تصميم ترمپ، عظمت امريکا را حفظ و افغانستان را از طالباني ساختن نجات داد

عبدالحميد مبارز

آن وقت که اعلام شد دکتور زلمی خلیل زاد به حیث نماینده خاص وزارت خارجه امریکا برای تأمین صلح به افغانستان تعیین شده، اینجانب که دکتور خلیل زاد را ضد تروریزم می شناختم مخصوصاً که چند ماه قبل از این تاریخ، اشتراک و اظهارات او را در جلسه استماعیه مجلس سنای امریکا دیده بودم و پس از آن مصاحبه وی را با تلویزیون آریانا دیدم مخصوصاً که در جواب یک سوال خبرنگار که پرسان کرد که اگر پاکستان سیاست خود را در باره افغانستان و پرورش تروریست ها تغییر ندهد شما چه می کنید؟ خلیل زاد در جواب گفت که از سه گزینه کار می گیریم: از آزادی خواهان بلوچ، آزادی خواهان پشتون و جمعیت بزرگ و قوی جامعه مدنی پاکستان تا پاکستان سیاست خود را در باره افغانستان تغییر بدهد تا بتوانیم صلح و ثبات را در افغانستان تأمین نماییم.

مگر وقتی من با این موضع گیری که داشت از تعیین وی چون نماینده خاص در سه مقاله که در همین روزنامه آرمان ملی به نشر رسید با گرمی زیاد استقبال کردم و امیدوار شدم که اینک بعد از چهل سال جنگ در افغانستان و قربانی بزرگی که مردم ما داده اند امریکا به واقعیت رسیده؛ دیگر فریب مشوره های بریتانیا دشمن تاریخی افغانستان را نمی خورد، حتماً لانه های تروریستان را که در پاکستان می باشد چنانچه فهرست رهبران آن را با آدرس های شان در ملاقاتی که رییس جمهور کرزی با امرالله صالح روی میز جنرال مشرف رییس جمهور پاکستان گذاشته بود که اعصاب مشرف خراب و با بی نزاکتی واکنش نشان داده بود که با عکس العمل بالمثل کرزی مقابل شد، ولی با فضای غیر مساعد جلسه ادامه پیدا کرد. متأسفانه از مذاکراتی که بین طالبان و خلیل زاد در دوحه آغاز شد تغییراتی در خلیل زاد مشاهده کردم که در هر دور مذاکرات این تغییرات بیشتر و بزرگتر و برجسته تر می گردید، لحن مذاکرات به ترتیبی ادامه یافت که طالبان را قوی و امریکا را ضعیف، طالبان را قدرتی که از استقلال افغانستان دفاع می نمایند و شرط گذاشته اند که عساکر امریکایی از افغانستان خارج شوند یعنی عساکر امریکایی یک قوت اشغالی می باشد تا خارج نگردند توافق صلح صورت گرفته نمی تواند.

لحن و شکل و کلمات و جملات این مذاکرات نشان می داد که امریکا یک قدرت شکست خورده در افغانستان بوده و راه گریز را جست‌وجو می کند و طالبان پالیسی امریکا را درک کرده می کوشند تا امتیاز بیشتر به دست آورند.

قابل تعجب در این مذاکرات این بود که خلیل زاد از طالبان خواست که طالبان برای امریکا ضمانت بدهد که دیگر از افغانستان کسی به امریکا و متحدین آن حمله و یا ضرر رسانده نمی توانند، این وقت است که من درک کردم این که برخی از شخصیت های امریکا ادعا می کردند که نیمه ساحه افغانستان به کنترل طالبان است برای آن بوده که طالبان را قدرت قابل معامله نشان بدهد، زیرا اگر ساحه بزرگ افغانستان را به دست دارند چرا به اصطلاح امارت اسلامی شان را به داخل افغانستان نمی آورند و چرا در یکی از نقاط تحت کنترل شان مذاکرات با امریکا را انجام نمی دهند.

مختصر این که در 9 دور مذاکرات در داخل درهای بسته و به صورت سری در حالی صورت گرفت حکومت افغانستان که نماینده گی از دولتی می کند که همه کشورهای جهان به شمول امریکا آن را رسماً می شناسد، قانون اساسی دارد، رژیم آن دیموکراتیک، آزادی مطبوعات و رسانه های آن در منطقه مانند ندارد در حاشیه قرار داده همین خلیل زاد امریکایی افغان تبار همه مذاکرات را سری نگهداشته و علنی نساخت تا آن که در پایان آخرین دور مذاکرات گفت که امریکا و طالبان به توافق رسیده اند به زودی قرارداد امضا خواهد شد.

وقتی پرسیده شد که متن قرارداد را به حکومت وحدت ملی داده گفت نه صرف آن را نشان داد، زیرا هنوز به مطالعه دونالد ترمپ رییس جمهوری امریکا نرسیده، بعد از توافق وی قرارداد با یک تشریفات امضا خواهد شد.

در این وقت است که جنرال های امریکا، سناتوران امریکایی، سفرای سابق امریکا در افغانستان هر کدام آواز انتقاد بلند کردند که این گونه یک قرارداد و خروج با عجله قوای نظامی امریکا افغانستان را به خطر یک جنگ دیگر می کشاند، زیرا طالبان در حالی که با خلیل زاد مذاکره صلح می کردند در افغانستان با انفجار ها و انتحار ها صدها نفر را به قتل می رساندند و هرگز حاضر نشدند که آتش بس صورت بگیرد و بگویند که با حکومت افغانستان مذاکره می نمایند در حالی که افغانستان را بیشتر از صدکشور جهان به رسمیت می شناسند به شمول امریکا که بزرگ‎ترین سفارت آن در منطقه در کابل می باشد و طالبان را صرف سه کشور پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی یعنی دولت تروریست ساز و تروریست پرور، عربستان سعودی یک کشور ارتجاعی و غیر دیموکراتیک و امارات متحده عربی یک کشور شیخ نشین ساخت انگلستان دیگر کدام کشوری به رسمیت نشناخته، با فهم همه این مسایل که خلیل زاد می داند بازهم طوری حرکت کرد تا اول طالبان را به یک شکل در حکومت افغانستان شامل بسازد تا از یک طرف دست پاکستان در داخل حکومت واداره حکومت شریک باشد و از طرف دیگر چون پاکستان قبلاً داعش را به وجود آورده جنگ را با دولت افغانستان داعش پیش ببرد تا آن که پاکستان با اهداف خود در افغانستان برسد، به این شکل افغانستان هر روز قربانی می دهد و ضعیف تر شود.

امریکا دوست استراتیژیک و امنیتی افغانستان تا حال با مشوره بریتانیا و به خاطر پاکستان برای افغانستان سلاحی که آتش قوی داشته باشد مانند توپ، راکت، تانک و طیاره جنگی نداده، چنانچه وقتی در سال 2014 قوای خود را خارج می کرد سلاح خوب و اساسی را برای پاکستان داد، در عوض آن که تانک ها را به افغانستان بدهد دونیم ساخت و تخریب کرد تا به آسانی به امریکا نقل داده شده بتواند.

با همین وضع امریکا که پاکستان را تا روز آخر مذاکرات خلیل زاد نسبت به افغانستان ترجیح داده، تا هنوز مداخلات پاکستان را در افغانستان نادیده گرفته چنانچه با این همه جریانات حکومت و مردم افغانستان نسبت آنچه که مردم امریکا در یک موقع حساس نسبت حادثه یی که در امریکا به روز 11 سپتامبر صورت گرفت اصلاً برای گرفتن انتقام آمدند، ولی در عین زمان حضور شان در افغانستان و شکست طالبان افغانستان را از تسلط یک رژیم قرون وسطی نجات داد مدیون می باشند. به هر صورت اعلان لغو قرارداد با طالبان در واقعیت عزت دولت و مردم امریکا را حفظ کرد، زیرا قرارداد در بین اول قدرت نظامی اقتصادی امریکا با یک گروپ تروریستی که دسیسه در دست نظامیان پاکستان می باشد و تا دیروز خود امریکا آن را در لیست سیاه ثبت و برخی از رهبران شان را در گوانتانامو زندانی ساخته بود امضا می شد که طالبان اول قدرت و امریکا چون قدرت ضعیف و در حال گریز معرفی می گردید.

در دو انتخابات ریاست جمهوری افغانستان 2009 و 20014 پاکستان، بریتانیا و حتا امریکا مداخله کردند مگر بدنامی آن را به دوش رهبران سیاسی و مردم افغانستان بار نمودند، سیگار هرماه پنج اعلامیه نشر و از گم شدن میلیاردها دالر امریکایی در افغانستان حرف می زند و مردم ما را بدنام می سازد در حالی که پول خود را خودشان به دست خود مصرف کرده قسمت زیاد را کمپنی های بزرگ امریکا یا شرکای ترکی و مصری شان برده، قسمت کوچکی در افغانستان مصرف کرده اند و آن هم با یک تعداد اشخاص فاسد افغان معامله شده که حال مشاهده می شود که کرسی های شورا را با همان پول می خرند و فردا ریاست جمهوری را نیز از طریق لیلام به دست خواهند آورد، ولی بدنامی به ملت افغانستان نسبت داده می شود.

مگر دونالد ترمپ با مقاومتی که در سنا و کانگرس و در پنتاگون و در نزد شخصیت های سیاسی آن کشور به میان آمد این تصمیم شجاعانه را گرفته اعلان کرد و دنیا را به یک لرزه انداخت و ثابت ساخت که طالبان با امریکا چه با یک واحد کوچک نظامی آن برابری کرده نمی تواند، این پلان خطرناک پاکستان که افغانستان را تحت پوشش طالبان به سلطه می آورد ناکام ساخت.

به هر صورت امریکا کشور بزرگ و اول قدرت می باشد، با دیگر کشور های متحدش و کشورهای بزرگ جهان و منطقه وظیفه و وجیبه دارند تا جنگ چهل ساله را در افغانستان خاتمه بدهند مخصوصاً ملاحظه کردند چهار سال است که حکومت افغانستان بار بزرگ را به تنهایی به عهده گرفته و طالب با حمایت بزرگ مالی عربستان سعودی، امارات متحده عربی و شیخ های عرب و 33 میلیارد کمک های امریکا نتوانست قوای نظامی افغانستان را که صرف با تفنگ بدون داشتن سلاح ثقیل می جنگد شکست بدهد و هنوز هم صرف 2 یا 3 ولسوالی در کنترل طالبان بوده و سه ولسوالی دیگر تحت تهدید جدی می باشد. طالب جز آن که دزدانه حمله کند و امنیت را تخریب نماید دیگر کاری کرده نمی تواند، ولی اگر لانه ها و مراکز آن در پاکستان تحت حمله قرار بگیرد و دیگر در ظرف یک هفته شکست خورده امنیت در منطقه و افغانستان تأمین گردیده نه طالبی و نه داعشی باقی خواهد ماند.

بناءً وقت آن رسیده که امریکا تصمیم بگیرد تا مطابق استراتیژی که ترمپ تهیه کرده بود در هرجایی که تروریست یافت شود باید در همان جا از بین برده شود.

تروریست ها در کراچی، لاهور، حقانیه پشاور زنده گی و پرورش گردیده تعلیمات نظامی داده می شوند، اگر این مراکز از بین برده شود به امریکا همین حکومت افغانستان ضمانت داده می تواند که دیگر ازا ین منطقه کوچک‎ترین ضرری به امریکا و متحدین وی نخواهد رسید در اصل پاکستان وسیله طالبان و تمویل کننده ها باید هدف اساسی باشند تا جهان از این شر خلاص شود.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید