ناامنی‌های پسینِ شهر کابل و اهدافِ استراتژیکِ جنگِ شهری طالبان

معین اسلام‌پور

ارگان‌های امنیتی به‌دلیل وجود موارد برشمرده و نیز عوامل تهدیدکننده، شاخص‌های امنیت شهری، راهبردهای مشخصی را به‌منظور حفاظت و تأمین امنیت شهروندان شهر کابل، پلان امنیتی منظم، عملی و منطق‌پذیری را با آسیب‌شناسی، و تاثیر پذیری موقعیت تمام پاسگاه‌های شهری را بادرنظرداشت اهمیت و موثریت آن، رعایت چیدمان کمیت و کیفیت نیروی انسانی، در پاسگاه‌ها و مناطق مهم امنیتی، طراحی و تدوین کنند، با این کار حداقل سطح تهدیدات شهری و جنگ روانی طالبان کاهش می‌یابد؛ هم‌چنان برخی مولفه‌های کارساز و موثر دیگر مانند گشت زنی سیار، ایجاد پولیس مخفی، استخدام اجنت”اطلاعاتی”‌ِ مردمی در بدل پرداخت هزینه‌های اوپراتیفی،گزینش کادرهای مسلکی و متعهد، این رویکرد امنیتی را ممکن می‌سازد. در غیر آن طالبان انگشت افگار را پیدا نموده‌اند و این فشار تا مرز رخدادهای فاجعه‌بار و خونین‌تر از این وضعیت پیش می‌رود.

******************

وقتِ حریف انگشت افگار را پیدا کرد، هیچ‌گونه عذر و التماسی نمی‌تواند مؤثر واقع شود. تشدید جنگ‌های و سازمان‌دهی حملاتِ انتحاری، برخلاف پالیسی سال‌های گذشته، طالبان متمرکز به‌شهرها شده‌اند؛ و نسبت به‌سال‌های پیشین، این گروه، جنگ شهری را به‌عنوانِ یک گزینۀ خطرناک برگزیده‌اند، که بدترین و دشوارترین جنگ‌‎، رویکرد جنگ‌های شهری است؛ و این خود می‌نمایاند که طالبان انگشت افگار را در یافته‌اند، از این‌رو حملات‌شان را متمرکز به‌شهرها  وکلان شهرها از جمله شهر کابل نموده‌اند.

خیلی دشوار است که جنگ‌های شهری را مهار و مدیریت کرد؛ به‌دلیلِ محلاتِ مسکونی، این جنگ‌ها پیچیده و دشوار می‌شود، اما روی‌هم‌رفته، گروه طالبان به‌گونه سازمانی جنگ را وارد حوزه‌های شهری نموده‌اند. آن‌ها چند هدفِ مهم و محوری را نشانه رفته‌اند، زیرا پایتخت هر کشور مرکز ثقلِ تمام بازی‌ها و تصامیم سیاسیون یک کشور، برای تأمینِ اهدافِ درازمدت به‌سمتِ پایتخت رهنمود و مدیریت می‌شود، حتا می‌توان مدعی بود که عصبِ یک کشور پایتخت آن است، طالبان در جنگ‌های شهری به‌ویژه شهر کابل به‌دنبال چند هدفِ استراتژیک و محوری استند؛ که بااین ‌شرح هر کدام را به‌بررسی می‌گیریم:

امتیاز استراتژیک در فرایند گفت‌وگوها:

طالبان در فرایند گفت‌وگوهای صلح با آقای زلمی خلیل‌زاد نماینده ویژه وزارت خارجه امریکابرای صلح افغانستان، جدا از این‌که از یک گروه تروریستی به‌یک گروه اپوزیسیونِ نظامی کسب مشروعیت حاصل نموده‌اند، جنگ را نیز در تمامِ نقاطِ کشور به‌منظور به‌دست آوردن امتیاز استراتژیک و بهره‌جوی بیش‌تر، تشدید بخشیده‌اند، برتری نظامی در فرایند گفت‌وگوها نقش آفرین است، هر گروه که در نبرد برتری داشته باشد در سنگر دیلوماسی نیز برتری خواهد داشت، آنان حتا تلاش می‌کنند که حداقل چند ولایت استراتژیک را سقوط دهند، اما خوش‌بختانه تا اکنون به این اهدافِ شوم‌شان، نه‌تنها نایل نشده‌اند، بل برخلاف سال‌های پیشین با ‌مقاومت شجاعانه نیروهای دفاعی و امنیتی روبرو شده‌اند، از این‌رو به‌حملاتِ انتحاری و انفجاری متوسل شده‌اند.

جنگ فرسایشی شهری:

جنگ فرسایشی دشوارترین نوع جنگ‌ها است که باگذشت زمان در دررازمدت می‌تواند قوت‌های ارتش نیرومند، مدرن و مجهز را از بین ببرد در واقع این رویکرد جنگی به‌سانِ موریانه پنهان است که نیروها و ارتش‌های مستحکم را بارویکرد جنگ پارتیزانی آهسته آهسته نابود می‌کند که می‌توان رویکردهای رزمی چنین جنگ‌های را در تمام ادوار تاریخ و حتا موسسانِ جنگ فرسایشی مانند(پریکلس، بلیساریوس، فردریک کبیر…) مثال زد.

مورخ آلمانی هانس دلبروک(Hans Delbruck)، جنگ‌ها را به‌دو گونه اساسی تقسیم کرده است”جنگ‌های “براندازی” که آن‌ها به‌‎دنبال نبردی قاطعانه و یک پایان است؛ و جنگ‌های “فرسایشی” که هدف از آن‌ها از پا در آوردن دشمن به واسطه یک سری نبردهای طولانی، مانورها، محاصره‌ها و… است”. آن‌چه که “جنگ فرسایشی را از انواع جنگ‌ها متمایز می‌کند تضعیف و نابودی تدریجی نیرو به‌مرور زمان است”.

باتوجه به‌کاربرد این دو جنگ، محور اساسی و جز راهبرد درازمدت گروه طالبان است که آن‌ها این دو جنگ را در سطح کشور از این میان شهر کابل و برخی کلان شهرهای دیگر سازماندهی و مدیریت می‌نمایند؛

جنگ روانی:

چنان‌که از نامش پیداست، جنگ روانی یکی از ابزارهای برانداز و مخریب افکار عامه محسوب می‌شود، این جنگ باتوجه به‌کاربرد و قدمتِ تاریخی خویش، همواره در هر سطح که مورد استفاده قرار گرفته است. در نهایت مؤثر و تکان‌دهنده بوده است؛ طالبان با تهدید و توهم بسیار جدی آن‌هم در کلان شهرها به‌ویژه شهر کابل، رویکرد جنگی شهری خودشان را برخلاف سال‌های پیشین عوض نموده‌اند و به راه اندازی جنگ شهری و توهم آفرینی، می‌خواهند، برای شهروندان و به ویژه پایتخت نشنینان کشور پیام بدهند که سایه شوم جنگ به‌سانِ ابرِ سیاه شمارا تعقیب می‌کند. هیچ‌کس از دایره این ابر سیاه بیرون و مصمون نمی‌تواند بماند؛ در واقع سازماندهی جنگ‌های شهری، حمله به‌پاسگاه‌های شهری، حملاتِ انتحاری، ماین‌های مقناطسی و … همه موجب رعب وحشت همگانی شده‌اند. تداوم و تکرار رخدادهای نامیمونِ روزانه، ذهنِ شهروندان را به‌شدت در گیروی خود گرفته است، و هزار جور پرسش پنهان و حضوری ذهنی طالبان باگذشته هر روز در ذهن و ضمیر شهروندان کابل تقویت شده و می‌شود.

نمایش اقتدار رسانه‌یی:

آن‌چه اقتدار طالبان را همواره به‌رخ می‌کشد، مردم افغانستان و کشورهای منطقه از طریق رسانه‌ها در جریانِ رخدادهای تکان دهنده روزانه شهر کابل قرار می‌گیرند و اگر رسانه‌ها نبودند، طالبان ممکن اقتدارشان را تا این مرز بازتاب نمی‌دادند، چون در گذشته‌ها طالبان بر اساس پندار سنتی خود رسانه‌ها را هدف قرار می‌دادند و حتا در سال‌های گذشته، برخی از رسانه‌های قدرت‌مند را نیز مورد آماج قرار دادند و برخی را هم هشدار دادند، اما اکنون قدرتِ رسانه‌یی را درک کرده‌اند که رسانه‌ها نقشِ کلیدی در بازتاب عمل‌کردشان دارند. هرچند که اطلاع رسانی مزیت‌های زیاد دارد و از طریق رسانه‌ها، شهروندان در جریانِ رخدادهای روزانه قرار می‌گیرند؛ اما طالبان هم از حضور و موجودیت رسانه‌ها سود فراوان برده‌اند. از این‌رو در این اواخر طالبان به‌گونه‌یی سازمانی نقاطِ مهم شهرها از این میان شهر کابل را هدف حملاتِ انتحاری و حملاتِ مسلحانه قرار می‌دهند، ساعت‌ها تا مهار آن این وضعیت تحتِ پوشش رسانه‌ها قرار می‌گیرند.

قدرت‌مانوری شهری:

مانور در ادبیاتِ نظامی اصل مهم و اساسی است که گروه‌های نظامی و شبه نظامی با رزمایش‌های نظامی، قوت و اقتدارشان به‌رخ حریفانِ “سیاسی- نظامی” خود نشان می‌دهند، و به‌وسیلۀ توهم، یک نوع قدرت بازدارنده‌گی را و اجرای هر گونه اقدام قریب الوقوع که حریفِ سیاسی، نظامی علیۀ آن‌ها در حال اجرا و شکل‌گیری بوده باشد متوقف ویا خنثا می‌شود و از جانب دیگر مانور یک رویکرد توهمی و آماده باش علیۀ قدرت حریف محسوب می‌گردد.

طالبان بادرک این مهم با راه اندازی عملیاتِ شهری، قدرت مانور و تبلیغاتی خویش را در میانِ شهروندان از طریق رسانه‌ها به‌‎داخل و خارج بازتاب می‌دهند و نفوذ و اقتدار خویش در داخل کلان شهرها مانند شهر کابل… مانور می‌زنند.

موقعیتِ استراتژیک شهر کابل:

یکی از اهدافِ مهم و پنهانِ که جزء استراتژی جنگ شهری طالبان محسوب می‌شود، موقعیت استراتژیک شهر کابل است که آن‌ها این شهر را به‌عنوانِ پایتخت افغانستان، هدف‌مندانه، نشانه می‌روند و اهدافِ خویش را نسبت به‌کلان شهرهای دیگر  جدی و هوش‌مندانه سازماندهی و مدیریت می‌نمایند.

پهلوی دیگر استراتژی جنگ شهری طالبان موجودیت سفرا و دیپلومات‌ها کشورهای منطقه و فرا منطقه است. هر کدام نظر به‌دایرۀ نفوذ استخباراتی خویش رخدادهای روزانه این شهر از دیدشان پنهان نمی‌مانند، هر حادثۀ تکانۀ نفوذ پذیر، توهم‌آور و زنگ خطر، برای حضور خارجی‌ها است؛ رخدادهای روزانۀ شهر کابل‌، کابوس نفوذی است که باگذشت هر روز دایرۀ نفوذ طالبان در افکار عامه به‌‎ویژه، برای اتباع خارجی بیش‌تر می‌شود و بازتاب رخداد منهدسی شده در خارج، مسوولانِ درجه اول کشورهای منطقه و فرامنطقه را در برابر مصئونیت جان شهروندان خارجی به‌شدت زیر فشار قرار می‌دهد.

در فرجام آن‌چه امروز طالبان در چانه‌های سیاسی و صلح طالبانه به‌گونه مرموز و زیرکانه مشروعیت کسب می‌کنند و آهسته آهسته از یک گروۀ هراس افگن و تروریستی به یک جریان سیاسی مسلح و ممکن یک گروه اپوزیسیون نظامی در جامعه حضور یابند. و تمام گذشته‌های سیاه و جنایت نابخشودنی خویش را دفن باورها و پندار همه‌گانی کنند و گویی هیچ اتفاق نیافتاده است و اگر هم افتاده و یا هزاران انسان مظلوم و بی‌گناه کشته شده، جنگ آن‌ها مشروعیتی قلم‌داد شود که این نه‌تنها خطرناک است؛ بل پا گذشتن به‌خون هزاران انسان مظلوم که در خطِ حمایت و پالیسی دولت جان‌شان را فدا نموده‌اند، و ام‌روز زن و فرزندشان در خیابان‌ها دست به‌تکدی‌گری می‌زنند.

راه حل:

ارگان‌های امنیتی به‌دلیل وجود موارد برشمرده و نیز عوامل تهدیدکننده، شاخص‌های امنیت شهری، راهبردهای مشخصی را به‌منظور حفاظت و تأمین امنیت شهروندان شهر کابل، پلان امنیتی منظم، عملی و منطق‌پذیری را با آسیب‌شناسی، و تاثیر پذیری موقعیت تمام پاسگاه‌های شهری را بادرنظرداشت اهمیت و موثریت آن، رعایت چیدمان کمیت و کیفیت نیروی انسانی، در پاسگاه‌ها و مناطق مهم امنیتی، طراحی و تدوین کنند، با این کار حداقل سطح تهدیدات شهری و جنگ روانی طالبان کاهش می‌یابد؛ هم‌چنان برخی مولفه‌های کارساز و موثر دیگر مانند گشت زنی سیار، ایجاد پولیس مخفی، استخدام اجنت”اطلاعاتی”‌ِ مردمی در بدل پرداخت هزینه‌های اوپراتیفی،گزینش کادرهای مسلکی و متعهد، این رویکرد امنیتی را ممکن می‌سازد. در غیر آن طالبان انگشت افگار را پیدا نموده‌اند و این فشار تا مرز رخدادهای فاجعه‌بار و خونین‌تر از این وضعیت پیش می‌رود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید