مفهوم و اهمیتِ صلح‌ در اندیشۀ استاد ربانی

معین اسلام‌پور/ بخش پنجم و پایانی  

باتوجه به‌ مواردِ برشمرده، نتیجۀ کلی‌که از این مبحث حاصل می‌گردد، صلح در اندیشۀ استاد ربانی مفهوم متعالی اسلامی و حقیقت انکار ناپذیر همواره چه در دوره زعامت و ریاست‌جمهوری خویش و چه در دورۀ که از قدرت به‌حاشیه رفته است. صلح به‌عنوانِ رویکردِ اسلامی و انسانی در تناسب به‌سکوی علمی و شخصیتِ معنوی خود، هم در سطحِ جامعه‌جهانی و هم در جامعه افغانستان، دغدغه کلانِ انسانی و مذهبی او بوده است.  هیچ وقتی مفهومِ صلح در خزینه خاطرش پنهان نمانده و پیوسته، برای تأمینِ امنیت و صلح پایدار در کشور تلاش و زحمتِ فراوان کشیده است. این می‌نمایاند که همانند رویکردِ صلح‌طلبی او هیچ رهبری به‌سانِ ایشان در امرِ تحققِ صلح و امنیتِ سراسری در کشور به این میزان تلاش نکرده است.

******************

نگارنده، دو روز پیش از ترور استاد ربانی، جهتِ حل یک مشکل جدی که آن مرحوم در جریان بود، خیلی از چهره‌های مطرح انتظارِ ملاقاتِ با او را می‌کشیدند، رفتم در صحنِ حویلی ایشان در جمع آدم‌های ملاقاتی منظر بودم همه از حضور یک فرد محوری گروه طالبان و میزبانی استاد سخن می‌گفتند، تبصره‌ها و تحلیل‌هایی را نیز آن‌ها آن روز در پیوند به‌فرد ملاقانی طالبان با استاد می‌نموده‌اند، در حدود یک ساعت انتظار کشیدم، ناگهان موتر شیشه سیاه استاد کمی نزدیک درب دروازه رفت یک‌نفر در حالی‌که به‌صورتش چادر سفید کشیده بود و هویتش را پنهان می‌کرد، داخل موتر شد راننده استاد او، را از ساحه حویلی خارج کرد در این میان، یکی از محافظانِ استاد مرا صدا زد بیا، وقتی نزدیک شدم، حاجی نذیر سکرترِ اشاره کرد دروازه باز شد، رفتم دست استاد را گرفتم، ضمنِ احوال پرسی مختصر، پیرامون مشکلاتم با استاد صحبت کردم او، مهربانه وزیر دفاع وقت”جنرال عبدالرحیم وردک” را زنگ زد و رفع مشکل شد.

اما پس از دو روز که استاد ربانی توسطِ قاصد صلح شهید شد، دانسته‌ام که چه سناریویی در هم تنیده‌یی در ترور او، جاری بوده است؛ این نشان می‌دهد که  استاد در تمامِ دوره‌های تاریخی و حیاتِ سیاسی خویش صلح طلب بوده است، او شهید صلح ملت لقب می‌گیرد. در کنارِ نسبت‌های و صفاتِ پسندید‌ه‌اش صفتِ صلح‌جویی نیز جز هویتِ معنوی و خیر اندیشانه‌یی استاد ربانی می‌شود. و حتا اجلاسِ کشورهای اسلامی را نا تمام می‌گذارد، برای حلِ بحران و پیام‌های مکررِ مسوولانِ دولتی که از نماینده با صلاحیتِ گروۀ طالبان عنوان می‌شود، اجلاس کشورهای اسلامی را ترک می‌کند، با شتاب به افغانستان بر می‌گردد، این نهایت ایثار، و سعی و تلاش جدی برای تأمینِ صلح را نشان می‌دهد.

 نتیجه‌گیری:

باتوجه به‌ مواردِ برشمرده، نتیجه کلی‌که از این مبحث حاصل می‌گردد، صلح در اندیشه استاد ربانی مفهوم متعالی اسلامی و حقیقت انکار ناپذیر همواره چه در دوره زعامت و ریاست‌جمهوری خویش و چه در دورۀ که از قدرت به‌حاشیه رفته است. صلح به‌عنوانِ رویکردِ اسلامی و انسانی در تناسب به‌سکوی علمی و شخصیتِ معنوی خود، هم در سطحِ جامعۀجهانی و هم در جامعۀ افغانستان، دغدغۀ کلانِ انسانی و مذهبی او بوده است.  هیچ وقتی مفهومِ صلح در خزینه خاطرش پنهان نمانده و پیوسته، برای تأمینِ امنیت و صلح پایدار در کشور تلاش و زحمتِ فراوان کشیده است. این می‌نمایاند که همانند رویکردِ صلح‌طلبی او هیچ رهبری به‌سانِ ایشان در امرِ تحققِ صلح و امنیتِ سراسری در کشور به این میزان تلاش نکرده است.

پذیرفتنِ پستِ ریاست شورای عالی صلح که هیچ موقف و امتیازی سیاسی در تناسب به‌جایگاه سیاسی و شخصیتِ علمی و معنوی وی بسیار ناچیزی و کوچک بود، پذیرفتنِ آن خود دلایل موجه بر اندیشه صلح‌طلبی استاد می‌باشد؛ او مدیریت و رهبری حزب مقدرِ خویش را و ده‌ها برنامه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دیگرش را کنار ‌گذاشته و شب و روز، برای تأمین و تحققِ روندِ گفت‌وگوهایی صلح سعی و تلاش همه جانبه ‌کرد. باوجود انتقادهای شدید از جانب هواداران و هم‌فکرانش، گفت: در شرایطی که انسان مظلوم هیرمندی و کندهاری در جنوب و جنوب شرق کشته می‌شوند، سکوت، بی‌طرفی و خاموشی گناه است؛ و این رسالتِ فرد فردی ما است که حقِ انسانی و اسلامی خویش نسبت به‌آنان ادا نمایم.

با استناد از سخنرانی‌ها و مطالعه آثارِ استاد ربانی شهید، می‌توان مدعی بود که در کم‌تر سخنرانی ایشان است که از مصالحه و صلح در کشور حرف نزده باشد. او، نسبت به صلح اعتقاد و ایمان کامل داشت و پروسه صلح تقریباً به‌تزِ دفاعی و همیشه‌گی استاد مبدل شده بود. در فرجام حسِ اومانسیم‌گرایی صلح خواهی‌اش موجب شد که به‌بهانه صلح، جلادهایی حرفوی و قاصدان صلح او را از راه خدعه و نیرنگ به‌دام افنگندند. که چنین رهبر و رییس‌جمهوری ریسک‌پذیر را در طولِ تاریخ در دوره زعمات و حیاتِ سیاسی خویش مانندِ استاد ربانی شهید هموراه فریاد صلح‌طلبی بلند کرده باشد کم‌تر سراغ داریم. او بیش‌ترین تمرکز را به‌صلح و امنیت در کشور نمود حتا جانش را فدای صلح و امنیت در افغانستان کرد، این خود دال برمدعای ما است.

رویکردها:

  1. اندیشمند، محمداکرام، (1397). ناگفته‌های سیاسی،(جمعیت اسلامی، تاجیکان، زبان فارسی). چاپ اول، کابل: ناشر، پرند.
  2.   بارز، عزیز احمد،(1396). فرو مُرد قندیل محراب‌ها. چاپ اول،کابل: ناشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  3.  بوتول،گاستون،(1388). جامعه‌شناسی صلح. ترجمۀ دکتر هوشنگ فرخجسته، چاپ اول، تهران: انتشارات جامعه شناسان.
  4.  حنیف، عزیز احمد،(1396). نگاهی به آثار از استاد شهید. چاپ اول، جلد سوم،کابل: نشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  5.  حمد، سلطان،(1396) نقشِ ربانی و مسعود در ایجاد صلح در تاجیکستان. بی‌بی‌سی.
  6.  راشید، عبدالباری،(1397). استاد و ارزش‌های جهاد و مقاومت. چاپ اول، کابل: نشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  7.  ربانی، برهان الدین (1397). خط رهبر. جلد هفتم، چاپ اول، کابل: مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  8.  ربانی، برهان الدین،(1392). خط رهبر. جلد دوم، چاپ اول، کابل: ناشر، مرکز تدوین آثار رهبرشهید.
  9.  ربانی‌، برهان‌الدین،(1394). خط رهبر. جلد چهارم، چاپ اول، کابل: ناشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  10.  ربانی، برهان الدین،(1391). خط رهبر. جلد اول، چاپ اول، کابل: نشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  11.  شاهد،عبدالمعین،(1396). فرو مُرد قندیل محراب‌ها. چاپ اول،کابل: ناشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.
  12.  منصور، عبدالحفیظ،(1391). هم‌گام خورشید. چاپ اول، کابل: نشر، مرکز تدوین آثار رهبر شهید.

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید