چرا انتخابات پیش‌رو سرد است؟

نورالله ولی‌زاده

انتخابات یک روند سیاسی سراسری است که اشتراک مردم در این روند، بسته‌گی زیادی به امنیت فزیکی و امنیت روحی-روانی دارد. مردم این روزها احساس خوبی ندارند. از یک طرف جنگ‌ها تشدید شده و ناامنی به مناطق زیادی گسترش پیدا کرده که این امر در بسته ماندن تعداد زیادی از مراکز رأی‌دهی متجلی شده است. این امر همچنان تاثیر خود را بالای اشتراک مردم در مراکز باز نیز خواهد گذاشت. طالبان تهدید کرده که مانع برگزاری انتخابات خواهد شد. این تهدید را شاید که بسیاری‌ها جدی بگیرند، حتا اگر طالبان قادر به اخلال جدی روند  انتخابات نباشند!

****************

تا چند روز پیش، روند صلح یکی از دلایل سردی انتخابات عنوان می‌شد. چون گفت‌وگوهای صلح شفاف نبود و این احتمال مطرح بود که تا ششم میزان حکومت موقت تشکیل می‌شود. این فرضیه، کاندیدان را به برگزاری انتخابات بی‌باور ساخته بود. اما بحث سرد بودن مردم، جدایی از بحث سرد بودن نامزدان است. درست است که سردی و گرمی نامزدان می‌تواند به سردی و گرمی مردم نسبت به انتخابات اثرگذار باشد اما نمی‌توان تمام عوامل و دلایل سردی مردم را به رفتار کاندیدان نسبت داد.

حالا که بحث صلح(دست‌کم تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری) به حاشیه رانده شده، برای بررسی سردی مردم نسبت به انتخابات می‌توان عوامل و دلایل دیگری بر شمرد. البته در جامعه‌ای مثل افغانستان دلایل زیادی می‌تواند پروسه‌های ملی‌ای مثل انتخابات را متأثر سازد اما در اینجا به سه عامل عمده اشاره می‌شود: بی‌باوری مردم نسبت به  شفافیت واعتبار انتخابات؛ نبود امنیت و آرامش روحی و روانی مردم؛ و تکراری بودن و پیش‌تاز بودن آقایان غنی و عبدالله منحیث رهبران حکومتی که ناکام دانسته می‌شود.

بی‌باوری مردم نسبت به شفافیت واعتبار انتخابات:

سومین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان(انتخابات 2014) جنجالی‌تر، پرتقلب‌تر و بحران‌زاتر از دو انتخابات قبلی بود. سومین انتخابات پارلمانی،(انتخابات 2018) رسوایی روند انتخابات افغانستان را شهره آفاق ساخت. اعلام نتایج بعد از هفت ماه! این در واقع آخرین میخی بود که به تابوت اعتماد مردم نسبت به انتخابات کوبیده شد. سطح پایین اشتراک مردم در انتخابات پارلمانی سال گذشته، نشان داد که اعتبار انتخابات در نزد مردم اعاده نشده و تاثیر منفی انتخابات 2014 به ذهن و ضمیر مردم پابرجاست. اما حالا ذهنیت منفی قوی‌تری وجود دارد.

حکومت وحدت ملی به رهبری آقایان غنی و عبدالله، نظام انتخاباتی را اصلاح نکرد. آقای غنی انگیزه‌ای به این کار نداشت، اما آقای عبدالله تلاش لازم را برای اصلاح نظام انتخاباتی به خرچ نداد. خارجی‌ها نیز در این اواخر با تمرکز به روند صلح، روند انتخابات را فراموش کردند. هرچند سازمان ملل با طفره رفتن از زیربار مسوولیت پرداخت هزینه انتخابات به نحوی اعلام کرد که به روند جاری انتخابات باور ندارد اما حکومت با پرداخت بخش اعظم بودجه انتخابات از بودجه ملی، تلاش کرد تا جلو گسترش بی‌باوری را بگیرد که به نظر نمی‌رسد نتیجه‌بخش بوده باشد. حالا انتخابات بیشتر در حیطه کنترول حکومت قرار گرفته چون بودجه آن را حکومت پرداخت می‌کند.

نبود امنیت و آرامش روحی و روانی مردم:

انتخابات یک روند سیاسی سراسری است که اشتراک مردم در این روند، بسته‌گی زیادی به امنیت فزیکی و امنیت روحی-روانی دارد. مردم این روزها احساس خوبی ندارند. از یک طرف جنگ‌ها تشدید شده و ناامنی به مناطق زیادی گسترش پیدا کرده که این امر در بسته ماندن تعداد زیادی از مراکز رأی‌دهی متجلی شده است. این امر همچنان تاثیر خود را بالای اشتراک مردم در مراکز باز نیز خواهد گذاشت. طالبان تهدید کرده که مانع برگزاری انتخابات خواهد شد. این تهدید را شاید که بسیاری‌ها جدی بگیرند، حتا اگر طالبان قادر به اخلال جدی روند  انتخابات نباشند!

وزارت امور داخله اعلام کرد که بیشت از هفتاد هزار نیروی امنیتی را برای تامین امنیت انتخابات توظیف کرده است. این اعلام در نفس خود خوب است اما در عین حال حاوی این پیام است که روند انتخابات بیشتر امنیتی  ونظامی شده است. این پیام می‌تواند به شکل غیر مستقیم این گونه در نزد مردم دریافت شود که لازم  نیست در یک روند «نظامی شده» اشتراک کنند که احتمالن خطرناک است.

ناامنی و فقر فزاینده، همچنان امینت روانی مردم را صدمه رسانیده است. این امر نیز تاثیر خود را در اشتراک مردم در انتخابات خواهد گذاشت. چنان‌که گفته شد، مردم در صورتی با اشتیاق در انتخابات اشتراک می‌کنند که از نظر روحی-روانی آرامش داشته باشند.

پیش‌تاز بودن آقایان غنی و عبدالله:

در بسیاری از دموکراسی‌های دنیا، یکی از علت‌های شورانگیزی انتخابات این است که دو حزب یا دو گروه سیاسی که از نظر فکری و از نظر برنامه با هم متفاوت‌اند، در انتخابات با هم رقابت می‌کنند. به صورت قطع، در اکثر دموکراسی‌های دنیا، یکی از نامزدان پیش‌تاز کسی است که از نظر رأی‌دهندگان تازه و نیازموده دانسته می‌شود. رأی دهندگان به همین دلیل اشتیاق به برگزاری انتخابات دارند که یک فکر نو و یک برنامه نو را فرصت اداره کشور بدهند. کسانی‌اند که از نحوه اداره کشور توسط حزب یا شخص بر سر اقتدار ناراض‌اند و ادامه کار حکومت فعلی را به نفع کشور نمی‌دانند، در انتخابات با شور و شوق اشتراک می‌کنند تا برنامه، حزب و شخص دیگری را برگزینند تا مگر که وضعیت کشور و مردم بهبود یابد. انتخابات پیش‌رو در افغانستان از این مزیت تهی است. آقایان غنی و عبدالله که نامزدان پیش‌تاز این انتخابات هستند، چهره‌های تکراری هستند که بسیاری از مردم آنان را مسوول و مقصر وضعیت رو به وخامت موجود می‌دانند. حکومت وحدت ملی در بسیاری از عرصه‌های مهم حیات اقتصادی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی ناکام دانسته می‌شود. وضع امنیتی در مقایسه با گذشته خوب نشده؛ وضع اقتصادی خوب نشده؛ وضع سیاسی خوب نشده؛ و… بلکه در عرصه‌های یاد شده وضع بدتر نیز شده است. با این‌حال مردم چگونه به دو شخصی که مسوول این همه ناکامی دانسته می‌شوند، رأی بدهند؟! این سوال مهم و اساسی است.

هرچند آقایان غنی و عبدالله از نظر طرح، فکر، برنامه و دید سیاسی و خاستگاه اجتماعی-فرهنگی از هم کاملا متفاوت‌اند و حتا می‌توان گفت که متضاداند اما آن‌چه اتفاق افتاده این است که هر دوی این چهره‌های«متضاد» در یک زمان مسوولیت اداره کشور را داشتند و بنابراین هر دو در بدتر شدنِ وضعیت کشور مقصر دانسته می‌شود.

آقای عبدالله با اشاره به کم‌صلاحیتی‌اش در حکومت، مدعی است که برای او فرصتی در اداره کشور داده نشده است. در مقابل آقای غنی هر از گاهی عبدالله را به«چیلک‌اندازی» متهم می‌کند و غیر مستقیم می‌خواهد بگوید که عامل ناکامی‌های حکومت آقای عبدالله است. اما از دید مردم، هر دو (شاید با درجاتی متفاوتی) مقصراند. شاید مشکل از آنجا سرچشمه گرفت که دو مفکوره متضاد سیاسی در یک قالب اجباری(حکومت وحدت ملی) با هم یکجا شدند و به اصطلاح مردم افغانستان این فرصت را از دست دادند که دو برنامه و طرح متضاد را جدا جدا به آزمون بگیرند.

می‌توان گفت که دلیل اصلی و عمده سردی مردم نسبت به انتخابات، همین عامل آخری و سومی است. آن‌عده از کسانی که به هرحال بالای کمسیون انتخابات اعتماد کنند و تصمیم بگیرند که رأی بدهند؛ تهدیدهای امنیتی را نیز نادیده بگیرند، باز با این سوال بی‌‎جواب مواجه‌اند که چرا رأی بدهیم و برای کی رأی بدهیم. از نظر بسیاری‌ها، برنده شدن هر کدام از دو نامزد پیش‌تاز(عبدالله و غنی) تکرار پنج سال گذشته در پنج سال آینده است. تا کنون این دو نفر دلایل معقولی ارایه نکرده‌اند که نشان دهد، پنج سال آینده در صورت پیروزی یکی از این دو نفر، وضعیت کشور خوب خواهد شد. به دلایل زیادی(که مجال طرحش در اینجا نیست) می‌توان گفت که به غیر از آقایان عبدالله و غنی، نامزد دیگری به اندازه‌ای جدی نیست که بتواند این دو نفر را به چالش بکشد.

اما به هرحال، برای حفظ چارچوب نظام دموکراتیک، چاره دیگری به جز اشتراک در انتخابات وجود ندارد. حضور گروه تروریستی طالبان در حاشیه قدرت یک خطر بالقوه راهبردی برای بقای جمهوریت است و بنابراین مردم چاره‌ای جز این ندارند که بهبود و اصلاح نظام را از درون بجویند و اجازه ندهند که یک گروه تروریستی و ضد ارزش‌های دموکراتیک به سرنوشت شان حاکم شود. به تعبیر دیگر وضعیت گونه‌ای است که مردم ناچار از انتخاب یکی از بدها در میان بدترین‌ها‌اند!!

اشتراک گذاری:

نظر بدهید