در شناخت و تعريف شعر پايداري

پرتونادري 

  • شعر پايداري، شعر انسان محور است،ماهيت روشن‌گرانه و آرمان‌گرايانه دارد؛ اما شعر وامانده دريک نظام بسته ايديولوژيک نيست يعني در جرگه شاعران مقاومت، شاعران از ايديولوژي‌ها، مذهب‌ها و رده‌هاي گوناگون اجتماعي مي‌توانند جاي داشته باشند.

********************

هميشه تعريف در پيوندبه پديده‌هاي هنري،ادبي و حتا اجتماعي امري بوده است دشوار. چون مي‌دانيم موضوعاتي را که چنين پديده‌هايي بازتاب مي‌دهند پيوسته خود در تحول و دگرگوني اند. به همين دليل، تعريف چنين پديده‌هايي نيز نمي‌توانند ثابت باقي بماند. يک ماليکول آب هميشه و همه جا دو اتوم هايدروژن و يک اتوم اکسيژن دارد؛ اين امر در يک تعريف ساده و فشرده مي‌گنجد وهميشه و همه جا مي‌تواند بازتاب دهنده ماهيت يک ماليکول آب باشد. در حالي که موضوعات و پديده‌هاي هنري و ادبي پيوسته در تحول اند و اين تحول موضوع، تحول و دگرگوني تعريف را نيز در پي دارد. چنين است که در پيوند به اين گونه پديده‌ها پيوسته تعريف‌هاي گوناگوني وجود دارند. اين‌همه تعريف اگر از يک جهت برخاسته از تحول موضوع تعريف بوده باشد، در جهت ديگر اين زواية ديد ما به
موضوعي است که مي‌تواند آن را رنگ ديگري دهد.

در پيوند به شعر پايداري نيز مسأله مي‌تواند چنين باشد. کسي مي‌آيد و به کليت اين مفهوم نگاه مي‌کند و از آن تعريفي به دست مي‌دهد تا بتواند تمامي ابعاد آن مفهوم را بازتاب دهد و کسي به بخشي از اين مفهوم کلي نگاه مي‌کند، يا به يکي از بخش‌هاي عمده آن نگاه مي‌کند و بعد تعريفي ارايه مي‌دارد که در اين تعريف نه کليت مفهوم، بل‌که بخشي از مفهوم بازتاب مي‌يابد. در حالي که به گفته بزرگان هر تعريفي بايد جامع افراد و مانع اغيار باشد تا ماهيت پديده‌يي را بازتاب دهد.

پيش از اين که وارد بحث‌هاي مشخص‌تري شويم،اين نکته بايد روشن ساخته شود که «مقاومت يا پايداري» يک مفهوم گسترده و عام است و مي‌تواند عرصه‌هاي گوناگون زنده‌گي سياسي، اجتماعي و فرهنگي يک جامعه را در برگيرد. مانند جنبش مقاومت سياسي، جنبش مقاومت اجتماعي، جنبش مقاومت مدني و گونه‌هاي ديگر. حتا مفهوم ادبيات مقاومت يک مفهوم گسترده‌تر از مفهوم شعر مقاومت است. براي آن که ادبيات تمام گونه‌هاي ادبي را در بر مي‌گيرد، يعني جنبش مقاومت ادبي مي‌تواند با استفاده ازتمام گونه‌هاي ادبي تبلور پيدا کند. در حالي که شعر يک گونه مشخص ادبي است و اين‌جا محور بحث بر شعر مقاومت يا شعر پايداري است نه برتمام گونه‌هاي ادبي. همان‌گونه که عنصر مقاوت را مي‌توان در شعر جست و جو کرد      به همان‌گونه مي‌توان اين مفهوم را در داستان و ديگر گونه‌هاي ادبي نيز پيداکرد.

داکتراسدالله حبيب، آن‌جا که در پيوند به شعر مقاومت و جنگ‌نامه سرايي؛ سخن مي‌گويد ادبيات مقاومت چنين تعريفي ارائه مي‌‌‌‌کند:« ادبيات مقاومت آن آثار ادبي را مي‌گويند که در داخل قلم‌رو و سياست حاکم وعليه آن ايجاد گردند. چنين آثاري خواه مخواه با مشکل پخش و توزيع رو به رو اند، از امکانات انتشار و تشويق مقامات رسمي برخوردار نيستند از نگاه شيوة بيان بيش‌تر نمادگرايانه و اما قابل دسترس براي بيش‌تر صفوف خواننده‌گان اند.»

ادبيات دري در نيمة نخستين سدة بيستم، چاپ دوم، پشاور،  1381، ص 19.

آن گونه که مي‌بينيم در اين تعريف، اسدالله حبيب به کليت مفهوم شعر پايداري نگاه ندارد. يعني تعريف او بخشي ازماهيت شعر پايداري را بازتاب مي‌دهد نه کليت آن را. داکتر حبيب تنها به شعري که در زير حاکميت و بر ضد حاکميت ايجاد مي‌شود و الزاماً زبان نمادگرايانه دارد، توجه کرده است. در اين تعريف ابعاد ديگر مفهوم شعر پايداري که شعر مقابله با نيروي متجاوز بيگانه است بازتاب نيافته است. غير از آن شعر پايداري مي‌تواند در بيرون از حوزة يک حاکيمت برضد آن حاکميت نيز پديد آيد.حوزه مفهوم شعر پايداري گسترده‌تر ازاين است که در اين تعريف آمده است. وقتي حوزة مفهوم شعر پايداري را در يک کليت نگاه کنيم در آن صورت تعريف ما از شعر پايداري نيز مفهوم گسترده‌تري پيدا مي‌کند. به پندار من براي رسيدن به يک تعريف همه جانبه‌ که بتواند ابعاد کلي شعر پايداري را در بر داشته باشد، نياز است تا در گام نخست ويژه‌گي‌هاي  اين شعر را مشخص سازيم!

ويژه گيهاي شعر پايداري:

مي‌توان اين ويژه‌گي‌ها را براي شعر پايداري مشخص کرد:

  • پايداري، شعر دعوت‌گر است، دعوت‌گر به مبارزه در برابر استبداد سياسي‌حاکم و نيروي متجاوز،
  • شعر شعر پايداري به تصويرگري نظام سلطه‌گر و نيروي متجاوز مي‌‌‌پردازد. استبداد خودي، سيما و اهداف دشمن متجاوز را براي مردم روشن مي‌سازد،
  • شعر پايداري در تقابل با استبداد نظام حاکم و نيروي متجاوز، مظلوميت مردم را نيز بيان مي‌کند،
  • شعر پايداري، شعر نااميدي نيست؛ بل‌که شعر انگيزنده است و مردم را به افق‌هاي روشن پيروزي و اميد راهنمايي مي‌کند.
  • شعر پايداري، شعر انسان محور است،ماهيت روشن‌گرانه و آرمان‌گرايانه دارد؛ اما شعر وامانده دريک نظام بسته ايديولوژيک نيست يعني در جرگه شاعران مقاومت، شاعران از ايديولوژي‌ها، مذهب‌ها و رده‌هاي گوناگون اجتماعي مي‌توانند جاي داشته باشند.
  • شعر پايداري در ذات خود شعر سياسي است، براي آن که در برابر تجاوز و استبداد حاکم مي‌ايستد، سياست حاکم را نمي‌پذيرد. نه گفتن و مقاوت در برابر نيروي متجاوز و استبداد، خود يک امر سياسي است. مردم را به دگرگوني وضعيت سياسي حاکم فرا مي‌‌‌‌‌خواند.
  • شعر پايداري، با جنبش‌هاي مقاومت سياسي – اجتماعي مي‌آميزد و از آن مايه مي‌گيرد.

با در نظر داشت چنين ويژه‌گي‌هايي مي‌توان يک چنين تعريفي از شعر پايداري ارائه کرد: شعر پايداري گونه‌يي از شعر است باخاست‌گاه اجتماعي که دريک جهت مفاهيم اعتراض و مقاومت اجتماعي را در برابر استبداد حاکم بازتاب مي‌دهد و در جهت ديگر بازتاب دهندة جنگ و مبارزه در برابر نيروي متجاوز نيز هست. در اين تعريف شعر پايداري، شعري است انقلابي که با رويداد هاي خاص يک جامعه در جهت سرنگوني يک حاکميت استبدادي پيوند دارد و آن را باز تاب مي‌دهد و در بعد ديگر شعري است براي آزادي و آزاده‌گي در برابر نيروي بيگانة متجاوز.

ادامه دارد. . .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید