نيفتاده است آنچه در دهه نودخورشيدي صورت گرفت ،آن هم جنگ هاي قومي ويا جنگ براي تصاحب و يا اسمترار قدرت سياسي بود، نه جنگ شيعه وسني. اما حالا استعمار و نيروهاي شيطاني در صدد ايجاد درد و زخم ديگر بر پيکر مجروح افغانستان اند، آن ها مي خواهند افغانستان مانند عراق وسوريه در کنار ديگر مشکلات در آتش جنگ ونفرت مذهبي نيز بسوزد.
خوشبختانه باوجود حملات تروريستي تحريک آميز، تا حال هيچ نشانه اي از گسترش نفرت مذهبي ديده نشده است. گرچه تعدادي ازسلفي هاي که علاقه‌مند مشرک خواندن اهل تشيع اندوهمچنان هستند برخي از تشيع تندرو (صفوي) خواستار تشديد اين جنگ اند اما مردم تاهنوز شکار اين برنامه هاي ضد انساني نشده اند.
باوجودي که جنگ ميان شيعه وسني در پاکستان و شبه قاره هميشه مشتعل بوده و يا درايران اکثراً سني بودن به منزله کافر بودن تلقي مي شود در افغانستان شيعه وسني در کنارهم زنده گي مي کنند ، حتا در برخي از شهرهاي کشور، روابط خويشاوندي و خوني ميان پيروان اين مذاهب بر قرار شده است . در بدترين حالات، جنگ هاي پس از سقوط داکتر نجيب الله جنگ شيعه و سني وجود نداشت؛ زيرا درکنار استاد شهيد چهره هاي مشهور وشاخصي چون آقاي اکبري ، مرحوم انوري ، شهيد کاظمي و سيد جگرن آغا وسايرين حضور داشتند وهمچنان متعهد اصلي استاد مزاري ،جنرال دوستم يک ازبيک سني بود.
گرچه طالبان سه روز در مزار قتل عام هزاره ها را راه انداختند و قتل عام قزل آباد وبرخي مناطق ديگر ثبت تاريخ است، اما چون برخورد آن ها با تاجيک هم خصمانه بوده شمالي را نيز آن ها آماج جنايات شان قرار دادند، لذا هيچ وقت اين جنايات، ناشي از اختلاف مذهبي پنداشته نشد و مردم هم نسبت به يک ديگر احساس نفرت نمي کنند. چون آن ها مي دانند که طالبان لشکر بيگانه بودند و براساس دستور پاکستان مرتکب جنايات زيادي
شدند.
لذا ما پيشينة جنگ شيعه وسني را نداريم. اما تلاش هاي زيادي صورت مي گيرد اين مصيبت هم وارد کشور شود. مدت ها پيش برخي از ملاها که سلفي شده بودند به تکفيرشيعه مي پرداختند و شماري از علماي شيعه، سني ها را اخلاف يزيدبن معاويه قلمداد مي کردند، اما گوش مردم ما به اين تبليغات بدهکار نبود ونه هم بر روان اجتماعي مردم اثر مي گذاشت .
حالاهم داعش و گروه هاي توطئه گر مي خواهند شاهد به آتش کشيدن مساجد شيعه وسني در افغانستان باشند وياهم مي خواهند مانند هند وپاکستان و يا عراق و سوريه دشمني مذهبي به حدي تشديد شود که هيچ شيعه از محلة سني نشين و يا هيچ سني از محله شيعه نشين عبور نتواند،اما به اين اهداف شوم شان نمي رسند.
پيوند مردم ما چه شيعه چه سني با دين يکسان است و حضور گستردة مذهب بزرگ احناف درکشور زمينه هاي برخورد را به حد اقل رسانيده است زيرا امام ابوحنيفه اهل قبله را تکفير نمي کرد و خود نيز از شاگردان امام جعفر صادق بود. او از قيام زيد در برابر خلفاي اموي حمايت کرد. لذا تعامل ميان احناف وجعفري آنقدر مستحکم است که سرويس هاي استخباراتي نمي تواند آن را بشکنند.
اهل سنت افغانستان از سلفي هاووهابي ها به مراتب متنفراند در حالي که با اثناعشره هم تعامل دارند هم معامله وهيچ وقت همديگر را تکفير نمي کنند.
شکي نيست که اين تحريکات در ميان مردم ادامه خواهد داشت و ميکروب تفرقه افگني در ميان مردم به شدت زرق خواهد شد ، اما برعلماي هردوي مذهب واجب است که مردم را از اين توطئة خطرناک آگاه سازند ونگذارند که روند تسامح و تساهل مذهبي در کشور گرفتار بحران شده و راديکاليزم مذهبي هم درکنار رايکاليزم ديني و قومي، آتش بيشتر بر خرمن هستي مان بزند.
دولت افغانستان نيز مکلف است که اين توطئه ها را خنثا و به مردم معلومات دهد که اين دست هاي پليد از آن کيست که گاهي بر نماز جنازة اهل سنت حمله مي کند وزماني هم نماز گزاران بيگناه رادر مسجد جواديه هدف قرار مي دهد وياهم بر قيام کننده گان ليل در ماه رمضان آتش مي گشايد.
مامي دانيم که هيچ عمل خرابکارانه در کشور بدون حمايت استخبارات منطقه ويا جهاني صورت نمي گيرد.اما اگر ارگان هاي امنيتي معلومات لازم را در اختيار مردم قرار دهند ودر خنثا سازي اين توطئه ها زود تر اقدام کنند، مردم بيشتر مواظب اين دسايس خواهند شد.
هبستسگي پيروان هر دومذهب، مشت کوبنده اي بر دهن توطئه گران خواهد بود. به يقين روزي چهره هاي شوم ابليس صفتان برملا خواهدشد ودشمنان مردم افغانستان به اهداف شوم نخواهند رسيد. ما شيعه وسني نه، بل انسان مسلمان هستيم . اين جا عراق و سوريه نيست اين جا افغانستان است و مشخصات خاص اجتماعي وفرهنگي خويش را دارد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید