چرا قهرمان ملی حکمتیار را به دارنزد؟

مجید‌ آهنگر

سخنان گلبدین حکمتیار را بیش‌ترهموطنان ما از تلویزیون طلوع شنیدند. او با وقاحت و بی‌شرمی تمام به سوالات نجفی زاده پاسخ می‌داد و بسیاری از جنایاتی را که در حق مردم کابل مرتکب شده بود، انکار کرد.

او غافل از این است که مردم افغانستان خود بیننده همه جنایات او درسال‌های گذشته بودند و سیاه روی های او را حتا خون  خودش  نیز سپید کرده نمی‌تواند و دامن آلوده به خونش، گواه روزگار سیاه او خواهد ماند. حکمتیار حتا در حق کسانی که جوان‌مردی و مهربانی کرده  اند ناسپاسی می‌کند و از بزرگی آنان انکار می‌کند.

او با بی‌شرمی و نا مردی تمام قهرمان ملی کشور را اهانت کرده و از این که او شایسته‌گی این لقب را از سوی مردم افغانستان به دست آورده است، منکر است.

گلبدین حکمتیار در دهه هفتاد پس از همه جنایاتش، به منصب صدارت تکیه زد و زمانی که او به کابل آمد، قدوم نحس‌اش همه را در بر گرفت و بدبختی بزرگی دامن‌گیر مردم ما گردید که تا اکنون ادامه دارد.

طالبانی که او اکنون با اوشان پیمان وفاداری بسته است، کابل را  گرفتند و حکومت مجاهدین به شمال عقب نشینی کرد.

گلبدین آن روزها درکنار طالبان نماند؛ زیرا می‌دانست او را نیز درکنار داکترنجیب الله بردار خواهند کرد از این رو به جبل‌السراج رفت و در واقع به مردم شمالی و قهرمان ملی پناه برد.

اگر جبهه مقاومت و در رأس آن قهرمان ملی در حق او ناجوانی می‌کرد، او را درچوک شهرچاریکار بر دار می‌کرد، ولی او با درک این که او پناهنده است، از کیفرش در گذشت و او را امان داد و از جبل‌السراج به پنجشیر و از آن جا به تاجیکستان منتقل و بعد روانه تهران کرد.

قهرمان ملی حتا اسباب زنده‌گی‌اش را در تهران تدارک دید و با وساطت او درتهران به حالش رسیده‌گی شد. دوستان خبر دارند که حکمتیار پس از شنیدن خبر شهادت قهرمان ملی کشور با نامردی تمام شادمانی کرد و به دوستان و اطرافیانش نقل و شیرینی تقسیم نمود.

گلبدین زنده‌گی‌اش مدیون سخاوت و عیاری قهرمان ملی است ورنه بسیاری‌ها از او خواهش کردند که باید او را در شمالی تیرباران کنند، تا جبیره خون مردم بیگناه کابل گردد.

قهرمان ملی کشور به یارانش هدایت داده بود تا از حکمتیار پذیرایی خوبی کنند، تا مبادا نام جبهه مقاومت و زعامت آن در تاریخ بد گردد. حکمتیار سزاوار دار زدن بود، ولی همین نکته سبب شد تا قهرمان ملی بر او از رحم و شفقت کار بگیرد.

حکمتیار، وقاحت تاریخی و عقده حقارت دارد و در نزدش تنها خودش قهرمان این کشور است و از یاد برده است که گذشته ننگینش تا جهان است، براوراق تاریخ و اذهان مردم ما باقی خواهد ماند.

اشتراک گذاری:

نظر بدهید