بررسی پولمولوژی جنگ و صلح

معین اسلام‌پور/ بخش نخست

جنگ و صلح دو وضعیت کاملاً متمایز از یک‌دیگرند. بشر از روزگارِ که ظهور کرد هیچ وقت از این دو جدا نبوده‌اند در واقع این دو مفهوم، هم‌زاد و هم‌سرشت آدمی بوده است؛ بشر گاهی در تنازع، تخالف، جنگ و مبارزه بوده یا در صلح و صفا، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز داشته‌اند؛ این دو، موضوع از اهمیتی بسیار برخوردار است و در طولِ تاریخ اندیشه بشر نیز موردِ توجه و تأمل اندیش‌مندان بوده است.

هرچند جنگ بر تناسبِ مفهوم صلح موردِ نقدها و نکوهش‌های جدی و بی‌رحمانه قرار گرفته است. اما در برخی موارد جنگ از روی نیاز صورت گرفته است.

************

مفهومِ جنگ و صلح دو دو مقولۀ جدا و متمایز از یک‌دیگراند و این دو، پیشنه به‌درازای تاریخ بشریت دارند. با آن‌که این دو مقوله رویکردِ جداگانه دارند ولی باهم پیوسته و وابسته‌اند، به‌قول معروف هردو، دو روی یک سکه است، به‌لحاظِ محتوایی و رابطه ارگانیک دارند، زیرا از بدو پیدایش بشر تضاد و ستیز در گیروه‌ها و اجتماعات بشری وجود داشته است، باگذشتِ زمان نه‌تنها از میزانِ جنگ‌ها و ستیزها کاسته نشده، بل باتکامل فکری انسان، جنگ‌ها پیچیده‌تر و جنگ افزارهای مورد استفاده نیز از نظر کمی و کیفی تکامل یافته است. صرف‌نظر از جنبه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، زیان جانی‌ای‌که جنگ، هم‌راه خود به‌ارمغان می‌آورد، ضرورتِ مطالعه علت ویا علل آن را ایجاب می‌کند. مطالعه علت و عوامل بروز جنگ و راه رسیدن به‌صلح پایدار یکی از مهم‌ترین، مباحثِ رشته روابطِ بین‌الملل می‌باشد و مبحثی است که دقیقاً مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته و عملاً صدها کتاب و مقاله در این باب به‌‎رشتۀ تحریر در آمده است(وهاب،1353).

جنگ و صلح دو وضعیت کاملاً متمایز از یک‌دیگرند. بشر از روزگارِ که ظهور کرد هیچ وقت از این دو جدا نبوده‌اند در واقع این دو مفهوم، هم‌زاد و هم‌سرشت آدمی بوده است؛ بشر گاهی در تنازع، تخالف، جنگ و مبارزه بوده یا در صلح و صفا، هم‌زیستی مسالمت‌آمیز داشته‌اند؛ این دو، موضوع از اهمیتی بسیار برخوردار است و در طولِ تاریخ اندیشه بشر نیز موردِ توجه و تأمل اندیش‌مندان بوده است.

هرچند جنگ بر تناسبِ مفهوم صلح موردِ نقدها و نکوهش‌های جدی و بی‌رحمانه قرار گرفته است. اما در برخی موارد جنگ از روی نیاز صورت گرفته است و شمار زیادی از اندیش‌مندان و جنگ پژوهانِ حوزه نظامی جنگ را تقدس نموده‌اند ولی در ذات و کلیت امر، آمارِ بلند از آگاهانِ نظامی، سیاسی، و استراتژیست‌ها جنگ را محکوم نموده، وقوع این جنگ را به هر دلیل و توجهی‌که آغاز و انجام شود، نامیمون خوانده و آن را خلافِ اصولِ انسانی و اخلاقی دانسته و به‌شدت محکوم و نفی نموده‌اند.

هم‌چنان جوامع بشری هم‌زیستی مسالمت‌آمیز و شرافت‌مندانه را جزو ارزش‌مندترین و اصولی‌ترین نیازهای بشری قلم‌داد نموده رعایتِ حقوقِ متقابل را باتوجه به‌درک و کشفِ تعهدات، میثاق‌های بین‌المللی و حقوق بشر دوستانه را از مولفه‌های سازگار باشرایط و پیش شرط، برای زندگی صمیمانه و مسالمت‌میز می‌خوانند.

(polemologie واژه‌شناسی پولمولوژی )

این اصطلاح، یک کلمۀ مرکب از دو واژۀ یونانی(polemos) یعنی(جنگ) و(logos) به‌معنای شناخت یا بررسی یا شناسایی به‌معنای علم جنگ می‌باشد. برای نخستین‌بار در جهان، گاستون بوتول، جامعه‌شناسی معروف و محقق فرانسوی و نویسندۀ کتاب “صد میلیون برده” در این کتاب اصطلاح(پولمولوژی) را به‌کار برد و نیز در سال1946 میلادی در فرانسه انیستیتوتِ برای بررسی علمی و شناخت جنگ و صلح(پولمولوژی) را تاسیس و نشریه‌ای هم به همین نام منتشر کرد. اما تا اکنون اقداماتِ گاستون بوتول و سایرِ جامعه‌شناسان در جهتِ جلوگیری از بروز جنگ و برتری یک صلح پایدار غیر سیاسی ولی اخلاقی و انسانی‌که بشریت قادر باشد در سایۀ چنین صلحی با آرامش و مسالمت‌آمیز زندگی کند به‌نتیجۀ مثبت نرسیده است(بوتول،‌1387).

جنگ‌شناسی و. بررسی مسایل مربوط به‌جنگ به‌عنوانِ یک واقعیت تاریخی، همواره بخش مهمی از مطالعاتِ رشتۀ روابطِ بین‌الملل را تشکیل داده است. دولت‌ها از یک‌دیگر انتظار دارند که به‌رسمیت شناخته شوند و این شناسایی به اندازۀ شأن، جایگاه و منزلت آن‌ها باشد. ” اگر فرایندِ شناسایی درست و واقعی نباشد، به‌عبارتی، شناسایی با انکار یا کوچک شمردن طرف مقابل همراه شود، پیکار در می‌گیرد”.

باوجودی‌که بررسی‌های گسترده‌ای در حوزۀ‌های مختلف علوم اجتماعی، برای شناسایی ریشه‌های علل وقوع جنگ، انجام شده است، هنوز درباره ریشه‌های این مسأله، تبیین واحدی وجود ندارد. برخی علل این کاستی را روش شناسانه می‌دانند. بنابراین تا زمانی‌که نتوان تمایزی(درصورت وجود) بین انگیزه‌ها و محدودیت‌های عینی و شیوۀ ادراک آن‌ها قائل شد، نمی‌توان رفتارهای منجر به‌جنگ یا عدم جنگ را درک کرد(تیلور1388).

تاکنون تغییرات ساختاری و مهمی در جهان رخ داده‌اند که مؤید افزایش پدیده جنگ‌ها و منازعه‌ها در آینده است. اهمیت این پدیده بر روابط دولت- ملت‌ها و آثار و پیامدهای مؤثر آن بر جوامع انسانی، موجب توجه فزاینده تحلیل‌گران و محققانِ سده‌های گذشته تاکنون را نسبت به‌ابعاد و جوانب مختلف آن فراهم کرده است. نظر به این مهم و باتوجه به‌وجود و رویکردهای گوناگون و تعدد نظریه‌های مربوط به‌جنگ، در مورد ریشه‌های این پدیده، تبیین واحدی وجود ندارد. در همین چارچوب، در طولِ تاریخ بشریت، وقوع جنگ و ظهور و بروز این پدیده، سیر تکاملی قابل تأملی را پیموده است که همواره بر پیچیدگی، دامنه، روش‌ها، نیات و انگیزۀ وقوع جنگ‌ها، سبب به‌وجود آوردن بستری بی‌بدیل، برای شناخت بهتر این موضوع خواهد بود.

پس از پایان جنگ سرد و هم‌زمان باظهور شرایط و ترتیباتِ ساختاری نوین در نظام بین‌الملل، بخشِ مهمی از مطالعاتِ مربوط به‌جنگ، به‌بررسی شرایط و ماهیتِ این پدیده در آینده متمرکز گردید. در این میان در چارچوب روش‌های آینده پژوهی و سناریوسازی، گروهی از محققان و نظریه پردازان، مایل به‌پیش بینی شرایطِ کلی حاکم بر جنگ‌های آینده در قرن بیست ویکم بوده‌اند. این مطالعاتِ بیش‌تر برشناختِ عوامل و انگیزه‌های مؤثر در پیدایش و توسعۀ جنگ، راهکنش‌ها”تاکتیک‌ها” . راهبردهای جنگی، تأثیر فناوری بر جنگ‌های آینده و اهمیتِ نرم افزارها در ستیزش‌های آتی متمرکز بوده است(احمدی و رضایی،1391،ص176).

باتوجه به این مهم، مسألۀ که سالیان درازی تمام ارزش‌های محوری یک جامعه از بین برده است و برخلاف ارزش‌های نوینی را به‌ارمغان آورده است و تبعاتِ دست‌آوردهای جنگ به‌مراتب در تناسب به‌ویران‌گرها و پیامدهای منفی آن معدود است، باآن‌که در علوم اجتماعی پژوهش‌ها و پیش‌رفت‌های چشم‌گیری صورت گرفته مراکز تحقیقی و آزمایشگاه‌های گوناگون و مدرنِ تاسیس گردیده است ولی در حوزه جنگ آن‌گونه نیاز است، ایجاد نشده و اگر مواردی هم بوده باشد، خیلی ناچیز و کم است. از این میان چند آزمایشگاۀ به‌شرح آتی تاسیس شده است:

در ایالاتِ متحده امریکا جنگ‌های کره و ویتنام محرک تحقیقاتِ ستیزه‌شناسی قرار گرفته‌اند و در این کشور است که اکنون وسیع‌ترین شکوفایی در موسساتی از این‌گونه و مجهز به‌وسایل نیرومند پژوهش‌گران متعدد به‌چشم از آن جمله‌اند: انستیتوت‌های استانفورد، ماساچوست، میشگان و آنتاریو که عنوانِ معروف‌ترین موسسات در نوع خود می‌باشند. این موسسات تحقیقات قابل ملاحظه‌ای انجام داده‌اند.

از موسساتِ اروپایی قدیمی‌ترین آن‌ها، انستیتوت‌های نیمگ، گرو نینگ، اسلو و میلان هستند و بعد از آن‌ها، انستیتوت‌هایی سابقه کم‌تری دارند، عبارت‌اند از: انستیتوت استکلهم، بروکسیل، لوون، استراسبورگ، فرانکفورت، بن بارسلون.

در این زمینه روش‌ها و تحقیقاتِ دیگر را کشور فرانسه، انجام داده است، گرچه تا حال، برای جلوگیری از بروز جنگ و بر قرار یک صلح پایدار جهانی نتوانسته است، کاری از پیش‌ببرد ولی روی هم‌رفته رضایت‌بخش است.

هر چند که استقرارِ صلح مهم‌‎ترین، مشکل عصر ماست، لیکن اگر در بارۀ شکل‌ها، نقش و عمل‌کردهای شناختِ کافی نداشته باشیم، صلح را به‌نحوِ جدی نمی‌توانیم موردِ مطالعه قرار دهیم. جنگ و صلح دو روی یک سکه، پشت و روی حیات اجتماعی و نوسانِ اصلی آن محسوب می‌شوند. آقای ویکتور وارنر علم صلح را ایرنولوژی نامیده است. ایرنولوژی به‌سبب قرابت زیاد عمل‌کردهایش با پولومولوژی تقریباً از آن غیرِ قابلِ تفکیک است. مبارزۀ بینِ صلح و جنگ تا امروز به‌صورتِ نابرابر صورت گرفته است. صلح بسیار شکننده‌تر است؛ زیرا اگر وجود یک‌نفر برای آغاز خشونت کافی است، اما توافق همگان، برای ماندن در فضای صلح یا تحقق آن لازم است (بوتول،1388).

ادامه دارد. . .

[1].victor warner

[2].Irnologie

[3]. polemologie

اشتراک گذاری:

نظر بدهید