تمرين سياسي اپوزيسيون در ايجاد ايتلافها!

بيش ازيك قرن است كه افغانستان قرباني توطئه و رقابت هاي مستقيم استعمارگران سرخ وسيا است،شكست اين دوقدرت استعماري وبيرون راندن تحقيرآميزشان توسط مبارزات قهرمانانه مردم ا فغانستان خط زرين درتاريخ پرافتخارثبت گرديده است. مبارزات آزادي بخش، نه تنهادرقلب آسيا، بلكه درنيم قارة هند، توسط پيشگامان عرصة نبردحق عليه باطل ازجمله؛بيدارگرشرق سيدجمال الدين افغان وسكا نداران جنبش مشروطه خواهان وهزاران انديشمند ملي؛ اين پيام آوران راستين و آزادي دوست كشور به راه افتيد. از آن تاريخ تااكنون اين دوقدرت استعماري يكي از شمال از آدرس ايدئولوژي اعتباري وقراردادي کمونيزم وديگري ازجنوب و بعضاً از غرب كشور توسط مزدوران استعمار در لباس مذهب بابراه انداختن كودتاها زمينة مداخله را مساعد ساختند؛ براي گرفتن انتقام درپي ايجادوتربيه ستون پنجم درافغانستان شدند، دستهاي از آستين ايران و پاكستان، اين(بازي بزرگ) را به راه انداختند.
مخالفان امروز حکومت افغانستان؛ به نام اپوزيسيون درايجاد ايتلاف ها، راه گم كردهاي اند كه بي هد ف در از بين بردن ارزشهاي اسلامي و ملي، فرهنگي ، اجتماعي و نهايتاً در پي تضعيف وحدت ملي تلاش مي كنند. اپوزيسيون داخلي چنان كه در اكثرنشرات بي برنامه گي وعدم ثبات سياسي در ايتلافهاي نيم بند و دمدمي مزاج ديده ميشود و روز تا روز در اپوزيسيون كثرت اختلافات وانشعابات زيادديده مي شود. در حالي كه اپوزيسيون تااكنون خصوصاً درين سه دهه اخير، جايگاه خود را در جامعه افغانستان، بادرنظرداشت سه دهه جنگ تثبيت نكرده اند و هنوزكه هنوزاست، اپوزيسيون درداخل تشكيلات دولت حضور فعال دارند؛ به عوض اينکه طرح وبرنامه اقتصادي براي دولت ارايه کنند، روي تقسيم غنايم جنگي وتقسيم اشغال پست هاي دولتي به صورت سهميه بندي و حزبي و تبارگرايي درحال چانه زني هستند و ادعا دارند که غنايم جنگي به ما که فاتح نبرد بوديم تعلق مي گيرد و از طريق اداره اصلاحات اداري هرگروه براي خود نفركشي واعتبارجناحي كمايي مي كنند. در دانش سياسي ازاپوزيسيون که در چتر ايتلافها گردهم مي آيند چنين برداشت مي شود كه: هرگاه نقطه نظرا ت وديدگاهها و موضعگيري كه گروه،سازمان،حزب، باكاركردبرنامة سياسي اپوزيسيون باحاكميت برسراقتدارهمخواني وهمسويي نداشته باشد و در بسياري ازمواردومواقع درست باهم درتضاد مطلق هستند. ويابه عبارت ديگر اپوزيسيون به كسي وياگروهي گفته ميشودكه افكار وبرنامه سياسي، اقتصادي و عملكرد مترقي ترغيرازحكومت داشته باشند. باوظيفه خطير سياسي اي كه اپوزيسيون درپارلمان وياخارج ازآن دارد وتلاش مي كنند تا در تبديل خودبه حيث يك الترناتيف، برتر و بلندپروازانه ترازحكومت وقت داشته باشند،ولي درارزيابي هاي كه ازطرف تحليلگران سياسي ومردم عام،نسبت به عملكرد و چگونگي فعاليت هاي سياسي مخالفان سياسي دولت که درايتلافها صورت مي گيرد، با تأسف كالاي كه ازنظركميت وكيفيت به بازارسياست به معرض نمايش گذاشته ويافروخته باشند،نه تنهاچندان بازتاب مثبت نداشته؛ بلكه در تئوري وعمل، ناتواني اپوزيسيون درقالب ايتلاف ها قابل محسوس است،امادرمقابل آنچه براي مردم به اثبات رسيد كه يكي ازمحورهاي قدرت نظام برسراقتدارراهمين اپوزيسيون واعضاي ناهمگون همين ايتلاف که تا زه حرکات نمايشي از خود به نمايش گذاشته است تشكيل ميدهند، شاهدمدعاي ماهمين تركيب نامتجانسي است كه گاهي درداخل نظام وگاهي به شكل نوبتي دربيرون ازحاكميت تمرين مخالفت بادولت رابه خاطرگرفتن امتيازوباجگيري درميزهاي گرد و يا در روزنامههاصرف به افشاگري قناعت وبسنده كرده اند؛ درحالي كه نقش پيگير تر و بااهميتتر اپوزيسيون در كشورهاي رشدنيافته ويادرحا ل رشد، چون افغانستان كه درحال گذارازسنت گرايي به عصرعقلانيت و آگاهي و مدرنيته، از ديكتاتوري به اصطلاح به سوي دموكراسي مي باشد، به مراتب مشكل تر و نهايت حساس ترودرعين زمان هشيارانه تر،بابرنامه ومرزبندي غيرجانبدارانه تنظيمي، سمتي و تبارگرايي به صورت مشخص و شفاف در بسياري مواقع از خود گذشتهگي مي طلبد؛ بايد در عمل باور مردم را به دست مي آوردند؛ ولي با تأسف که درين مورد ناتواني شان در عمل به مشاهده رسيد و نهايتاً کوتاه آمدند!
اپوزيسيون باداشتن عزم راسخ مثبت، مفيد وظرفيت سياسي وكارآمدي لازم نه سياهي لشكرونمادين؛براي تغيير و تحول، نوآوري و هدايت گري، نه به شكل تقليد ودكته ازهمسايگان كه طينت زشت وشيطنت هاي شان را به حق اقوام باهم برادرمارواداشتند و از محك آزمايش گذشته اند،آمادة هرنوع کار زار باشند و نبايد اشتباهات گذشته تكرار شود، تكرار اشتباه اپوزيسيون ديروزونخواستن معذرت از مردم؛ نشود در وجود اپوزيسيون امروز دولت، تکرار تاريخ باشد. جدي گرفتن بارمسؤوليتي كه خود اپوزيسيون داوطلبانه آن را پذيرفته ويانا خواسته وادار به پذيرش آن شده است، نه تنها تحليل درست و همه جانبه از عملكرد حاكميت، بلكه از همه مهمتر از مراحل تكامل تاريخي وشرايط گوناگون سياسي جامعه خود و تحولاتي كه در منطقه و جهان امروز و فردا در حال تشكل است؛ايجا ب اتخاذ روش صادقانه، سياست دقيق با چشم آينده نگر،با بينش علمي روشنگرانه و راهبردي، پايبندي به وحدت وهمبستگي ملي، استقلال و تماميت ارضي و منافع علياي کشور، صداقت در گفتار و كردار، سلامتي در افكار سياسي، تعيين سرنوشت خود را در اين مقطع زماني بينهايت حساس؛ در كنار ساير كشورها به دست خود تعيين كنند و به كشورهاي منطقه وجهان يكبار ديگر به اثبات برسانيم كه با اين همه مصيبت ها و مداخلات كشورهاي همسايه بازهم اين ملت زنده است وقادراست تابه پاي خود ايستاد شوند.
اپوزيسيون درکشورهاي غربي ودموکراتيک نيروهايي هستندکه ازطريق پارلمان درانتخابات حضورفعال دارند و به طور علني وآزادانه به مقابل دولت حاکم فعاليت مي کنند، ولي درکشورهاي عقب نگهداشته شده و به تعبير استعمارگران (جهان سومي ها)؛ مفهوم اپوزيسيون نه تنها، از آن ويژهگيها برخوردار نيستند، بلکه کينه توزيها و حسادت ها موجبات مرز بنديهاي جديدکه عملاً وحدت ملي راخدشهدار ميسازد؛ اين تجربه تلخ و ناگوار را در يکصد سال اخير در افغانستان در هر مقطع زماني،عملکردمخالفين باعث تداوم نظامهاي مستبد و خودخواه تجربه شده است. طيف متنوع و وسيع اپوزيسيون ديروز و امروز نظام هاي بر سر اقتدار افغانستان، از زواياي مختلف مورد بحث وتقسيم بندي تحليلگران داخلي وخارجي قرارگرفته، قسماً واقعگرايانه و بعضاً تنگ نظرانه و با تعصب ادامه دادهاند، ولي تاريخ روشنگري وروشنفکري درافغانستان اين حقيقت را در کشورما به اثبات رسانيده است که فضاي انتقاد از مبارزان سياسي، به عوض اينکه جنبة تعميري داشته باشد؛ جنبه هاي تخريبي و ترور شخصيتي آن زياد تر به مشاهده رسيده است.
موقف وجايگاه اپوزيسيون دربسترمبارزات سياسي در يکصد سال اخيرخصوصاًدردوره سلطنت شاه ترقي خواه وآزادي دوست اميرامان الله، برجسته وجهت مبارزه هدفمند شد، اصطلاح چپ وراست، از زاويه ايدئولوژي؛ مذهبي و سکولار، حتا از نظرتاکتيکي، ميانه رو و تندرو و البته هرکدام از نظر طبقاتي درجنبش مشروطه خواهان به شکلي ازاشکال درمبارزات سياسي عليه نظامهاي مستبد، نه تنهادرداخل کشور، بلکه ماوراي سرحدات به حيث جرقه هاي آتش افروزبراي کسب آزادي ونجات از يوغ استعمارگران؛ قابل استفاده وروزتا روزبه حيث رهنمودوالگوبراي کشورهاي منطقه قرارگرفت. اما در حال حاضر، اپوزيسيون افغا نستان به تفکيک چپ وياراست، يامذهبي وغيرمذهبي، تندرو و ميانهرو، قابل تقسيم بندي شده ميتواند.
مخالفين ويابه اصطلاح امروزي (اپوزيسيون) نظام سياسي افغانستان چه درداخل وياخارج ضعف هاي خودرادارندودرهمچواوضاع واحوال سرنوشت ساز؛هنوزدرمرحله تمرين سيا سي قرار دارند که بررسي آن ها از حوصله اين نوشته نه ازنظرعاطفي ونه اخلاقي ميسراست؛چراتوهم هاي زيادي وجود دارد و بسياري واقعيت هاوسختي هاي زندهگي فعلي مردم مادرافغانستان و کار در خارج و مشکلات روزمره اي که هموطنان مابه آن روبروهستند،بدون شک ازصلاحيت وتوانمندي آن ها به اين موقف امروزي که ا پوزيسيون دارند،اميدي براي رهايي ازين مصيبت هاکمترمي توان داشت؛چه روش مبارزه که اين مخالفين درداخل وياخارج درپيش گرفته اند،راهيست که به ترکستان منتهي مي شود!
سوال اينجاست که آيا روشنفکران ملي، به اين فکرشده اندکه از توانمندي هاي وضع موجودبه حيث نيروي محرکه در راه نجات وطن متحدعمل کنند؟ از اوضاع امروزچنين برداشت مي شودکه وزنه نامتعادل جريان دارد، از يک سو مداخلات کشورهاي همسايه، ازسوي ديگر بار سنگين مسؤوليت ملي به خاطر نجات وطن ازاين بحرانات به وجود آمدة داخلي وخارجي روي شانهاي زخمي مردم ماسنگيني مي کند و از طرف ديگرناتواني اپوزيسيون درمقابل بيداري ملت وتلاش براي رسيدن به قدرت، ناديده گرفتن منافع علياي کشور، هرگز جوابگوي امواج توفنده جديدتهاجم ومداخلات بيگانهگان با اين وضع منفعلانهاي که اپوزيسيون اتخاذکرده اند، جاي نگراني است.ايجاد يک اپوزيسيون وتشکيل يک ايتلاف واقعي براي رودررو جدي با حکومت که بعدازانتخابات سال1396 به وجود مي آيد؛ به خاطر استقرار يک رژيم جد يدمبتني بردموکراسي و حفظ ارزشهاي اسلامي وملي و حقوق بشردرافغانستان،ايجاب نزديکي وهمسويي و همدلي نيروهاي مخالف حکومت برسراقتداررامي نمايد. چه درشرايط امروزي احزابي تااکنون به مفهوم واقعي وعلمي آن ايجاد نشده است و هيچ جريان سياسي به تنهايي نمي تواند حکومت را از فساد اداري که امروز جريان دارد مانع و به چالش بکشاند؟! براي ايجاد يک اداره سالم تنها مجموعهاي از جريانات سياسي ميتواند شرايطي را به وجود آورند که بابرقراري ارتباط نزديک باجامعه مدني افغانستان که تازه درحالت شکل وسازماندهي است، بادرنطرداشت خواسته هاي مشخص وملموس آن،درمقابل فساداداري، مبارزه عليه موادمخدر و اصلاحات ا داري؛خارج از (اداره اصلاحات اداري موجود) که موجب فساداداري وتبارگرايي وبحران اجتماعي و بيکاري را در گذشته موجب شده بود؛به مقابله برخيزند. اگرچه پرواضح است که نمي توان انتظارداشت که تمامي جريانات سياسي با اين تشتت فکري و عدم همآهنگي؛ در چنين جبهات حاد عملي شرکت داشته باشند! خردمندان ملي وروشنگران متعهدکشور،اين ميراث خواران فرهنگي باعظمت و با فضيلت که زماني به نام سرزمين آرياناي کهن ومهدانديشمندان منطقه وجهان بود و امروز به نام افغانستان ياد مي شود، بايد تا دير نشده در احياي مجدد آن درفکرچاره جويي ،ماوراي صلاحيت نظامهاي بي تفاوت گذشته وامروزدست به کار شد؛چه امروزدرجه ويراني وطن دستخوش اغتشاش،تزويرورياواحياناًنابودي است؛مارابه قيام ملي درامرمبارزه فرهنگي مي طلبد.
قولي از ناپليون داريم که گفته بود: ((جهان را آدمهاي بد ويران ساخته اند؛ نه به خاطر اينکه آدمهاي بد وجود دارد، بلکه خطر از آنجا ناشي مي شودکه آدم هاي خوب سکوت کردهاند.))!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید