فقر و تنگ‌دستی، کودکان را مجبور ساخته کارهای شاق انجام دهند

۱۸ سال پس از سقوط  رژیم طالبانی در افغانستان و با سرازیر شدن میلیاردها دالر، شهروندان این کشور اما با فقر شدید دست و پنجه نرم می‌کنند. بسیاری از مردم به کودکان‌شان نیاز دارند و آن‌ها را در سنین بسیار پایین با خود به سرکار می‌برند و به این ترتیب زنجیره فقر ادامه پیدا می‌کند.

هر روز پیش از طلوع خورشید، کامران ۱۰ ساله با پدر و دیگر بسته‌گانش به سرکار می‌رود. آن‌ها در یک فابریکه تولید خشت کار می‌کنند که در حومه شهر کابل موقعیت دارد.

مانند بسیاری از کودکان افغانستان، مکتب برای خانواده او یک چیز تجملی است که دیگر نمی‌توانند از عهده مصارف آن برآیند.

پدرش عتیق الله، از خانواده هشت نفره‌اش و شمار زیادی از خواهران، برادران، برادرزاده‌ها و خواهرزاده‌هایش حمایت می‌کند. یکی از کاکاهای کامران در بستربیماری است و دیگری فوت کرده است.

عتیق الله می‌گوید: «فرزندان من صبح زود از خواب برمی خیزند و پس از نماز صبح فورا برای کار به این جا می آیند.  آن ها دیگر وقت مکتب رفتن ندارند».

او می‌افزاید: «در این شرایط اگر آدم کار نکند، نمی تواند زنده بماند.»

از زمانی که ایالات متحده امریکا و متحدانش برای سرنگونی رژیم طالبان وارد افغانستان شدند، ۱۸ سال گذشته است. آن‌ها از آن زمان تاکنون میلیاردها دالر به این کشور کمک کرده اند. اما بیش‌تر این مبالغ هدر رفته و مردم عادی بهره ای از آن نبرده اند. نشانه‌های فقر و تنگ‌دستی همه جا مشهود است. کودکانی را می‌توان در جاده‌ها دید که به گدایی مشغول اند و خانواده‌هایی را که به همراه کودکان پنج یا شش ساله شان در گرمای سوزان تابستان در کوره‌های خشت پزی کار می‌کنند.

خانواده عتیق الله از ولایت ننگرهار هستند که بیش‌تر بخش‌های این ولایت گروه طالبان و داعش در کنترل دارند.  این دو گروه در سال‌های اخیر به شدت با یک‌دیگر درگیر بوده اند.

صاحبان فابریکه‌های خشت پزی به روستاها سفر می‌کنند و به مردم برای پوره کردن نیازهای ابتدایی شان پیشنهاد قرضه می‌دهند. بعدآ آن‌ها خانواده‌ها را مجبور می‌کنند که در قبال این قرضه در طول ماه‌های تابستان برای‌شان کار کنند. کارگران می‌گویند که یک خانواده ۱۰ نفری ۱۲ تا ۱۸ دالر در روز کمایی می کند و میزان درآمد آن ها به نیروی تولیدشان بسته‌گی دارد.

شبهم چودری که اخیرا یک دوره سه ساله به عنوان مدیربانک جهانی در افغانستان را پشت سر گذاشته است، به این باور است که بیش از نیمی از مردم افغانستان زنده‌گی شان را با کمتر از یک دالر در روز تامین می کنند.

او گفته است: «فقر در افغانستان بیداد می‌کند و بیش‌تر شهروندان افغانستان زیر خط فقر و تنگ‌دستی زنده‌گی می‌کنند.»

براساس گزارش سازمان ملل متحد، بیش از ۲ میلیون کودک ا بین سنین ۶ تا ۱۴ سال در افغانستان به انجام کارهای شاق و طاقت فرسآ مجبور می‌شوند.

قوانین مربوط به کار کودکان در افغانستان به ندرت اجرایی می‌شوند. به خصوص در مناطق روستایی از کار کودکان جلوگیری نمی‌شود.

رشد اقتصادی افغانستان در سال گذشته به ۲ درصد رسید که در آسیای جنوبی پایین ترین میزان است. تداوم منازعه، خشک‌سالی و فساد مالی گسترده در اداره‌های حکومتی از عوامل خوانده می‌شوند که جلو رشد اقتصاد افغانستان را گرفته است. سازمان شفافیت بین‌الملل افغانستان را یکی از فاسدترین کشورهای جهان خوانده است.

بیش‌ترین میزان کمک‌های بین‌الملی به دست جنگ سالاران پیشین افتاد که در محوطه‌های محصور شده به سر می‌برند، با همراهی کاروان‌های موتری به گشت و گذار مشغولند و دارایی‌شان را در کشورهای خلیج جابه جا کرده اند.

فقر گسترده و خشم نسبت به قشر نخبه افغانستان بر شدت منازعه و شمار جنگ‌جویان طالبان افزوده که اکنون به طور موثر کنترل یا نفوذ بر حدود نیمی از این کشور را در دست دارند.

گروه طالبان در شش ماه گذشته هفت دور با ایالات متحده امریکا گفت‌وگو کردند. هدف آن‌ها کسب توافق بر سر خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.

بر بنیاد گزارش بانک جهانی که در این هفته نشر شد، توافق سیاسی با گروه طالبان می‌تواند به تقویت اقتصاد منجر شود و کارگران متخصص از کشورهای دیگر و سرمایه‌ها را به بازگشت تشویق کند. اما این امیدواری فقط در صورت بهبود وضعیت امنیتی قابل تحقق است.

در این گزارش به نقل از هنری کرالی، مدیر کنونی بانک جهانی در افغانستان آمده است: «رشد سریع فقط زمانی ممکن است که وضعیت امنیتی بهبود یابد. به این منظور باید حکومتی سرکار بیاید که برای توسعه بخش خصوصی تلاش کند، حقوق سرمایه گذاران را محترم بشمارد و موفقیت‌هایی را که افغانستان به آن در طول دو دهه گذشته و در زمینه تثبیت نهادهای حکومتی قوی و بی‌طرف دست یافته، حفظ کند.»

جان آقا، مرد ۶۵ ساله که در کنار خانواده عتیق الله در کوره‌های خشت پزی به کار مشغول است، امید چندانی نسبت به آینده ندارد. او، بیش از ۳۰ سال است که برای بازپرداخت قرضه‌هایش به کارهای شاق مشغول است و ۲۰ سال از آن را به عنوان آواره در پاکستان گذرانده است.

پسرش مدتی است که به اوپیوسته است و جان آقا انتظار دارد که نواسه‌ها و کواسه هایش هم همین کار را بکنند.

او، می‌گوید: «ما همیشه راجع به آینده مان فکر می‌کنیم و نمی‌دانیم که چه مدتی می‌توانیم با چنین مشکلات اقتصادی این زنده‌گی را تحمل کنیم. کی قادر خواهیم بود زنده‌گی خودمان را داشته باشیم و در آزادی نفس بکشیم؟ ما در حال حاضر مانند برده زنده‌گی می‌کنیم.»

دویچه‌وله

اشتراک گذاری:

نظر بدهید