عبدالله بالای «توپِ پنالتی»؛ آیا گول خواهد زد؟!

نورالله ولی‌زاده

چنان‌که گفته شد به‌وجود آمدن موقعیت جدید سیاسی برای آقای عبدالله بیش از آن‌که نتیجه تلاش و برنامه‌ریزی او در پیش‌برد بهینه امور سیاسی در عمل باشد، معلول شرایط جدیدی است که عوامل شکل‌دهند این شرایط را می‌توان در دو محور خلاصه کرد: رفتارهای پرخاش‌جویانه اشرف غنی با جوانب مختلف سیاسی و جدی شدن بحث مذاکرات صلح بین امریکایی‌ها و طالبان!

********************

تحولات سیاسی اخیر در افغانستان طوری رقم خورده که عبدالله عبدالله رییس اجراییه حکومت وحدت ملی را در محور قرار داده است. تیم آقای عبدالله از نظر سیاسی و قومی نسبت به تیم رقیب‌اش(اشرف غنی) خیلی قوی و جامع است. احزاب جمعیت، وحدت، جنبش و افغان ملت به عنوان چهار حزب منتسب به اقوام تاجیک، هزاره، ازبیک و پشتون، در کنار عبدالله قرار گرفته‌اند. گفته می‌شود که حامیان بیرونی افغانستان، به ویژه امریکایی‌ها، نیز به سوی عبدالله گرایش پیدا کرده و او را مناسب رهبری حکومت در اوضاع فروپاشیده سیاسی کشور می‌دانند.

نه تنها که آقای عبدالله، به لحاظ محوریت سیاسی‌ای که کسب کرده، برنده انتخابات ریاست جمهوری آینده پنداشته می‌شود، بلکه برخی از منابع می‌گویند که در صورت برگزار نشدن انتخابات و احتمال شکل‌گیری حکومت موقت یا عبوری، یک نوع توافق ضمنی بین تمامی جوانب وجود دارد که عبدالله در رأس حکومت قرار گیرد.

چنان‌که گفته شد به‌وجود آمدن موقعیت جدید سیاسی برای آقای عبدالله بیش از آن‌که نتیجه تلاش و برنامه‌ریزی او در پیش‌برد بهینه امور سیاسی در عمل باشد، معلول شرایط جدیدی است که عوامل شکل‌دهند این شرایط را می‌توان در دو محور خلاصه کرد: رفتارهای پرخاش‌جویانه اشرف غنی با جوانب مختلف سیاسی و جدی شدن بحث مذاکرات صلح بین امریکایی‌ها و طالبان!

به تعبیر دیگر، رفتار افراط‌کارانه غنی در مواجهه با مسایل کلان سیاسی، عبدالله را منحیث بدیل خوب برای غنی متبارز ساخته است. به عبارت دیگر، کم‌حوصله‌گی و تُندی غنی، حوصله‌مندی و نرمش عبدالله را به یک مزیت عمده برای او مبدل کرده است. آنچه در پنج سال اخیر ضعف عبدالله(سکوت و نرمش او در برابر تندروی اشرف غنی) پنداشته می‌شد،  در نتیجه شرایط جدید، به نقطه قوت او مبدل شده و او را محور ساخته است. اکثریت چهره‌های سیاسی که برخی از آنان زمانی از متحدین عمده غنی بودند، در نتیجه رفتار تند و نابردبارانه غنی(که از آن توطیه‌سازی علیه چهره‌های سیاسی مطرح نیز تعبیرشده است) به چهره‌های ناراضی حکومت تبدیل شدند و سرانجام به محور عبدالله جمع شدند. جنرال دوستم در این میان یک نمونه درشت است. حتا بسیاری از چهره‌های شناخته شده از جمع سیاسیون پشتون که زمانی از حامیان سرسخت آقای غنی بودند، حالا در کنار عبدالله قرار گرفته‌اند.

اگر وضعیت موجود سیاسی کشور از ورای رفتارهای تقابل‌آمیز دو تیم سیاسی(تیم اصلاحات وهم‌گرایی و تیم تحول و تداوم) مورد بررسی قرار گیرد، می‌توان آن را به بازی فوتبال تشبیه کرد. اگر برای بازی دو تیم در میدان سیاست افغانستان ظرف زمانی ده ساله را در نظر بگیریم و تصور کنیم که همین دو تیم در پنج سال آینده نیز در میدان سیاست حضور خواهند داشت، می‌توان گفت که در نیمه اول بازی(پنج سال اول) تیم اصلاحات و همگرایی فرصت‌های زیادی را از دست داد  و نتوانست از موقف برتر خویش در این بازی دفاع کند. تیم تحول و تداوم اما با رویکرد تهاجمی فرصت‌ها و موقعیت‌های زیادی را بدست آورد و در تمام طول بازی، از موقف تهاجمی دست بردار نشد. تیم تحول و تداوم اما در نیمه اول باوجود بدست آوردن موقعیت‌های برتر، «بد» بازی کرده و در نتیجه بازیِ بد این تیم، فرصتی به تیم اصلاحات به‌وجود آمده است که اگر بتواند از آن درست استفاده کند، نیمه دوم بازی کاملن به نفع این تیم خواهد بود. اکنون عبدالله بالای توپ پنالتی ایستاده است. این موقعیت را رفتار تیم رقیب به اوفراهم کرده است. سوال این است که آیا آقای عبدالله می‌تواند از موقعیت بدست آمده استفاده خوب کند. آیا عبدالله خواهد توانست که گول بزند؟ این پرسشی است که در نوشته حاضر با استناد به مصاحبه اخیر داکتر عبدالله یک پاسخ تحلیلی به آن داده خواهد شد.

حضور آقای عبدالله در این مصاحبه(حدوداً دو ساعته) تقریبن شبیه حضور او، در حکومت در پنج سال اخیر بود. در این مصاحبه آقای عبدالله، خلاف رفتار رقیب‌اش، با حوصله، با نرمش و با تدبیر به سوال‌های مصاحبه کننده پاسخ گفت. آقای عبدالله در این مصاحبه احساساتی و خشم‌گین نشد و بسیار تلاش کرد تا به هر سوالی با حوصله‌مندی و نرمش پاسخ دهد.

در مقایسه با مصاحبه‌ای که آقای غنی یک هفته پیش با طلوع نیوز داشت، آقای عبدالله از نظر حفظ اصول و نزاکت مصاحبه، نسبت به آقای غنی پیشی گرفت و از نظر رفتاری نمره بالا گرفت، اما آقای عبدالله به برخی از سوال‌های مهم پاسخ روشن ارایه نکرد/نتوانست.

از فحوای مصاحبه وسوالاتی که از آقای عبدالله مطرح شد، چنان بر می‌آمد که پیش فرض مصاحبه کننده این بود که عبدالله باید دلایل ناتوانی خود در امر دفاع از موقف خویش در حکومت وحدت ملی را بیان کند. پیش‌فرضی که در مورد غنی متفاوت بود. سوال‌ها از غنی طوری بود که اوباید دلایل ناکامی سیاست‌ها و برنامه‌هایش را توضیح دهد، اما از عبدالله طوری سوال می‌شد که باید دلایل ضعف و ناتوانی شخصی‌اش در مواجهه با رقیب را توضیح دهد.

هرچند خبرنگاران و رسانه‌ها در استفاده از پیش‌فرض‌ها و «دانش زمینه‌ای» مصاحبه‌ها، اکثرن جانب‌داری خود را لحاظ می‌کنند و به اصلاح بحث و گفتمان خود را براساس پیش‌فرض‌های نادرست استوار می‌سازند، اما در مورد پیش‌فرض‌هایی که نزد مصاحبه کننده در مصاحبه با عبدالله وجود داشت، می‌توان گفت که توافق نظر همگانی وجود دارد. امروزه سوال همگی(اعم از حامیان و مخالفان) ازعبدالله همین است که ضعف‌های آشکار شده در پنج سال اخیر را در آینده چگونه برطرف خواهد کرد.

به همین دلیل ارایه پاسخ‌های روشن به بعضی از این سوال‌ها برای مردم افغانستان از نقطه نظر این‌که آیا می‌توان بالای توانایی عبدالله اعتماد کرد یا خیر، مهم بود و او باید پاسخ‌های متفاوت و قناعت‌بخشی ارایه می‌کرد. یکی از این سوال‌های مهم در مورد عملی نشدن توافق‌نامه حکومت وحدت ملی بود. آقای عبدالله در پاسخ به این سوال، مثل همیشه تقصیر را به گردن غنی انداخت که به گفته او حاضر نشد طبق توافق عمل کند. هم‌چنان آقای عبدالله اشاره‌ای به عدم جدیت خارجی‌ها در این مورد کرد و گفت که آنان علاقمندی جدی در این زمینه نشان ندادند. این پاسخ آقای عبدالله قناعت‌بخش نیست. از دل همین پاسخ می‌توان شک و تردیدهای جدی را در مورد عملکرد آقای عبدالله در آینده مطرح کرد. می‌توان این سوال را مطرح کرد که اگر بازهم همه چیز در انتخابات(به فرض برگزار شدن) به نفع آقای عبدالله باشد و آقای غنی بازهم اقدام به تقلب گسترده نماید، عبدالله چگونه از موقف خود دفاع خواهد کرد.

اگر بر گردیم به بازی فوتبال، چنان‌که قبلن گفته شد، موقف کنونی عبدالله موقف بسیار برتر است. همه گرد او جمع شده‌اند و از او انتظار می‌رود که بازی را نه تنها به نفع تیم خودش که به نفع افغانستان به پایان برساند. می‌توان گفت که در جامعه سیاسی کنونی افغانستان کمتر چنین فرصتی برای یک سیاست‌مدار مساعد می‌گردد. دلایل به وجود آمدن این فرصت هرچه باشد، استفاده از آن مهم است. از مصاحبه اخیر آقای عبدالله چنان بر می‌آمد که او، هنوز به تغییرات اساسی در فکر و عمل سیاسی خویش نمی‌اندیشد و انگار تصور می‌کند که مهم شدن و در محور قرارگرفتنش نتیجه موفقیت و ابتکار عمل سیاسی او بوده است. در حالی که چنین نیست. بازی سیاسی طوری شده که اکنون عبدالله بحیث کسی مورد اشاره قرار گرفته که باید گول پنالتی را بزند. اگر او در رفتار، روش و نگرشش تجدید نظر نکند، بعید است که بتواند اعتماد به دست آمده را حفظ کند و به اصطلاح بتواند موقعیت بدست آمده را به گول مبدل سازد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید