«عاقلان پی نقطه نروند»؛ اما پارلمانی‌ها،«پی نقطه رفتند!»

نورالله ولی‌زاده

اعضای پارلمان افغانستان بیش از یک ماه بر سر«یک نقطه» که در یکی از برگه‌های رای‌دهی وجود داشت، نزاع و کشمکش کردند و سرانجام«پی نقطه رفتند» و قرار گذاشتند که برای انتخاب رییس مجلس، دوباره رای‌گیری شود. روز دوشنبه، اعضای مجلس فیصله کردند که یک برگه رای متنازع‌فیه که به نفع میررحمان رحمانی به کار برده شده بود، باطل است و براین اساس باید دوباره برای انتخاب رییس رأی‌گیری شود. در واقع برگه رأی متنازع‌فیه همان برگه‌ رای یک صد و بیست وچهارم از آرای رحمانی بود که در آن یک نقطه اشتباهی  افزوده شده بود. این برگه رای را 120 نماینده مجلس به خاطر موجودیت یک نقطه اشتباهی، باطل اعلام کردند.

*********************

ضرب‌المثل عامیانه‌یی است به این مضمون که «عاقلان پی نقطه نروند». این ضرب‌المثل در جایی مورد استفاده قرار می‌گیرد که گوینده مانع خرده‌گیری طرف شود. هم‌چنان اشاره به این دارد که خواننده آگاه و «عاقلِ» یک متن، چون بر خوانش متن حاکم است، براین اساس، می‌تواند برخی از اشتباهات اندک املایی و انشایی را نادیده بگیرد و با وجود اشتباهات موجود در متن، متن را درست بخواند و مفهوم آن را بگیرد. اما در کل از نظر مفهومی، ضرب المثل«عاقلان پی نقطه نروند» افاده کننده تساهل و مدارا است. مفهومش این است که اگر کسی اهل مدارا و تساهل باشد، می‌تواند اشتباهات و کاستی‌های اندک را نادیده بگیرد. اما بنا به موجودیت واژه عاقلان در این ضرب‌المثل، فرض براین است که «عاقلان»اهل مدارا و تساهل می‌باشند. در اینجا کنایتاً جهل و جاهلان نیز مورد نکوهش قرار می‌گیرند و فرض بر این است که جاهلان اهل مدارا و تساهل نیستند.

اعضای پارلمان افغانستان بیش از یک ماه بر سر«یک نقطه» که در یکی از برگه‌های رای‌دهی وجود داشت، نزاع و کشمکش کردند و سرانجام«پی نقطه رفتند» و قرار گذاشتند که برای انتخاب رییس مجلس، دوباره رای‌گیری شود. روز دوشنبه، اعضای مجلس فیصله کردند که یک برگه رای متنازع‌فیه که به نفع میررحمان رحمانی به کار برده شده بود، باطل است و براین اساس باید دوباره برای انتخاب رییس رأی‌گیری شود. در واقع برگه رأی متنازع‌فیه همان برگه‌ رای یک صد و بیست وچهارم از آرای رحمانی بود که در آن یک نقطه اشتباهی  افزوده شده بود. این برگه رای را 120 نماینده مجلس به خاطر موجودیت یک نقطه اشتباهی، باطل اعلام کردند.

در کشوری که میلیون‌ها رای مردم در انتخابات‌ها در کمپیوترخانه‌های کمسیون انتخابات بالا و پایین می‌شود و به اصطلاح رای گوسفندان نیز اعتبار پیدا می‌کنند، تا کسی رییس جمهوری یا عضو پارلمان یا وکیل شورای ولایتی شود؛ در کشوری که در اوج بحران و بن‌بست سیاسی و نظامی بسر می‌برد، در کشوری که قانون شکنی در اوج قرار دارد، و در پارلمانی که قوانین مصوبه آن صدها مشکل املایی و انشایی دارد، چگونه یک رای ویک نقطه این همه سرنوشت ساز می‌شود و بیش از یک ماه درِ مجلس را بسته نگه‌می‌دارد؟ آیا می‌توان جدیت اعضای پارلمان در ابطال یک رای را نشانه درجه بالای قانونیت در مجلس نمایندگان افغانستان دانست؟ هیچ دلیلی وجود ندارد که بتوان به این آخرین پرسش پاسخ مثبت داد.

رفتار این چنینی پارلمانی‌ها نشاندهنده این امر است که سطح عقلانیت، مدارا، تساهل و درک مشکلات کشور در بین اعضای پارلمان بسیار پایین‌تر از آنچیزی است که قبلا تصور می‌شد. شاید حتا پایین‌تر از پارلمان قبلی!

چه چیزی نوسانِ مهم‌پنداری و بی‌اهمیت‌پنداری«رای» را در نزد سیاسیون افغانستان این همه زیاد کرده است؟ چرا یک رأی در پارلمان این همه جدی و مهم پنداشته می‌شود، اما مثلا در انتخابات ریاست جمهوری میلیون‌ها رای بی‌اهمیت پنداشته می‌شود؟ چرا وقتی اشرف غنی با تقلب و دست‌برد گسترده در انتخابات ریاست جمهوری به قدرت رسید، میلیون‌ها رای که به رقیب او داده شده بود، بی‌اهمیت دانسته شد و کسی پروای آن را نکرد اما یک رأی در پارلمان این همه جدیت و قطعیت دارد و تعیین کننده است؟

در واقع پاسخ پرسش‌های بالا، بیش از آن که در درون پارلمان قبول حصول باشد، در بیرون از پارلمان و در ساختار کلان‌تر سیاسی-اجتماعی افغانستان قابل دریافت است. رأی فی‌نفسه اهمیت ندارد و تعیین کننده نیست. عوامل دیگری وجود دارد که در حمایت از رأی باید قرار گیرد تا رأی اعتبار پیدا کند و تعیین کننده باشد. این امر مایه نگرانی جدی برای آینده دموکراسی نیم‌بند افغانستان است.

به تعبیر دیگر، رای در نظام سیاسی افغانستان برگه بی‌اعتباری است که اعتبارش را از بیرون به دست می‌آورد. مثل بانک نوت که اعتبار و ارزشش را از عوامل بیرونی بدست می‌آورد نه از کاغذی که در آن عکس، مهر و نشان و مبلغی درج شده است. بانک نوت‌های امریکایی، انگلیسی، کانادایی، عربی و… نسبت به بانک نوت‌های ایرانی، اوزبیکستانی، چینی و پاکستانی و… با ارزش‌تراند. ارزش بانک نوت‌های امریکا را حاکمیت امریکا بر نظام سیاسی، مالی و اقتصادی جهان تعیین می‌کند.

در نظام سیاسی و اجتماعی افغانستان قومیت عامل تعیین کننده است. قومی که رهبری حکومت را به دست دارد، رای‌اش بااعتبار، با ارزش و تعیین کننده است. از اقوام دیگر، رای شان ارزش و اعتبار ندارد. چون در نظام سیاسی و اجتماعی در جایگاه برتر قرار ندارند.

کمال ناصر اصولی با 55 رای که شکست فاحش او را در برابر رقیبش نشان می‌داد، با اتکا به چه چیزی این همه در برابر رییس شدن رحمانی ایستاده‌گی کرد؟ جرأت و جسارت او از کجا آب می‌خورد؟ آیا یک نماینده تاجیک، اوزبیک، هزاره و… می‌توانست رفتاری از خود بروز دهد، که اصولی بروز داد؟ اگر یک نماینده تاجیک، هزاره و اوزبیک، در موقف اصولی می‌بود و مثل اصولی رفتار می‌کرد، واکنش حکومت در برابر او چگونه می‌بود؟

شاید اصولی رابطه مستقیم و ارگانیک با ارگ نشینان نداشته باشد(جای تردید دارد) که از آن‌جا دستور جنجال آفرینی در پارلمان را بگیرد. خود او نیز در یک مصاحبه تلویزیونی این را رد کرد(اگر صادق بوده باشد) که کاندید ارگ در پارلمان باشد. اما لجاجت او در ایستاده‌گی در برابر رحمانی‌ای که به هرحال با تفاوت یک رای به حیث رییس مجلس انتخاب شده بود، ریشه در دیدگاه مشترک قومی ارگ نشیان و افرادی همچون اصولی دارد. اصولی مطمین بود که هرچه درپارلمان مشکل تراشی و  بحران آفرینی کند مورد خشم و قهر ارگ نشینان قرار نخواهد گرفت. او، مطمین بود که مبتنی بر تعلقات قومی‌ای که با حلقاتی در ارگ دارد، در هر صورتی مورد پی‌گیرد قرار نخواهد گرفت. این اطمینان برای سیاسیون منتسب به یک قوم و عدم این اطمینان در میان سیاسیون منتسب به دیگر اقوام، عامل اصلی و تعیین کننده در وضعیت نابسامان سیاسی و اجتماعی در افغانستان است که مشکل اخیر پارلمان بخشی از آن است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید