قهرمان صلح افغانستان کی خواهد بود، امریکا یا روسیه؟!

نورالله ولی‌زاده

اگر طرفین داخلی جنگ معتقد به آمدن صلح واقعی شوند، روسیه می‌تواند نقش محوری تسهیل کننده داشته باشد. مزیتی که روسیه در مقایسه با امریکایی‌ها در روند صلح دارد، این است که روسیه بیش‌تر منحیث یک کشور بی‌طرف مطرح است و موقف بی‌طرفی صلاحیت روسیه را در حل وفصل منازعه افغانستان از راه صلح‌آمیز بیش‌تر محرز می‌سازد.

**********

بسیاری‌ها تمایل دارند که در تحلیل جنگ و صلح افغانستان تاثیرِ تقابل امریکا و روسیه را نادیده بگیرند یا کم‌اهمیت جلوه دهند. این امر می‌تواند تا حدودی به گریز تحلیل‌گران از چارچوب تحلیلی گذشته مرتبط دانسته شود. بسیاری از تحلیل‌گران فکر می‌کنند که اگر اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان را در چارچوب مناسبات تقابلی امریکا و روسیه تحلیل کنند، تحلیل شان متهم به کارگیری از روش‌های کهنه شود. اما واقعیت این است که تقابل امریکا و روسیه نقش برجسته‌ای در صلح و جنگ افغانستان دارد.

امریکایی‌ها زمانی طالبان را جدی گرفتند و با این گروه وارد مذاکره مستقیم و بی‌قید و شرط شدند که روسیه وارد تماس با طالبان شد. در واقع یکی از دلایل و انگیزه‌های عمده اصلی مذاکرات امریکایی‌ها و با طالبان این بوده که آنان بتوانند جلو سقوط طالبان به دامن روسیه را بگیرند.

در حدود یک سال اخیر، امریکایی‌ها با آغاز مذاکرات مستقیم با طالبان، بخت خود را برای تامین صلح در افغانستان آزمودند و به نظر می‌رسد که در این مدت روس‌ها انتظار نتایج را می‌کشیدند. حالا با توجه به این‌که مذاکرات صلح خلیل‌زاد با طالبان با یک اقدام غیرمنتظره از سوی ترمپ مواجه شد و متوقف شد، روس‌ها فکر می‌کنند که زمان مداخله در این روند رسیده است. هرچند در طول زمانی که امریکایی‌ها و طلبان مذاکره می‌کردند، روس‌ها نیز خاموش ننشتند و چند نشست صلح را در مسکو برگزار کردند. اما تلاش‌های روسیه بیشتر تحت تاثیر تلاش‌های امریکا قرار داشت. طالبان بیش‌تر به امریکا اعتماد کرد و این اعتماد سبب شد که نشست‌های صلح مسکو بیشتر شکل حاشیه‌ای به خود بگیرد. طالبان از نشست‌های مسکو بیش‌تر به عنوان اهرم فشار سیاسی بالای امریکایی‌ها در قطر استفاده کرد و این سبب شد که نشست‌های مسکو(باوجودی که نسبت به نشست‌های دوحه از جامعیت برخورد بود) به نتایج ملموسی منتهی نشود. حالا به نظر می‌رسد که طالبان با ناامیدی از امریکایی‌ها بیش‌تر به روسیه اتکا کند.

وارد شدن جدی روسیه در روند صلح و جنگ افغانستان با اما و اگرهای زیادی روبرو است. روس‌ها با تردید زیاد تحولات سیاسی افغانستان را دنبال می‌کنند. این‌که روسیه نقش نظامی امریکا در افغانستان را ایفا کند، بسیار بعید به نظر می‌رسد. امریکایی‌ها گاه گاهی گفته‌اند که روس‌ها مخالف حضور نظامی امریکا در افغانستان نیستند و بلکه آن را به نفع خود می‌دانند. این گفته‌ها اگر در کوتاه مدت در نظر گرفته شود، عاری از حقیقت نیست. روس‌ها در درازمدت مخالف حضور امریکا در افغانستان‌اند، اما به نظر می‌رسد که در کوتاه مدت حضور امریکایی‌ها را در افغانستان به نفع خویش می‌داند؛ زیرا آن‌گونه‌که امریکایی‌ها گفته‌اند، امریکایی‌ها در حال مبارزه با گروه‌های تروریستی‌ای در افانستان‌اند که این گروه‌ها از نظر راهبردی به امنیت روسیه تهدید تلقی می‌شوند.

روسیه تجربه تلخی را از مداخله نظامی در افغانستان دارد. این تجربه، هنوز در حافظه نظامیان زنده روسیه حضور دارد. اما هرگاه امریکایی‌ها بر خروج نظامیان شان از افغانستاان اصرار کنند و این خروج بدون در نظرداشت بهبود شرایط امنیتی وسیاسی در افغانستان صورت گیرد، احتمال مداخله نظامی روسیه قوت می‌گیرد.

می‌توان گفت که جدی شدن بحث مداخله مستقیم روسیه در جنگ و صلح افغانستان بسته‌گی زیادی به شرایط سیاسی و امنیتی افغانستان دارد. امریکایی‌ها به طرز آشکاری تمایل خود را برای خروج از افغانستان به نمایش گذاشته‌اند. بسیارکم مانده بود که رهبری دولت امریکا پای سندی امضا کند که متضمن خروج نظامیان امریکا از افغانستان و واگذاری تدریجی قدرت به طالبان بود. این‌که به هردلیلی این سند امضا نشد، بماند به جایش، اما نفس آماده شدن چنین سندی و رسیدن تا آستانه امضای رییس جمهوری امریکا نشان می‌دهد که حلقات قوی‌ای در کاخ سفید حضور دارند که خواهان خروج از افغانستان بدون در نظرداشت شرایط افغانستان‌اند. این امر به شکل بالقوه خطر خروج نظامیان امریکایی از افغانستان و واگذاری صحنه به روی کارآمدن سناریوهای بد و بدتر را مطرح کرده است. روس‌ها نمی‌توانند در چنین شرایطی منحیث ناظر صحنه باقی بمانند.

رابطه حکومت افغانستان با امریکایی‌ها خوب نیست و این رابطه در محور گفت‌وگوهای صلح بیش‌تر به سردی و تیرگی گرایید. هرچند امریکایی‌ها اخیرن حملات خود را بالای مواضع طالبان تشدید بخشیده‌اند، اما به نظر می‌رسد که این حملات به مرور زمان کاهش پیدا کند. انگیزه این حملات بیشتر متکی به خشم رهبری حکومت امریکا نسبت به طالبان است. آنگاه که خشم آنان فروکش کند، حملات نیز کاهش خواهد یافت.

خلیل‌زاد بسیار واضح در سفر اخیرش به کابل گفت که تلاش‌هایش در روند صلح بر  کم‌کردن هزینه جنگ و کاهش مسوولیت‌های امریکا در افغانستان متمرکز بوده است. این گفته به این معنا است که امریکایی‌ها آماده نیستند برای یک مدت نامعلومی(یا شاید آن‌ گونه‌که محمد اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی می‌گوید برای پنج سال دیگر) هزینه جنگ در افغانستان را تقبل کنند. بنابراین، امریکایی روی گزینه خروج کار می‌کنند. در صورتی‌که گزینه از سرگیری مذاکرات صلح با طالبان از سوی امریکایی‌ها همچنان منتفی باشد، می‌توان پیش‌بین بود که نقش روسیه برجسته‌تر خواهد شد. به احتمال زیاد امریکایی‌ها صحنه را به روسیه باز بگذارند، تا این کشور به صورت جدی بخت خود را در آوردن صلح در افغانستان بیازماید. سفر مذاکراه کننده‌گان طالبان از قطر به روسیه می‌تواند مقدمه‌ای برای برجسته‌تر شدن نقش روسیه باشد.

با توجه به لغو گفت‌وگوهای صلح از سوی امریکایی‌ها، تشدید ناامنی‌ها و برگزاری انتخاباتی که پر تقلب پیش‌بینی می‌شود، می‌توان گفت که اوضاع سیاسی و امنیتی افغانستان در ماه‌های آینده متشنج خواهد بود. اگر امریکایی‌ها همچنان در صدد کاهش مسوولیت‌های خود باشند، وارد شدن یک قدرت بزرگ منطقه‌یی در معادله حتمی است. اما چنان‌که گفته شد هنوز معلوم نیست که روس‌ها چگونه وارد صحنه خواهند شد. رفتارامریکایی‌ها نیز به طرز چشم‌گیری غیرقابل پیش‌بینی شده است.

اگر رویکردهای روس‌ها و امریکایی‌ها در روند صلح افغانستان با هم مقایسه شود، می‌توان گفت که رویکردهای روس‌ها از نقطه نظر جامیعت و شفافیت، بهتر و موثرتر از رویکرد امریکایی‌ها بوده است. امریکایی‌ها با یک رویکرد انحصارجویانه گفت‌وگوهای صلح را بدون شفافیت و جامعیت لازم پیش‌بردند. در رویکردامریکایی‌ها صلح بین چند فرد انگشت شمار بود و دیگر جریان‌ها وطرف‌های سیاسی نه دخیل بودند و نه آگاه از گفت‌وگوها صلح. اما روس‌ها در چند نشستی که در مسکو برگزار کردند، در کنار دعوت از نماینده‌گان طالبان، از شمار زیادی از نماینده‌گان احزاب و اقوام نیز نماینده دعوت کردند و بحث‌هایی که صورت گرفت نیز بیش‌تر رسانه‌ای شد. از این نظرگاه رویکرد روس‌ها جامع و موثر تلقی می‌شود.

واضح است که جنگ در افغانستان عوامل زیادی دارد. اما در کنار عوامل داخلی، عوامل خارجی نقش اساسی و برجسته در دوام جنگ داشته است. عوامل بیرونی جنگ را می‌توان به دو بخش: مداخلات کشورهای همسایه و رقابت کشورهای قدرتمند جهان فشرده ساخت. در این میان، نقش روسیه منیحث رقیب عمده امریکا حایز اهمیت است. روس‌ها در سال‌های اخیر نشان داده‌اند که به نقش نظارتی در تحولات سیاسی و امنیتی منطقه اکتفا نمی‌کنند. این امر در عین حالی که می‌تواند همچون عامل بی‌ثباتی کشورهای «اقماری» پنداشته شود، می‌تواند در مواردی نقش متعادل کننده و ثبات محور را نیز بازی کند. حمایت روسیه از طالبان اگر از یک سو منجر به دوام جنگ شده از سوی دیگر می‌تواند منجر به ختم جنگ نیز شود. روسیه منحیث یک کشور همسایه قدرت‌مند افغانستان می‌تواند رفتار مسوولانه‌تر نسبت به امریکایی‌ها در قبال افغانستان داشته باشد. اما به نظر می‌رسد که در نهایت امر تحولات داخلی نیز تعیین کننده است. اگر طرفین داخلی جنگ معتقد به آمدن صلح واقعی شوند، روسیه می‌تواند نقش محوری تسهیل کننده داشته باشد. مزیتی که روسیه در مقایسه با امریکایی‌ها در روند صلح دارد، این است که روسیه بیش‌تر منحیث یک کشور بی‌طرف مطرح است و موقف بی‌طرفی صلاحیت روسیه را در حل وفصل منازعه افغانستان از راه صلح‌آمیز بیش‌تر محرز می‌سازد.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید