ملت بد اقبال افغانستان؛ تا چه وقت در سيلاب خون شناور باشد؟

اوراق تاريخ شاهد آن است که ملت و کشور افغانستان از 4 دهه به اين طرف در نتيجه تجاوزات ظالمانه نظامي و مداخلات بيشرمانة کشورهاي استعماري و امپرياليستي شرقي و غربي در شعله هاي جنگ هاي استمراري سوخته و مي سوزند.
از 17 سال قبل کشورهاي مداخله گر غربي در تباني و همسويي با ايادي هاي پروتوکولي و مهره هاي سوخته و وابسته به شبکه هاي بدنام اجنتوري شان مفکوره هاي مسموم کنندة کانسرواتيزم سياسي، سيپاررتيزم، توتاليتاريزم و انديشه هاي لجام گسيخته فراکسيونيزم، اسکاپيزم و اونتوريزم سياسي را با شيوه هاي ماک کارتيزم و اسکاپيزم در افکار توده هاي مظلوم و اقشار مختلفه محروم ملت بخت برگشته افغانستان با مهارتهاي ويژه القاح، تداعي و تزريق نموده مي روند.
زمامـــــــــــداران، تيوريسنان استراتيژيســــــتان و سياستمداران کشورهاي استعماري غربي به سردمداري امريکاي جهانخوار جهت حفظ منافع ملي و مصالح منطقوي و جهاني شان، مهره هاي سوخته، چهره هاي سر سپرده، عناصر سوگند خورده، افراد وابسته و دوتابعيتة افغان تباران خود را همه وقت بدون وقفه به عناوين مختلفه بر کرسي هاي کليدي عاليه دولتي افغانستان با اختيارات ويژه، صلاحيت هاي فراقانوني و مطلق العناني نصب و ولدنگ کرده مي روند که البته سردمداران، اربابان و جيره خواران حکومت وحدت ملي ساخت جان کري، افغانستان از اين امر مستثنا شده نمي توانند.
اگر گزينش زمامدار، اگر نصب حکمروايان و اگر ولدنگ کردن زعامت بر اريکة قدرت سياسي افغانستان زير عنوان منافع ملي و تحت نام مصلحت انديشي سياسي در حيطه قدرت، ديکتات و صلاحيت سردمداران قصر سفيد امريکا و کشورهاي استعماري غربي باشد؟ اين بدان به معنا است که مملکت افغانستان بدون شک و ترديد به مثابه يک کشور پروتکتورات و وابسته! و حکومت غير قانوني و دوسره وحدت ملي به منزله يک دولت کاپيتولاسيون با ظواهر فريبنده در سطح منطقه و در مقياس جهاني شناخته و محاسبه مي شود، لاغير.
به تعبير برهنه تر، کشور بخت برگشته و استعمار زده افغانستان به مثابه قمر به دور مدار و محور کشور امريکا و کشورهاي غربي هميشه در چرخش است.
از مدت 17 سال به صورت عام و از دونيم سال به طور خاص شماري از چهره هاي فاسد مسخ شده، فيگورهاي مشکوک ما سک پوشيده و مهره هاي بدنام شناخته شده اعم از گروه هاي ماجراجوي جنگ سالاران و غرب سالاران به مثابه دايناسورها و اختاپوت ها و گرسنه که مظهر کليه تفرقه اندازي هاي قومي، لساني، مذهبي، مبتکر غارتگري و اختلاسگري اموال و دارايي هاي ملي، ممثل قانون شکني، معرف بيگانه مداري، معمار ديکتاتوري و عامل بدنامي در نظام گذشته و فعليه بوده اند، در حالي که شماري از آن ها داغ هاي (محکوميت، جنايت و خيانت) را بر جبين هاي شان دارند و عليرغم آن به صورت انحصاري، فراقانوني و مواروثي در کرسي هاي محوري قدرت دولتي افغانستان شکم انداخته اند و سرنوشت اين ملت خواب برده و نگون بخت را به زعم خود و به دستان پليد شان رقم زده مي روند.
متأسفانه از هفده سال به اين طرف از تمام گوشه و کنار کشور فقط بوي خون و شرارت به مشام ميرسد.
سردمداران انتصابي حکومت غير قانوني وحدت ملي (اشرف غني و عبدالله) در برابر ملت افغانستان پاسخ ارائه نمايند که:
تا چه هنگام و تا کدام زمان ملت گرسنه و به خون خفته افغانستان در يک اتموسفير غبارآلود و ظلماني سياسي، در باتلاق عميق فساد گسترده مالي و اداري، درگرداب کثيف اعتياد به مواد مخدر افيوني، در بيکاري، گرسنگي و فقر اقتصادي، در درياي متلاطم قانون شکني و بي عدالتي و درسيلاب مهيب خون وابسته گان، فرزندان و عزيزان شان شناور و غوطه ور باشند؟ آيا خردمندانه، هوشمندانه و عادلانه است که سردمداران قواي مجريه و مقننة ناتوان حکومت فاقد کفايت وحدت ملي به مثابه بازيگران آماتور سياسي، با ايراد بيانيه هاي ميان تهي بدون وقفة شان و با سخنرانيهاي تکراري و بيهودة شان افکار خيلي ها نگران و اذهان فوقالعاده پريشان ملت آغشته به خون و بخت برگشته افغانستان را مذبوحانه تخدير نموده بروند؟
گر ولي اين است، لعنت بر ولي
کار شيطان مي کند، نامش ولي!
سوال برانگيز است که حکمروايان، سردمداران و زمامداران دونيم دهه گذشته افغانستان، حکمرانان و زمامداران نظام هاي سياسي قبلي افغانستان را با روحية کينه توزياي که دارند به بدي و بي حرمتي ياد مي کنند، د رحالي که زمامداران، حکمروايان و دولتمداران سابقه افغانستان عيوب و نواقص و هر کمي و کاستي که داشتند علي رغم آن رفاهيت، آرامي، معيشت، خدمت، خوشي و سعادت ملت افغان را د رمحراق و مرکز توجه جدي شان قرار داده بودند.
به اين مفهوم که ارائه، عرضه و توزيع کليه خدمات ضروري اجتماعي منجمله کوپون مواد ارتزاقي و اپارتمان هاي مکروريان ها بدون درنظرداشت موقف دولتي و اجتماعي اشخاص براي کليه اقشار و طبقات ملت افغانستان به صورت يک سان و رايگان بود.
در مطابقت به پاليسي هاي هدفمندانه، خردمندانه، خيرخواهانه و بهي خواهانه دولت هاي وقت، تمامي خدمات عام المنفعه، سبسائيدي مي شد. زمامداران ودولتمردان نظام هاي سياسي سابقه افغانستان در بيداري وجدان و تجلي نور ايمان که داشتند املاک دولتي و دارايي هاي ملي را هرگز به هيچ فردي، هيچ مقامي، به خصوص براي خانوادهها و وابسته گان شان رايگان توزيع نمي کردند. بل اموال و دارايي هاي دولتي را مانند مردمک چشمان شان حفاظت وصيانت مي کردند.
نه تنها اسعار معتبر خارجي را از مملکت خارج و در حسابات شخصي شان در بانک هاي کشورهاي خارجي انتقال و واريز نمي کردند، بلکه حاتم بخشي غير قانوني اموال وداراييهاي ملي را خيانت به ملت تلقي مي کردند. اما بدبختانه از هفده سال به اين طرف سردمداران و حکمروايان قانون شکن و بيگانه مدار افغانستان هزارها جريب زمين هاي دولتي و ميلياردها دالرامريکايي را با صدور فرامين غير قانوني شان به وابستهگان، به دل و تپل و حواريون شان هديه داده اند.
آيا جاي خجالت و شرمساري نيست که سردمداران، اربابان و تيکه داران پارلمان انتصابي وغير قانوني افغانستان از خون ملت گرسنه زنده گي فرعوني مي نمايند.
يکي از بزرگترين، شرم آور ترين و دردناک ترين مظاهر ضعف شديد مديريتي و ناکامي هاي عديده کاري سردمداران افسانوي حکومت دوسره وحدت ملي اشرف غني و عبدالله در اين نکته نهفته و مضمر است که گفتارهاي اغراق آميز و پرطمطراق، هذيان گونه و بيمارگونه آن ها با کردار و عمل شان به کلي در تضاد و تقابل است. ملتفت بايد بود که بي عدالتي را به ادله غير منطقي توجيه کردن در حقيقت بي وجداني را متجلي ساختن است.
از دونيم سال به اين طرف، خودمحوري، يکه تازي، خودکامهگي اشرف غني، دموکراسي نيم بند را خفه کرده و ديکتاتوري مشدده امير عبدالرحمان خاني را در افغانستان احيا و زنده ساخته است. امروز در زير چتر منحوسه حکومت غير قانوني وحدت ملي، باطل نقاب حق برچهره کشيده و اراده ملي فداي علايق مطلق گرايي گرديده، انتظارات ملت گرسنه افغانستان به خاک سياه مبدل شده و اضطراب سياسي برچهره هاي شهروندان افغانستان مستولي شده است.
موازي به آن، در نتيجه ضعف بصيرت عقلاني و عدم جهش بزرگ فکري سردمداران و اربابان تحميلي حکومت دو سره وحدت ملي سرزمين قهرمان خيز افغانستان به فوکل پاينت ، تخته خيز، پلاتفارم و به ميادين نبرد ودرگيري هاي خانمانسوز جنگ هاي استمراري نيابتي کشورهاي امپرياليستي غربي و کشورهاي قدرتمند و آزمند شرقي مبدل شده و همه روزه بدون وقفه از ريختاندن خون هاي افغان مظلوم و بيگناه در هر طرف جوي ها وسيلاب خون روان است.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید