ترمپ در برابر ايران عقب نشيني کرد

عبدال‌حمید مبارز

آيا انسان ايراني و پاکستاني نسبت به انسان افغانستاني براي امريکا ارزش دارد؟

 

پس از آن که ايران هواپیایی جاسوسی بی‌سرنشین امريکا را سرنگون کرد، خبرنگاران از رييس جمهوري امريکا سوال کردند که چه خواهد کرد؟ وي در جواب گفت که به زودي مي‌بينيد که چه مي‌شود. بعدن اعلام شد که امريکا هدايت حمله را به ايران داده، اما هنوز طيارات در هوا بود که ترمپ هدايت حمله را لغو کرد، وقتي از او علت را پرسيدند جواب داد، پس از آن که برايش معلومات دادند که در اين عمليات امريکا در حدود يک‌صدو پنجاه نفر کشته مي‌شوند. او، اين عمليات نظامي را متناسب به عمليات ايران نديد آن را لغو کرد.

ايران ادعا دارد که این هواپیمای امريکا از خط سرحدي ايران تجاوز کرده بود بنابر اين توسط راکت ضد هوايي قواي ايران سقوط داده شد، يک فرمانده ايراني در موقعيتي که لاشه‌ي این هواپیما سقوط داده شده و براي نمايش گذاشته شده بود گفت که ما تجاوز را به حريم مقدس ايران هدف قرار خواهيم داد.

پس از انتخاب ترمپ که خارج از حلقه سياست مداران هميشه‌گي امريکا انتخاب شده بود دموکرات‌ها مداخله ي فدراسيون روسيه را وسيله کاميابي او تلقي کرده و پروپاگند وسيع را به راه انداختند، با آن که اين اتهام را تا هنوز اثبات کرده نتوانستند، اما اين سروصدا توانست بين حکومت ترمپ و فدراسيون روسيه يک فاصله ايجاد کند و حکومت امريکا تحريم‌های را نيز به فدراسيون روسيه وضع کرد، اين وضع سياسي امريکا وسيله شد که ايران از فرصت استفاده نموده به خريداري سلاح پيش‌رفته‌ي ضدهوايي از روسيه اقدام نمايد، تسليم دادن اين سلاح و رهنمايي استعمال آن که در ظرف يک سال گذشته صورت گرفته ايران را توانايي دفاع در برابر امريکا نصيب گردانيد، خامنه اي با داشتن چنين سلاح در يکي از بيانيه‌هاي خود گفت که اگر امريکا به ايران حمله نظامي نمايد جوابي خواهد گرفت که پشيمان خواهد شد.

روحاني رییس جمهوری ايران گفته که اگر حمله شود منطقه به آتش تبديل خواهد شد، اين گفته اين معني را دارد که اگر امريکا به ايران حمله نمايد ايران با داشتن متحدينش چون حزب الله در لبنان، حوثي ها در يمن، بشاراسد و طرف‌داران جنگ ديده او در سوريه، عراق که توسط يک حکومت شيعه اداره مي‌شود و شيعيان افغانستان که در سوريه مطابق هدايت ايران و به نفع بشاراسد که امريکا تا امروز برکناري او را تقاضا دارد جنگيدند وجناب محقق معاون رياست اجراييه افغانستان از اين عمل افغان ها در يک کنفرانس در تهران تمجيد نمود، درحالي که حکومت افغانستان نمي‌خواهد در چنين مداخله ها اشتراک داشته باشد و به جنگ هاي نيابتي يک جنگ نيابتي ديگري را در افغانستان بيفزايد، البته در حالي که داشتن ايران چون يک همسايه دوست براي افغانستان ضرور است مگر رضايت امريکا چون متحد استراتيژيک و امنيتي با آن که مطابق به اين دو قرارداد براي افغانستان فايده يي نرسيده ضرور تر معلوم مي‌شود.

حال ايران ادعا دارد که هواپیما امريکايي را در داخل حريم ايران سرنگون ساخته و امريکا ادعا دارد که در آب‌هاي بين‌المللي طياره سقوط داده شده، اثبات اين که کدام طرف برحق است غيرممکن معلوم مي‌شود، اما اين که ترمپ براي احتراز از قتل يکصدوپنجاه ايراني امر خود را لغو کرده و از حمله بر ايران جلوگيري نموده ما افغان‌ها را متعجب مي‌سازد، زيرا 18 سال است که افغان‌ها کشته مي‌شوند و امريکايي‌ها هم گاه‎گاهي به گفته خود شان طور اشتباه قطعات نظامي افغانستان و يا يک روستاي کشورما را يا به يک محفل عروسي بمباران کرد، تعدادي کشته شده، مگر هيچ يک امريکايي لغو بم‌باران را در داخل افغانستان هدايت نداده، در حالي که ادارات قوي جاسوسي امريکا و هواپیما بي پيلوت امريکا که به وسايلي مجهز اند که مي‌توانند هر گونه معلومات را جمع نمايند و اين ادارات همه به حکومت امريکا اطلاع داده که القاعده در افغانستان خاتمه يافته و امروز مراکز القاعده و طالبان در داخل پاکستان تحت اداره شوراي کويته، شوراي پشاور، شبکه حقاني و هدايات مولانا فضل الرحمن به قتل و قتال در داخل افغانستان مي‌پردازند و اين را خوب مي‌دانند تا آن که سياست نظاميان پاکستاني در باره افغانستان تغيير ننمايد اين حالت قتل و قتال، انفجار و انتحار در داخل افغانستان و صدور تروريست‌ها از پاکستان به چار گوشه دنيا ادامه مي‌داشته باشند، زيرا نظاميان پاکستاني که از ايدئولوژي اسلامي که بر پايه تعصب رشد کرده استوار مي‌باشد، بناءً دونالد ترمپ به اصطلاح آن ارزشي را که براي انسان‌هاي ايراني که چهل سال است به دشمني امريکا استوار اند نسبت به افغان‌ها بيشتر است يعني آن‌ها را انسان‌هاي مي‌داند که اگر دشمن امريکا هم باشند کشته نشوند و افغان‌ها اگر دوست و متحد امريکا اگر باشند هم اگر کشته شوند باکي ندارد. بناءً به اين گفته ترمپ اعتماد شده نمي‌تواند تصور مي‌شود که امريکا انديشه پيدا کرده تا اگر هواپیمای امريکايي حمله نمايند تعداد شان مورد اصابت سلاح دفاع هوايي قرار بگيرند و سقوط کنند به پرستيژ امريکا صدمه مي‌رسد و به اين علت هدايت حمله را لغو کرده و يک بار ديگر از طريق عمان خواهان مذاکره گرديده است.

سوال ييدا مي‌شود که اگر امريکا به رهبري ترمپ قصد حمله به ايران را نداشت چرا ايران را با تحريمات بي‌مانند و بي سابقه قرار داده و باز اگر نيت جنگ را نداشت چرا کشتي طياره بردار به خليج فارس فرستاده و قواي خود را در منطقه هنوز هم تقويه مي‌نمايد، بیشتر آگاهان سیاسی به این باور اند که ترمپ قصد جنگ را ندارد، زیرا در کارزارهاي انتخاباتي خود وعده کرده بود که به جنگ‌ها خاتمه مي‌دهد، قصد ترمپ اين است که ايران براي مذاکره حاضر شود و امتيازاتي بيشتر به امريکا بدهد، تا براي انتخابات سال 2020 به نفع ترمپ تمام شود، يا آن که در اثر تحريم‌های، ايران از داخل انفجار نمايد و رژيم تغيير بخورد.

ايران براي مذاکره حاضر نمي‌شود، زيرا توافقاهاي که بين امريکا و متحدان این کشور صورت گرفته را معتبر مي‌داند و فکر مي‌کند که با امضاي اين توافقات تحريم‌ها لغو و پول‌هاي ايران که در امريکا مصادره شده به ايران اعاده مي‌شود زنده‌گي مردم ايران بهبود پيدا مي‌نمايد، در حالي که ترمپ از آن توافقاها به آن که اروپايي‌ها طرف ايران را گرفته باقي ماندند خارج گرديد. بناءً به حکومت ترمپ اعتماد شده نمي‌تواند منتظر انتخابات و شکست ترمپ مي‌باشند. حال ديده مي‌شود که امريکا در سوريه تصميم يک‌جانبه گرفته نمي‌تواند، زيرا ايران و روسيه در آن‌جا حاضر اند.

امريکا موضوع افغانستان را حل کرده نمي‌تواند، زيرا حکومت بريتانيا و پاکستان دوام جنگ در افغانستان را تا خاتمه‌ي افغانستان به نفع شان فکر مي‌کنند، بنابر اين طبق هدايت شان طالبان اولتر از همه خروج قواي امريکا را از افغانستان تقاضا دارد تا هنوز طالبان از امريکا امتيازات:

1- از گروهي تروريستي به يک گروه سياسي.

2- يک گروهي که نه سرزمين دارند و نه قلم‌رو و نه کدام شهر يا پايتخت در باره کشوري که حکومت انتخابي دارد با هشت ميليون راي به ميان آمده، دولت با ارکان آن قواي اجراييه، قواي مقننه و قواي قضاييه کار مي‌کند و 350 هزار سرباز تحت بيرق جمهوري اسلامي افغانستان دارد که مطابق قانون اساسي تصويب شده خدمت مي‌نمايند. «سر مي‌دهند و سنگر نمي‌گذارند»  يک روز دکتور خليل‌زاد نماينده خاص امريکا در پایخ طالبان نگفت که شما اين اختيار را نداريد، همين چند ماه پیش در جرگه صلح که  در آن سه هزار نماينده انتخابي شرکت داشت از دولت افغانستان حمايت و تأييد کردند، شما را در افغانستان کي انتخاب کرده که چنين ادعاي بلند بالايي مي‌نماييد. خليل‌زاد که چند ماه پیش در نشست استماعيه سناي امريکا، دولت پاکستان را يک دولت تروريستي خواند و در يک مصاحبه تهديد کرد که اگر پاکستان سياست خود را نسبت به افغانستان تغيير ندهد و جنگ خاتمه نه‌يابد آن وقت از گزينه‌هاي بلوچ‌ها، پشتون‌ها و جامعه مدني قوي پاکستان کار خواهند گرفت، اما حال نه دکتور خليل‌زاد و نه هم ديگر شخصيت‌هاي امريکا به استثناي دان فورد رييس لوي درستيزهاي امريکا که گفت تا سياست پاکستان تغيير نکند در افغانستان صلح تأمين نمي‌گردد حرفي به زبان نمي‌آورند.

امريکا اگر بخواهد، مي‌تواند که پاکستان را سرجايش بنشاند و صلح را در افغانستان تأمين و قواي خود را خارج نمايد مگر در اتحاد استراتيژيک و امنيتي با افغانستان وابسته باشد، اما امريکا کوچک‌ترين فشار به پاکستان نمي‌آورد معلوم مي‌شود که انسان پاکستاني مثل انسان ايراني براي امريکا نسبت به انسان افغانستانی ارزش دارد. به هر صورت امريکا مي‌رود از يگانه ابر قدرت بودن خارج و در کنارش ابر قدرت‌هاي جديد ظهور خواهد کرد که امريکا را جبراً به انزوا به کشورش رهسپار خواهد نمود.

ايران عملي انجام داده که امريکا را چنان تکان بدهد که بيدار شود و از زورگويي پرهيز نمايد، زيرا جهان در حال تغيير است که در آن چين چون قدرت اول اقتصادي امروز با نقشه اقتصادي جديد چهل و شش ميليارد دالر در پاکستان، شصت ميليارد دالر در افريقا سرمايه گذاري کرده و عرصه را به امريکا تنگ ساخته، اين حرکت نا آشکار چين مي‌رود تا جهان را در محور چين جمع نمايد و نگذارد که امريکا يگانه قدرت محور جهاني بماند.

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید