گفت‌وگوهای انتخاباتی، در آستانه هیاهوی بیهوده!

در آستانه هیاهوی بیهوده دیگری قرار داریم؛ باز یک‌بار دیگر گردباد لندکروزرهای بدمست مافیای سیاسی بر آلوده‌گی فیزیکی، صوتی، سیاسی و اجتماعی محیط زیست ما خواهند افزود.

باز پول‌های اوپراتیفی از چهارسوی مرزهای کشور و آن‌سوی دریاها سرازیر خواهد شد، تا جیب دلقکی چند را پر کند، باز تنور شعارهای دینی و قومی گرم خواهد شد، تا نانی برای بازرگانان آدم فروش تهیه گردد، باز ماشین‌های دروغ پراگنی تعبیه شده در دهان‌ها به گردش در خواهد آمد.

باز هم زخم‌ها و کینه‌های چرکین گذشته گشوده خواهد شد، تا بازرگانان میدان سیاست از آن تغذیه نمایند، باز نخاس‌خانۀ آدمی‌زاده‌گان در سرزمین گورها و استخوان‌ها و معتادان و بیماران روانی دروازه هایش را خواهد گشود، تا متاع ارزان خویش را لیلام نماید، باز گلادیاتورها، و یا بردگانی که در روم باستان هم‌دیگر را برای سرگرمی صاحبان شان می‌دریدند، وارد میدان خواهند شد، تا در دفاع از صاحبان خویش هنر نمایی کنند، باز پارچه تمثیلی دیگری آغاز خواهد شد و برای جالب ساختن آن این بار تورسنی دیگر نقش مسخره صحنۀ تیاتر را بازی خواهد نمود، باز مظلومی چند، و در حاشیه این بازی عبث، گوش و بینی و انگشت خویش را در گوشه و کنار کشور از دست خواهند داد.

باز بازار خواب بینان و رمالان و شعبده بازان از هر قماش و گروهی گرم خواهد شد، باز کسانی که سال‌ها شعار حکومت صد درصد اسلامی سر می دادند از کهف خویش بیرون شده ودر جامه‌ی متولی معبد تعصب سکه های زنگ زده‌ی خویش را برای ما عرضه خواهد نمود و در پایان کار؛ بازرگانانان بازار آدمفروشی در پشت دروازه‌های بسته و به دور از نظارت مردم “شرکت سهامی” خواهند ساخت و پرچم سفید در میدان این جنگ زرگری به اهتزاز درامده و تا پنج سال دیگر آتش بس اعلان خواهد شد. تا آن که موسم انتخاباتی دیگری فرا رسد و باز این دور عبث و تسلسل بیهوده تکرار گردد. حکیم فرزانه ای قرن ها پیش گفته بود: هرکه نامخت از گذشت روزگار هیچ ناموزد ز هیچ آموزگار ادامه دارد…

از برگه فیس بوک خواجه بشیر احمد انصاری

 

اشتراک گذاری:

نظر بدهید