دشواری‌های شعر پای‌داری  

    پرتونادری

هیچ شاعری جهانی نخواهد شد تا زمانی که به فردیت آفرینشی خود نرسیده و این ویژه‌گی‌ها را جهای نسازد. آن‌هایی که از همان آغاز می‌روند تا با ردیف کردن روی‌دادهای آزادی خواهانه جهان و ردیف کردن شخصیت‌های مبارز جهانی گویا خود را جهانی سازند، آسوده خاطر باشند که ره به ترکستان می‌زنند! یک چنین بیماری در میان شاعران ما دیده می‌شود که با یادکرد چنین چیزهایی یاهم باتکرار ناقص گفته‌های این یا آن شاعرجهانی، یا به تقلید از ترجمه‌های نثر گونه شاعران غربی فکر می‌کنند شعر جهان شمول سروده اند. این در حالی است که تشخص هرشاعر را نه مضمون شعر او، بل‌که چگونه سرودن او پدید می‌آورد.

*****************

یکی از دشواری‌های بزرگ در سرایش شعر پای‌داری، نگه‌داری ارایه‌های ادبی و جنبه‌های هنری آن است، برای آن که محتوای اصلی شعر پای‌داری از روی‌دادهای سیاسی – اجتماعی جامعه بر می‌خیزد و این امر توجه شاعر شعر پای‌داری را بیش‌تر به سوی مضمون می‌کشاند. این در حالی است که نگه‌داری از ارایه‌های ادبی در شعر نباید به آن پیمانه غلیظ شود که پیام شعر را درهاله‌یی از ابهام تاریک و دور از ذهن  فرو برد. شعر پای‌داری شعر مفاهیم پیچیدۀ انتزاعی نیست؛ بل‌که شعر روی‌دادها و مفاهیم مشخص است. هرچند با شعار در می آمیزد؛ اما نباید تنها و تنها در همان دایره شعار پردازی‌ها باقی بماند. نکتۀ دیگر این که شعر پای‌داری برخاسته از یک وضعیت خاص اجتماعی یا روی‌داد‌های خاص یک کشور است. شاعر شعر پای‌داری در حالی که در یک جهت مسوولیت دارد تا آن وضعیت و آن روی‌داد خاص را بیان کند؛ در جهت دیگر خواهان فروپاشی چنان وضعیتی نیز هست. مثلاً شاعر در پیوند به هجوم نیروی بیگانه می‌سراید، تا مردم را بر انگیزد که به پا بر خیزند و چنان وضعیتی را از میان بردارند. در این‌جا می‌توان گفت خاست‌گاه  شعر پای‌داری گذشته از این که گذرا و تغیر یابنده است، در جهت دیگر روی‌داد ویژۀ یک جامعۀ خاص نیز می‌باشد.

پرسش این‌جاست، در صورتی که چنین روی‌داد یا وضعیتی تغیرکند، در آن صورت سرنوشت شعر پای‌داری چه خواهد شد؟ آیا با سپری شدن روی‌داد، زنده‌گی چنین شعری نیز ورق خواهد خورد و به تاریخ خواهد پیوست و تنها به درد پژوهش‌های ادبی – تاریخی خواهد خورد؟ یا این که می‌تواند هم‌چنان به زنده‌گی خود ادامه دهد و خود را به جریان شعر جهانی پیوند زند؟

آزاده‌گی و زیستن در آزادی تنها و تنها ویژه یک قوم و یک کشور نیست، انسان‌ها پیوسته در هوای عدالت و آزادی مبارزه کرده و خواهان زیستن در زیر چتر آزادی و دادگری بوده اند. این یک آرمان همه‌گانی همه انسان‌هاست. این نکته بسیار مهم است که یک شاعری چگونه می‌تواند این آرزوی خاص مردم خود را با آرزوی عام جهانی پیوند زند؟ تا شعر اش با ادبیات جهانی در آمیزد! این‌جاست که این مسوولیت بزرگ ادبی در برابر شاعر قامت بلند می‌کند که او روی‌دادهای خاص جامعه خود را باید آن گونه بسراید که شعر اش بتواند با جنبش‌های آزادی خواهی و شعر پای‌داری جهانی پیوند یابد. در چنین صورتی است که با فروپاشی خاست‌گاه سیاسی – اجتماعی شعر پای‌داری، یعنی با سپری شدن روی‌داد، شعر او می‌تواند باقی بماند و حتا با شعر پای‌داری جهانی پیوند یابد. البته هیچ شاعری جهانی نخواهد شد تا زمانی که به فردیت آفرینشی خود نرسیده و این ویژه‌گی‌ها را جهای نسازد. آن‌هایی که از همان آغاز می‌روند تا با ردیف کردن روی‌دادهای آزادی خواهانه جهان و ردیف کردن شخصیت‌های مبارز جهانی گویا خود را جهانی سازند، آسوده خاطر باشند که ره به ترکستان می‌زنند! یک چنین بیماری در میان شاعران ما دیده می‌شود که با یادکرد چنین چیزهایی یاهم باتکرار ناقص گفته‌های این یا آن شاعرجهانی، یا به تقلید از ترجمه‌های نثر گونه شاعران غربی فکر می‌کنند شعر جهان شمول سروده اند. این در حالی است که تشخص هرشاعر را نه مضمون شعر او، بل‌که چگونه سرودن او پدید می‌آورد. شاعر با تشخص و فردیت آفرینشی خود است که شناخته می‌شود که بعداً این فردیت و تشخص آفرینشی می‌رود تا با شعرجهان بپیوندد. همه شاعران شعر می‌سرایند؛ اما این چگونه سرودن است که شاعران را از هم جدا می‌سازد حتا در یک زبان  مشخص نیز چنین است.

از یک جهت محتوای شعر پای‌داری خود محتوای جهانی است برای آن که آزادی خواهی، مبارزه برای عدالت اجتماعی، دفاع از ارزش‌های انسانی، دفاع از حق، برابری و عشق به انسان از دغدغه‌های همیشه‌گی انسان در درازای تاریخ بوده است. مقاومت در برابر متجاوز خود بزرگ‌ترین مفهوم جهانی است. برای آن که هیچ قوم و ملتی در جهان نمی‌خواهد در زیر چتر سیاه استبداد بیگانه زنده‌گی کند؛ بل‌که هر قومی و ملتی می‌خواهد آسمان کشورش پروازگاه سیمرغ آزادی باشد و دریاهای سرزمین‌اش سمفونی همیشه‌جاری آزادی را تکرار کند. مهم این است که باید بتواند تا مفاهیم آزادی و آزادی‌خواهی مردمان اش را آن گونه بیان کند که این مفاهیم از حوزه ملی او بیرون شده و با مفاهیم جهانی آزادی و آزادی خواهی بپیوند.
شعر فلسطین تنها از آن جهت با ادبیات جهان نپیوسته که دارای محتوای شعر پای‌داری و مبارزه بر ضد تجاوز صیهونیزم است؛ بل‌که این محتوا توانسته است، با ارائه‌های ادبی، زبان و فرم هنری خاص خود با شعر جهان پیوند پیدا کند. شاعر شعر پای‌داری باید به چنین چیز‌هایی توجه داشته باشد. درغیر آن عمر شعر او با گذشت روی‌دادها حتا در سرزمین خودش و پیش از خاموشی خودش به پایان می‌رسد.

 

 

 

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید