افغانستان بايد از آب گِل آلود پاکستان، ماهي مراد بگيرد

احمد سعيدي

من در مورد پاکستان دو سه جلد کتاب بنام هاي «پاکستان محور شرارت»، «ما و فرداي پاکستان»، «عوامل مداخله پاکستان در افغانستان» و يک تعداد مقالات ديگر در نشريه ها و روزنامه ها به نشر رسانده ام. در اين نوشته مي خواهم معلومات همه جانبه اي را در مورد پاکستان با خواننده‌گان روزنامه شريک سازم.
در حال حاضراگر دقت شود نقشه سياسي پاکستان نشان مي دهد که اين کشور به دليل موقعيت جغرافيايي و فرهنگي خود که مناطق سوق الجيشي آسياي جنوب غربي ، آسياي جنوبي، آسياي مرکزي و کشور چين را به هم متصل مي سازد در محاسبات ژئوپوليتيکي جهان و منطقه از اهميت خاص برخوردار است .پاکستان شايد تنها کشوري باشد که بر اساس هويت اسلامي مشترک به وجود آمده است.
پاکستان حدود 181 ميليون نفر نفوس دارد و ششمين کشور پرجمعيت جهان گفته مي شود، در حدود 96 درصد جمعيت آن کشور مسلمان هستند. 75درصد جمعيت مسلمان سني بوده و حدود20 درصد مردم پاکستان شيعه هستند.
کشور پاکستان در آسياي جنوبي است و قسمتي از آن نيز در خاورميانه قرار دارد و داراي مرز هزار کيلومتري با درياي عمان در جنوب است . پاکستان از غرب با ايران و افغانستان، از شرق با هندوستان و از شمال با چين هم مرز است.مساحت کشور پاکستان 803940 کيلومتر مربع است و نواحي شرق آن بر روي قسمت هاي مرتفع هند و نواحي غربي و شمالي بر روي قسمت هاي مرتفع ايران و سرزمين اورآسياست.
تقسيمات کشور پاکستان شامل چهار ايالت بلوچستان به مرکزيت کويته، ايالت خيبر پختونخواه شمال غربي به مرکزيت پشاور، ايالت پنجاب به مرکزيت لاهور،ايالت سند به مرکزيت کراچي و يک منطقه فدرال پايتخت(اسلام آباد)، منطقه خود مختار قبايلي به مرکزيت ميران شاه،منطقه جامو وکشمير به مرکزيت مظفر آباد، منطقه شمالي به مرکزيت گيلکيت. ايالت بلوچستان و ايالت سر حد شمال غربي خود نيز داراي مناطق خود مختار قبايلي هستند.
در حال حاضر بلوچ ها تا کنون دست از استقلال طلبي برنداشته اند، اما پشتون هاي آن طرف خط ديورند که زماني ادعاي خود اراديت داشتند حالا از اين ادعا صرف نظر نموده رهبران شان با هويت پاکستاني و پنجابي افتخار مي کنند نه با پشتون بودن اما پنجابي ها طبق آمار سال 2015، آن ها يعني پنجابي ها بزرگ ترين گروه قومي– زباني پاکستان هستند که شامل 66 درصد کل جمعيت پاکستان مي شوند، ديگر گروه هاي مهم سندي ها 13 درصد، پشتون ها5/8درصد و بلوچ ها 5درصد و مهاجران که به عنوان گروه نژادي محسوب نمي شوند 5/7 درصد جمعيت پاکستان را تشکيل مي دهند.
قوميت به ترکيب پيچيده اي از ويژه‌گي هاي نژادي،فرهنگي،تاريخي مي گويند که جوامع را احتمالاً به اقوام سياسي متخاصم تقسيم کرده است. بلوچستان پاکستان به دليل هم مرز بودن با ايران و افغانستان و اقليت قومي بلوچ و وسعت زياد همراه با منابع و معادن غني از اهميت استراتيژيکي و ژئوپوليتيکي مهمي برخوردار است.اختلافات قومي در پاکستان از شروع تأسيس اين کشور در سال1947 ميان بازيگران سياسي بلوچستان و دولت مرکزي پاکستان بروز کرده و به خشونت و جنگ انجاميده است . تمايلات استقلال طلبانه بلوچ ها همواره توسط ارتش پاکستان سرکوب شده است. شورش هاي سال هاي 1948، 1958، 1973 و 2004 باعث افزايش تمايلات جدايي طلبانه گرديد.
مناقشات داخلي پاکستان
ايالات پاکستان شامل پنجاب، سند،ايالت سرحد شمالي و بلوچستان از تفاوت هاي زباني ، نژادي ناشي از سنت منحصر به فرد هر منطقه برخوردارند پنجاب طبق بيان محمد علي جناح، بنيان پاکستان است و ارتش و اقتصاد را در دست دارد و ايالت صنعتي است. ايالت سند نيمه فئودالي و کشاورزي است . ايالت سرحد شمالي مهم ترين جمعيت پشتون را در خود جاي داده است و بيشتر پناهنده‌گان افغان در آن جا هستند ومسير قاچاق به افغانستان است. ايالت صحرايي بلوچستان که هم مرز ايران وافغانستان است و فقر و بي سوادي از مشخصات آن است. با وجود منابع معدني ، زغال سنگ و ذخاير گاز و نفت مردم اين ايالت بسيار فقير هستند. علاوه بر چهار ايالت پاکستان، مناطق قبايلي خودمختار به صورت فدرال (FATA)اداره مي شوند.ايالات مختلف پاکستان اشتراکات کمي با يکديگر دارند و از اختلافات ريشه اي رنج مي برند و تنش بين آن ها در مورد تأمين و دسترسي به منابع طبيعي مثل آب و گاز اختلافات عميق تري را به وجود آورده و تمايلات جدايي طلبانه را در سال هاي گذشته دامن زده است. چالش هاي موجود ناشي از ضعف سياست ها و سازمان هاي کشور است. تقريباً هر دهه از تاريخ 70 ساله اين کشور نشان از حکومت نظاميان دارد.
يکي از عوامل درگيري هاي قومي و مذهبي در پاکستان، استفاده سکولار ها و نظاميان از مذهب براي پيشبرد مقاصد شان از جمله مداخله در امور افغانستان و رويارويي با تهديدات خارجي واقعي و فرضي است. مثل استفاده از گروه هاي مذهبي در جنگ افغانستان و کشمير. مدارس طالبان که از زمان حضور شوروي ها در افغانستان و با حمايت مالي و معنوي جنرال ضياء الحق حاکم نظامي پاکستان و پشتيباني امريکا جهت تربيت جنگجويان اسلامي عليه شوروي و حکومت حزب دموکراتيک خلق افغانستان اين مداخلات پس از خروج قوت هاي شوروي تا کنون ادامه دارد و تا حال که سال 2017 است با حمايت مالي ISI و عربستان سعودي و کشور هاي عربي خليج فارس قطر ، امارات 8248 مدرسه رسمي و 25371 مدرسه غير رسمي به وجود آمد، اين مدارس اکنون منشاء بسياري از چالش‌هاي داخلي پاکستان نيز گرديده اند.
اقتصاد پاکستان يک اقتصاد مبتني بر کشاورزي است. 44درصد جمعيت اين کشور در بخش کشاورزي فعال است. رشد جمعيت 4/2 درصد است که نرخ بالايي است. نرخ رشد سن کار نيز 3درصد است که رقم بالايي است. مجموعه اين مسائل باعث شده است بخش زيادي از جامعه پاکستان با درآمد کمتر از 2 دالر در روز زنده‌گي کنند و اين مسأله مشکلات بيشماري را براي اکثريت مردم اين کشور به وجود آورده است. و درمجموع پاکستان از بيکاري، بي سوادي و درآمد سرانه پايين رنج مي برد. يک سوم جمعيت زير خط فقر هستند و 21 درصد ديگر درمرز خط فقر قرار دارند، اين فقر اقتصادي از عوامل گرويدن جوانان به گروه‌هاي جهادي و طالبان داعش و گسترش طالبانيسم گرديده است.
از عوامل مناقشه بر انگيز ديگر در پاکستان خط ديورند بين مرز افغانستان و پاکستان است. بيشتر جمعيت اطراف و نزديک مرز افغانستان از قبايل پشتون هستند. قبيلة پشتون در بخش شمالي منطقه و قبايل بلوچ در بخش جنوبي ساکن هستند. خط ديورند بين مرز پاکستان و افغانستان به طول 2560 کيلومتر در زمان انگليس ها در شمال تا غربي ترين نقطه بلوچستان در جنوب را که شامل بيشترين ويژه‌گي هاي طبيعي مثل رودخانه هاو سرچشمه هاي آب است را در بر مي گيرد و روستا هاي پشتون ها در وزيرستان را از يکديگر جدا مي کند. پاکستان خواهان تثبيت اين خط و به رسميت شناخته شدن آن توسط افغانستان است. افغان‌ها به اين باور اند که تا کنون هيچ دولتي در افغانستان اين خط را به رسميت نشناخته است. افغانستان خواهان دسترسي به درياي آزاد و روياي الحاق مناطق قبايلي پاکستان به افغانستان است بنابراين اين خط را به رسميت نمي شناسد ، در حالي که پاکستان خواهان حفظ وضع موجود است.
در همين حال تمرکز نامتناسب دولت پاکستان بر ايدئولوژي، مقدورات نظامي و اتحاد هاي خارجي باعث تنش در روابط داخلي و خارجي گرديده است.ايدئولوژي اسلام به عنوان ايدئو لوژي حکومت به عنوان ابزاري براي تعريف هويت پاکستان از زمان تأسيس پاکستان به کار گرفته شده. رهبران پاکستان از احساسات مذهبي براي تقويت هويت ملي کشور استفاده نموده اند. اقدام سياسي پاکستان براي يک دولت ايدئولوژيک با اقدام استراتيژيک صدور ايدئولوژي جهادي براي نفوذ منطقه اي تکميل گرديده است. در طول بحران 1971 بنگله‎‌ديش، نظاميان پاکستان از اسلام گرا هاي تندرو استفاده نمودند. شورش بنگالي ها و حمايت هند و سرکوب شديد ارتش پاکستان منجر به انتخاباتي شد که به جدايي بنگله‌ديش از پاکستان انجاميد. پاکستان با ترکيبي از ملي گرايي مذهبي و نظامي اداره مي شود و در نتيجه با اتحاد مساجد و نظاميان گروه هاي مذهبي مسلح و غير مسلح به تدريج قدرت گرفتند.
حاکمان پاکستان به طور سنتي شبه نظاميان اسلام گرا را به خدمت گرفتند.
تأکيد پاکستان بر هويت اسلامي همزمان با دولت ذوالفقار علي بهوتو در اوايل دهه 1970 ادامه يافت و با دولت نظامي جنرال ضياءالحق تا دهه 1980 به شدت گسترش يافت. تلاش هاي جنرال
ضياء الحق در اسلاميزه کردن، پاکستان را به يک مرکز مهم ايدئولوژيکي و سازماني جنبش هاي اسلام گرا تبديل نمود. بيش از سه دهه است که ISIاز شبه نظاميان مسلمان براي جنگ هاي مخفي خود استفاده مي کند. موفقيت گروه هاي جهادي عليه اتحاد شوروي، پاکستان را ترغيب نمود که اين جهاد را عليه هند و کشور هاي آسياي مرکزي به کار گيرد.
پاکستان از اسلام به عنوان دکترين استراتيژي سياسي نظامي در جهت کسب پرستيژ استفاده مي کند. در زمان حکومت مرحوم سردار محمد داوود خان چه در دوره اول صدارت آن و چه در دورة پنج سال رياست جمهوري آن، مناسبات افغانستان و پاکستان خيلي تيره و تار بود. بعد از آن که حزب دموکراتيک خلق افغانستان قدرت را به د ست گرفت، از حکومت نور محمد تره‌کي الي آخرين روز هاي حکومت دکتور نجيب الله روابط بين پاکستان و افغانستان به اوج قله از بي اعتمادي ها رسيده بود. در حال حاضر و در گذشته پاکستاني ها بر علاوه معضله خط ديورند، روابط افغانستان و هند ادعاي ديگر شان مداخله افغانستان به همکاري هندوستان در ايالات بلوچستان گفته شده است، اما اين حقيقت را هيچ کس نمي‌تواند انکار نمايد که از ابتداي استقلال پاکستان در سال 1947 تاکنون نوعي واگرايي بين بلوچ‌ها و دولت مرکزي پاکستان وجود داشته است. اين گرايش‌هاي واگرايانه در سال‌هاي 1948، 1958، 1973 و 2004 منجر به درگيري‌هاي نظامي شديدي بين بلوچ‌ها و ارتش پاکستان گرديد.
اگرچه بلوچ‌ها ممکن است علل گوناگوني داشته باشد، اما سه عامل در اين ميان برجسته‌تر به نظر مي‌رسند: سلب مالکيت، در حاشيه قرار گرفتن (سلب هويت)، و خلع يد (سلب منابع).
در حالي که اسلام آباد از نظر منابع بلوچستان را به عنوان اموال ملي مي داند و بر اين اساس عمل مي کند ، بلوچ ها تقاضا دارند که منابع ايالت تنها به نفع مردم بلوچ استفاده شود. در چنين وضعيتي که پاکستان مغرضانه در امور افغانستان مداخله مي‌نمايد، افغانستان نيز بايد به خود حق دهد تا در تعيين سرنوشت بلوچ ها که زير سلطه استبداد نظامي‌گران پاکستان حيات به سر مي برند برادران بلوچ را به خاطر حق آزادي و خود اراديت شان همکاري نمايد بخصوص در اين روز هاي که پاکستان خود دچار نفاق و شقاق داخلي است، افغانستان بايد فرصت را غنيمت دانسته از شرايط به وجود آمده به نفع افغانستان و استقلال طلبي بلوچ هاي کويته در سطح ملي و بين المللي فعال شود .

اشتراک گذاری:

نظر بدهید