جنبش مشروطيت و شعر پاي‌داري

پرتو نادری / بخش دوم

. . .  حبيب‌الله خان درحالي معاهدة خال را امضاکرد و بر معاهدة ديورند مهر تاييد گذاشت که گذشته از شماري بلند پايه‌گان دربار، روشن‌فکران، مشروطه‌خواهان و رده‌هاي گوناگون مردم، انتظار داشتند تا امير براي رسيدن به استقلال سياسي افغانستان گام‌هاي کاري به پيش بردارد تا افغانستان سياست خارجي خود را خود در دست گيرد. اين امر سبب شد تا مشروطه‌خواهان بيش‌تر از گذشته روي سياست‌هاي آزادي‌خواهانه و تحول‌طلبانة خود پافشاري کنند و امير را به مانند عبدالرحمان خان يک شاه وابسته تلقي کنند.

ظاهراً حبيب‌الله درآغاز علاقه نداشت تا به مانند پدرسيماي ديکتاتورانه‌يي از خود نشان دهد. چنان که بنا بر موافقت او به سال (1906) نشريه سراج الاخبار افغانستان به نشرات آعاز کرد که گفته مي‌‌شود مولوي عبدالرووف قندهاري نگارندة مسوول آن بود. ظاهراً نشرات آن پس از شمارة نخست متوقف شد. شماري از کارشناسان بر اين باور اند که اميرحبيب‌الله زير فشار حکومت هند بريتانيايي دستوربه قطع نشرات سراج الاخبار افغانستان داد.

با اين‌حال برخي از پژوهش‌گران عرصة تاريخ و روز‌نامه‌نگاري افغانستان در پيوند به واقعيت نشرية سراج الاخبار افغانستان ابراز ترديد کرده و حتا شماري هم گفته اند که اساساً نشريه‌يي به نام سراج الاخبار افغانستان در مطبوعات کشور وجود نداشته است. همان‌گونه که نشريه‌يي به نام « کابل» در زمان شيرعلي خان نيز پاية واقعي ندارد. استاد کاظم آهنگ باري درگفت و گو‌يي که براي راديوي بي بي سي با او داشتم،گفت: نشرية کابل افسانه‌يي بيش نيست!

پرسش اين‌جاست که مولوي عبدالرووف،خود از وابسته‌گان دربار بود، مورد اعتماد امير حبيب‌الله و برخوردار از امتيازات درباري،چگونه ممکن است که يک چنين شخصيتي برخيزد و در نخستين شماره چنان نوشته‌هايي را به نشر رساندکه حتا خشم انگليس را هم بر انگيزد. هيچ گاهي گفته نشده است که کدام نوشته در سراج الاخبار يک چنين ماجرايي را پديد آورد!

پرفيسور رسول رهين در پيوند به واقعيت سراج الاخبار افغانستان،نوشته است: « حتا در تاريخ مختصر افغانستان تاليف مرحوم پوهاند عبدالحي حبيبي از نشر جريدة سراج الاخبار افغانستان ذکري به عمل نيامده. مرحوم حبيبي جريدة سراج الاخبار افغانيه را تنها جريدة منتشرة عصر امير حبيب‌الله خان نوشته اند. حال آن که مرحوم حبيبي خود راوي دست اول سند سراج الاخبار افغانستان و مالک تنها نسخة موجود و منحصر به فرد جريدة سراج الاخبار افغانستان بوده اند. او مي‌توانست در کتاب خود ” تاريخ مختصر افغانستان” سراج الاخبار افغانستان را به حيث اولين نشرية دوران زمام داري امير حبيب‌الله خان معرفي کند نه سراج الاخبار افغانيه را.»

تاريخ مطبوعات افغانستان از سراج الاخبار تا جمهوريت،
ص 116-117.

سراج الاخبار افغانيه را محمود طرزي با موافقت دربار در 1911 پايه‌گذاري کرد، در اين نشريه هيچ‌گاهي اشاره‌يي بر اين امر ديده نمي‌‌شود که پيش از اين در زمان حبيب‌الله نشرية ديگر نيز وجود داشته است. اين در حالي است که مولوي عبدالرووف خود يکي از همکاران سراج الاخبار افغانيه بود. گذشته ازين زماني که مولوي عبدالرووف درگذشت و محمود طرزي در مراسم خاک سپاري او سخن‌راني کرد، او در اين سخن‌راني در پيوند به خدمت‌هاي علمي و فرهنگي مولوي عبدالرووف اشاره‌يي به اين امر ندارد که او پايه‌گذار نخستين نشريه در سلطنت حبيب‌الله است. اين بيانية محمود طرزي در سراج الاخبار افغانيه نشر شده است. دوستاني که علاقه دارند، تا اين مسأله بيش‌تر دنبال کنند، مي‌توانند به تاريخ مطبوعات افغانستان از سراج الاخبار تا جمهوريت، نوشتة پرفيسور رسول رهين برگردند.

به هرصورت امير حبيب‌الله اجراي يک رشته برنامه اجتماعي و فرهنگي را روي دست گرفت. چنان که به سال  1903 مکتب حبيبيه پايه‌گذاري شد که به قول غبار شش شاخة ابتدايي اين ليسه در ساير نقاط شهر کابل زير نظر ” انجمن معارف” فعاليت مي‌کردند. به همين‌گونه به سال 1909 مکتب حربيه در کابل گشوده شد که سه شاخة کوچک‌تر نيز داشته است. پرورش‌گاه کودکان يتيم در کابل پايه‌گذاري شد. کار پايه‌گذاري فابريکه برق جبل‌السراج در 1907 آغاز شد که به سال 1919 شهر کابل را چراغان ساخت. شفاخانه‌هاي ملکي و نظامي ايجاد شدند. شبکه مخابراتي توسعه يافت. توسعة سرک‌هاي موتر رو  و ساختمان پل‌ها کابل را با شماري از ولايت کشور پيوند داد. در کابل و شماري از ولايت ها کاخ‌هاي دولتي ساخته شدند. با پايه‌گذاري يک مجلس مختصر قانون گذاري نظام‌نامه‌هاي تدوين گرديدند. چاپ‌خانه‌هاي سراج الاخبار و مصطفاي زمينه پيدايي مطبوعات در کشور فراهم گرديد.

ادامه دارد. . .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید