تا زمانی که “تیکه‌داران قوم و مذهب” بر سونوشت مردم حاکم اند، تامین صلح بعید است!

احمد سعیدی

با آن که جنگ متداوم طی چهل سال گذشته همه چیز را در افغانستان آسیب جدی زده؛ زیربناها را ویران کرده، روح روان انسان‌های این سرزمین  را بیمار و افسرده ساخته و زنده‌گی را برای شهروندان این کشور به جهنم مبدل ساخته است، اما هنوز هم سیاسیون تشنه قدرت، به دهل خود می‌نوازند و در تلاش اند، تا برای مردم سرنوشت بنویسند و منافع خود را تامین نمایند. 

**********

افغانستان چهل است که در آتش جنگ می‌سوزد؛ جنگی که همه شیرازه‌ها و زیربناهای مادی و معنوی شهروندان این کشور را نابود کرده، صدها هزار کشته و زخمی و برجای گذاشته و هزاران خانواده را نیز آواره کرده است.

در جنگ چهل ساله افغانستان هزاران کودک تیم شدند که بسیاری از آن‌ها پس از کشته شدن پدران شان آینده شان نیز واژگون شد و نتواستند تحصیل کنند که بخشی از آن‌ها بدون شک بار دوش جامعه هستند. این جنگ هزاران زن را نیز بیوه کرد، بانوان زیادی را بر سوگ فرزندان شان نشاند و شالوده زنده‌گی شان را برای همیشه از هم پاشاند. اما با وجود این فاجعه وحشت‌ناک و تراژیدی متداوم هنوز هم امیدی به بهبود وضعیت و چشم‌انداز صلح ناپیداست.

با آن که جنگ چهل ساله افغانستان ابعاد، مختلف داخلی، منطقه‌یی و جهانی دارد، اما با وجود همه قضایای که سبب به درازا کشیده شدن این جنگ شده است، می‌توان اذعان کرد که مقصر اصلی ویران شدن افغانستان سیاسیون رده اول و کسانی که همواره به‌خود حق داده اند تا بر سرنوشت مردم حاکم باشند، به شمار می‌روند.

از مداخلات و دست درازی کشورهای همسایه گرفته تا مداخله قدرت‌های بزرگ در افغانستان که سبب تداوم بحران جنگ در این کشور شد، به هم‌دستی سیاسیون و رهبران سیاسی بوده است، اما در هر حالت تاوان و قربانی آن را شهروندان افغانستان پرداخته و هنوز هم می‌پردازند.

در چهار دهه گذشته که افغانستان در آتش جنگ سوخت و شهروندان این کشور قربانی دادند، اما سیاسیون به گونه پیدا و پنهان به خاطر حفظ منافع سیاسی و گروهی شان با دست‌های بیرونی در تداوم و به دزارا کشیدن این جنگ هم‌دست بوده و این سناریو همچنان ادامه دارد.

هرچند گروه طالبان بیش‌تر از همه طرف‌های دخیل در قضایای افغانستان در قتل، کشتار و ویرانی افغانستان سهم بیش‌تر داشته و دارند، اما دیگر سیاسیون و سهم‌داران سیاست و قدرت در افغانستان نمی‌توانند به دلیل این که طالبان دست به کشتار و ویرانی این کشور می‌زنند، خود را تبرهه کنند.

از سویی‌هم اگر رهبر نماهای که بر گرده مردم سوار هستند و به نام قوم، سمت، زبان و مذهب همواره باج گیری سیاسی می‌کنند، اگر زمینه را برای مداخلات و دست‌دزاری‌های خارجی‌ها فراهم نمی‌کردید و هر کدام تان حلقه غلامی یک کشور را در گوش‌های تان آویزان نمی‌نمودید، برای کشورهای که قصد و تلاش مداخله در افغانستان را دارند، دشوار بود که به ساده‌گی بتوانند برنامه‌های شان را عملی ساخته و این کشور را به ویرانه مبدل سازند.

درست که جنگ در افغانستان ابعاد منطقه‌یی و جهانی دارد، اما آنچه مشخص است این که شماری از رهبران و سیاسیون افغانستان زمینه را برای قدرت نمایی و رقابت کشورهای همسایه، منطقه و جهان در افغانستان فراهم کرده و با خوش خدمتی آن‌ها آتش جنگ در چهل سال گذشته در این کشور همچنان شعله‌ور است و همواره و به گونه بیرحمانه و گسترده از شهروندان این کشور قربانی می‌گیرد.

با آن که جنگ متداوم طی چهل سال گذشته همه چیز را در افغانستان آسیب جدی زده؛ زیربناها را ویران کرده، روح روان انسان‌های این سرزمین  را بیمار و افسرده ساخته و زنده‌گی را برای شهروندان این کشور به جهنم مبدل ساخته است، اما هنوز هم سیاسیون تشنه قدرت، به دهل خود می‌نوازند و در تلاش اند، تا برای مردم سرنوشت بنویسند و منافع خود را تامین نمایند.

امروز همه چیز در افغانستان در وضعیت بد و دشوار قرار دارد، از اقتصاد گرفته تا آموزش و تحصیل آن‌گونه که نیاز است و باید باشد وجود ندارد، می‌توان گفت که در وضعیت کنونی همه بخش‌ها با مشکل روبروست و تنها نامی از آن‌ها باقی مانده، اما واقعیت امر این است که جنگ چهل ساله همه چیز را از مردم این کشور گرفته است، اما سیاسیون که عامل همه بدبختی‌ها پنداشته می‌شوند، گوش شنوا و چشم بینا ندارند و همه چیز را از پشت عینک منافع و سود خود می‌بینند و حتا قتل عام و کشتارهای دسته جمعی مردم بیگناه برای شان اهمیت ندارد.

سوگ‌مندانه باید گفت که روشن‌فکران افغانستان که خود را پاک‌تر نسبت به سیاسیون عنوان می‌کنند، نه تنها در این مدت نتوانستند نسخه شفابخشی برای نجات کشور از این فاجعه ارایه کنند، بل شماری از آن‌ها نیز در رکاب تیکه داران قدرت قرار گرفته و هرازگاهی ندانم‌کاری‌ها و کج اندیشی‌های تیکه‌داران قدرت را توجیه می‌کنند.

بدون تردید شهروندان افغانستان که متشکل از اقوام  و مذاهب مختلف هستند با هم مشکل ندارند، اما تیکه‌داران قدرت که به نام‌های قوم، مذهب، سمت و زبان همواره در تلاش نگه‌داشتن قدرت در دست خود بوده و اند با استفاده از مسایل ذکر شده تفرقه اندازی کرده و آتش جنگ را شعله‌ورتر ساخته اند تا منافع خود را بیش‌تر تامین نمایند.

بر شهروندان افغانستان است که دست از حمایت تیکه‌داران قوم و مذهب بردارند و زیر یک چتر واحد “وحدت ملی” را به صورت واقعی آن عملی نمایند، تا صلح واقعی در این کشور تامین شود، در غیر آن صورت انتظار تامین صلح با حضور داشت تیکه‌داران قوم و مذهب بعید خواهد بود و مردم همچنان همیشه سوگ‌وار خواهند ماند، زیرا در صورتی که صلح تامین شود و اتحاد و اتفاق میان مردم به وجود بیایید، دیگر برای سیاسیون و تیکه‌داران قوم و مذهب زمینه باج‌گیری و تامین منافع شخصی شان وجود نخواهد داشت.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید